قمر بنی هاشم - نوشته های یک ناظم
آبرویت نریخته ماند تا خواهش آن را بچکاند ، پس بنگر که آن را نزد که مى‏ریزى . [نهج البلاغه]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

قمر بنی هاشم - نوشته های یک ناظم
یکشنبه 1 بهمن 1385 ساعت 1:55 صبح+ قمر بنی هاشم


هان ایمانیان ؛ پیام آورده ایم؛ گوش هوش فرا دارید؛


از مدینه قصه ها ؛ از بقیع غصه ها ؛ از احد اشک ها ؛ از کعبه ندای ابراهیم خلیل الله ؛از حجر و حجر تکبیر ایمانیان ؛ از عرفات و مشعر و منی و مروه و صفا و زمزم ؛سرود توحیدیان و از سر زمین غدیر خم ؛طنین خطابه ی  من کنت مولاه فعلی مولا   را.


پس پاسخمان چه بود؟


 از مکه بوی جدایی ؛ از صفا و مروه هروله فرار ؛ از عرفات و مشعر و منی سرود بت پرستی ؛ از سرزمین غدیر خم پیام فراموشی ؛ از مدینه بوی نیرنگ سقیفه ؛ از فرات ندای وا عطشا ؛ و از کرب و بلا ................بوی خون


 


 


مادر او ام البنین بود.ام البنین ارادت خاص نسبت به امام حسین (ع) داشت. عشق و علاقه او به حسین به حدی بود که بعد از واقعه عاشورا وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او میدهند میگوید: (اخبرنی عن ابی عبدالله ع) از حال حسین بگو.


از رشادتهای خاص او داستانها نقل شده از رشادت او در جنگ جمل و صفین .


در شب عاشورا خطاب به امام خویش فرمود آیا از تو جدا شویم تا پس از تو زنده بمانیم؟ نه هرگز خدا چنین روزی را برای ما نیاورد.


در مقام او همین بس که دو امام معصوم بر بازوی او بوسه زدند : یکی امیر مومنان ؛ به هنگام تولد بر بازوان کوچک او بوسه زد و اشک ریخت و دومین مورد روز عاشورا حسین بر دستان او بوسه زد .


در علو شان ؛ جلالت و رتبت او نوشته اند که: امام سجاد (ع) فرمود: خدا رحمت کند اورا که با پیروزی در امتحان جانش را فدای برادر کرد تا آنجا که دست هایش از تن جدا شد .


تاریخ نگاران نوشته اند که: او انسانی خوش قامت و رعنا بود هنگامی که بر اسب می نشست پایش به زمین میرسید او را ماه بنی هاشم میگفتند.


در عصر تاسوعا هنگامی که سپاه باطل حمله کرد امام به او فرمودند : (جان من فدایت سوار شو )و او پرچمدار سپاه توحید بود.


وقتی یاران حسین شهید شدند طاقت او طاق شد و اذن میدان خواست امام به شدت گریست و گفت : تو پرچمدار منی.


وقتی فریاد العطش کودکان به گوش اورسید با اذن امام به سمت شریعه فرات رفت اورفت تا الی الابد فرات و آب را شرمنده خود نماید.


او چون شیری خشمگین بر چهار هزار نفر از محافظان شریعه حمله برد و آنان را متفرق ساخت و وارد شریعه شد و کفی از آب بر گرفت:


(فذکر عطش الحسین و اهل بیته )


آب را روی آب ریخت و مشکی پر از آب نمود و هنگام بازگشت به سوی خیام دشمنان کینه توز از کمین گاه بر او حمله کردند  با ضربتی ابتدا دست راست و سپس دست چپ را از بازو جدا نمودند .


او مشک را بر دندان گرفت و کوشید تا آب را به لب تشنگان برساند ؛ اما ناگهان تیری به مشک اصابت کرد و آب فرو ریخت .در چنین وضعی ناگهان عمود آهنین بر فرق مبارکش فرود آمد و تیری بر سینه اش اصابت کرد و تیری دیگر به چشم مبارکش خورد.


در این هنگام : (یا اخا ادرک اخا) و ناله زهرا :(آه پسرم )


و ناله امام :اینک پشتم شکست ؛توان و عزمم کاهش یافت و دشمنم شادمان گشت.


امام از کنار بدن خونین او به سوی خیمه ها باز گشت در حالی که شکسته دل ؛ محزون و گریان بود .


او الشهید ؛ باب الحوائج ؛عبد صالح ؛ساقی لب تشنگان ؛قمر بنی هاشم ؛ عباس ابن علی (ع) بود.


 


یا رب نظر تو بر نگردد


 


 


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
قمر بنی هاشم - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
قمر بنی هاشم - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر