مشترک مورد نظر تو مدرسه است - نوشته های یک ناظم
خدایا! . . . در دیده ام نور و در دینم بینش بنه . [امام صادق علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

مشترک مورد نظر تو مدرسه است - نوشته های یک ناظم
دوشنبه 14 اسفند 1385 ساعت 1:57 صبح+ مشترک مورد نظر تو مدرسه است

بسم الله الرحمن الرحیم


امیر مومنان حضرت علی (ع) فرمود: هنگامی که آیه( بسم الله الرحمن الرحیم )نازل شد ؛ کوهها ی عالم آواز بر آوردند (وخدای سبحان را تسبیح گفتند) آن چنان که ما صدای آنها را میشنیدیم و کافران نیز شنیدند و گفتند :محمد(ص) کوهها را جادو کرده است.


 


پرده اول


بعد از مراسم صبحگاه ؛ بچه ها و دبیرا تازه به کلاس رفته بودند ؛ که دیدم خانم دبیر ریاضی که در متانت رفتار زبانزد تموم بچه های مدرسه است ؛عصبانی از کلاس بیرون اومد و گفت من دیگه تو این کلاس نمیرم از ساعتی که درس و شروع کردم تا حالا وسط کلاس صدای اس ام اس میاد . خواستار تفتیش ردیف وسط کلاس شد. از اونجایی که میانه خوبی با تفتیش ندارم ؛ رفتم تو کلاس و بچه ها رو با زبون قانع کردم و دانش آموز خاطی رو که بار چندم بود موبایل میاورد شناسایی و موبایل رو گرفتم . تا بعد اولیاش بیان   تحویل بگیرند. تا نوبتی بعد و روز از نو و روزی از نو.


پرده دوم


زنگ تفریح اول تموم شد که دیدم؛ یکی از بچه های سال دومی گریون ؛ اینطرف و اون طرف میره و دو سه تا دوستاشم به دنبالش میرند. از اونجایی که این بچه رو از نزدیک میشناختم و مشکلات و مسائلش رو میدونستم ؛ پرس و جو کردم و متوجه شدم که موبایلش و که صبح پنهونی آورده مدرسه ازش زدن ؛ و از اون بدتر اینکه سیم کارت تالیا رو تو یه گوشی 300000 تومانی گذاشته بوده . بدون اینکه صداشو در بیارم با کمک دوستاش من از دفتر شماره میگرفتم و دوستاش اینطرف و اونطرف میرفتند تا شاید صداشو بشنوند ؛ ولی افسوس فایده نداشت.


پرده سوم


زنگ تفریح دوم بود ؛ بالا ی پله های حیاط ؛ بچه هارو نیگاه میکردم که یه دفعه یکی از بچه های بی انضباط رو دیدم که همینطور که ساندویچش و گاز میزد ؛ از پله ها میومد بالا


؛ تا منو دید ؛ عقب گرد کرد و نزدیک بود ساندویچ بپره گلوش. فهمیدم خبریه ؛صداش کردم و گفتم خودت بگو چیه؟ بی حرف دست کرد کیفش و یه موبایل در آورد و داد به من و گفت ( خانم این از دیروز تو کیفم مونده بوده ) از اونجایی که سابقه داشت ؛ بهش گفتم که این موبایل تا اخر سال مهمون منه.با ناراحتی رفت و بعد از یه ساعت دوستش اومد و گفت : خانم تو رو خدا بدید این مال دوست ......... و خیلی بد میشه. قرار شد مادرش بیاد وصحبت کنیم.


پرده چهارم


از طبقه سوم جهت شرکت در جلسه اتاق مدیریت ؛ پایین میومدم که در سکوت راهروها که فقط از بعضی از کلاسها ؛ که درشون باز بود صدای درس دادن خانمای دبیر میومد ؛ ناگهان صدای آهنگ موبایل بلند شد ؛ هاج و واج نگاه میکردم که ببینم صدا از کجاست که دیدم ؛ خانم دبیری از کلاس بیرون اومد و در راهرو به موبایل خود جواب داد. با دیدن خانم معلم از تعجب فقط نگاه کردم.


پرده پنجم


 ار صبح سوگل گریه میکرد و هر دفعه سئوال کردم چی شده ؟ میگفت خانم آبروم رفته و جواب درستی نمیداد. من که میدونستم دیروز تولد سوگل بوده و نباید اینهمه نگران بشم ولی تا ظهر هزار فکر و خیال کردم و آخر تو ساعت نماز؛ قانع شد بهم بگه :چی شده. و وقتی شروع کرد ؛ من از تعجب فقط ساکت شده بودم.گویا سوگل از هفته قبل که بچه ها رو دعوت کرده ؛ به همه گفته که قراره از پدرش کادوی تولد ؛ موبایل بگیره ؛ و روز تولدش ؛ پدرش چیز دیگری به او کادو داده بود و او این را ؛ گناه نا بخشودنیی میدانست.


 


چی بگم ؟ باز هم از این روزهای موبایلی بگم؟ نه از بدی موبایل میگم؟ نه از بدی تکنولوژی و صنعت میگم؟ نه اصلا از بی ملاحظگی مسئولین مدرسه میگم؟ نه نه اصلا از دوست ...... بی ملاحظه ای میگم که ؛ وقتی موبایلشونو میدن دست دوست دختراشون ؛ چرا اصول ایمنی یادشون نمیدن؟ نه بابا اصلا از بابا و مامانایی بگم که قبل از دادن موبایل یا هر امکانات رفاهی دیگه ؛ به دست بچه هاشون ؛ از فرهنگ استفاده از اون وسیله ؛ یادشون میره چیزی بگن؟ اصلا از خانوم معلمی میگم که ساعت اول موبایلو از دست بچه میگیره ؛ ولی یادش میره ؛با وجود تذکرات فراوون ؛موقع ورود به کلاس ؛ گوشی خودشو خاموش کنه؟


نمیدونم باید از چی و از کجا بگم؟ از مخابرات؟ از ماماو باباها؟ از ما مسئولین مدرسه؟ از دوست پسرا؟ از ......ببخشید گوشیم داره زنگ میزنه و وقت ندارم وگرنه میگفتم که:


 ای کاش قبل از در اختیار گذاشتن هر وسیله رفاهی برای بچه ها و حتی بزرگترا ؛ اول فرهنگ استفاده از اونو در جامعه جا مینداختیم.


یا رب نظر تو برنگردد


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
مشترک مورد نظر تو مدرسه است - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
مشترک مورد نظر تو مدرسه است - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر