غم یار - نوشته های یک ناظم
دانش، زنده کننده جان و روشنی بخش خرد و کشنده نادانی است . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39291کل بازدید‌ها

غم یار - نوشته های یک ناظم
دوشنبه 21 اسفند 1385 ساعت 4:54 عصر+ غم یار

بسم الله الرحمن الرحیم


فاطمه جان......


چه زود وچه دیر گذشت......


امروز برادرت اومد مدرسه و اون کارتهای شوم و آورد ، چقدر تکیده شده بود.....


گفت سعی کنید حتما بیایید چون فاطمه خوشحال میشه........


یک سال گذشت. یادم نرفته روز آخر پدرت اومد ، اجازه تو رو برا سه روز گرفت . سه روز زودتر از تعطیلیهای آخر سال.معاون پایه تون اجازه داد و تو از کلاس اومدی. چقدر خوشحال بودی.


راه نمی رفتی ، می پریدی ، سر به سرت گذاشتم ، گفتم تنبل خانوم سه روز نیومدن انقدر شادی داره؟ خندیدی گفتی : نه آخه یه هفته هست که مامان و ندیدم و میخوام با بابا برم اصغهان  ، مامان و بیاریم .دیدن مامان ، شادی داره.


فاطمه جان .......


یادش به خیر ، وقتی حرف احقاق حق بچه ها بود چقدر داغ می کردی. یادته اون روز که اردو کنسل شد؟؟؟؟؟؟؟؟


یادته وقتی در جلسات شورای دانش آموزی شرکت میکردی ، با چه جدیتی ، پیگیری مسائل بچه ها رو می کردی؟ باهات شوخی میکردیم و میگفتیم انشاءالله در آینده مدیر بشی. کاش............


من معاون پایه شما نبودم ، ولی انقدر خوب بودی که همه ما میشناختیمت.


اون صبح شوم آخرین روز مدرسه قبل از عید ، ساعت یه ربع به هفت که اومدم مدرسه ....


چه روز شوم و سیاهی بود اون روز. عقلم کار نمیکرد که چی شده. یعنی نمیخواستم باور کنم. تو رفتی  مامان و بیاری ، پس چرا خودت رفتی؟ نمیدونم تونستی مامان و سیر ببینی یا نه؟


فاطمه جان ، گل قشنگم.....


تو رفتی و شدی عروس مدرسه .هیچکس نمیخواست باور کنه. آسمون خون میبارید. چه روزی .بیچاره پدر و مادرت .....


یادته روز آخر از در که رفتی بیرون ، صدات زدم ، گفتم بی معرفت ، تبریک عیدی ، بوسی ، چیزی ، خندیدی از دور بوس فرستادی و گفتی ، تقسیمش کنید وقت ندارم. چه شتابی برا رفتن داشتی.


فاطمه ، عروسکم ، دخترم ، گلم ، شاید خیلیا ایراد بگیرن و بگن ، شب عیدی چرا این چیزارو نوشتی؟ ولی مگه میشد .سالگرد کوچ تو برسه و ...بی انصافی بود اگه یادت نمیکردم.


عزیزم فکر کنم مراسم سالت رو هم نرم .مثل سوم و هفتمت که نتونستم ، یعنی دلم نیومد که برم .آخه اگه میرفتم میدیدم اون چه رو که نمیخواستم بپذیرم .باید باور می کردم که دیگه نیستی ... و من دوست داشتم که همیشه همون تصویر آخر رو که بوس فرستادی تو خاطر داشته باشم و نمیخواستم عکست رو که با روبان سیاه تزئین شده ببینم.


گلم ، قشنگم ، نازنینم ، سالگردت و گرامی میدارم و یادت و همیشه در دل زنده نگه میدارم.


سه غم آمد به جانم هرسه یک دم


غریبی و اسیری و غم یار


غریبی و اسیری چاره داره


غم یار و غم یار و غم یار


یا رب نظر تو برنگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
غم یار - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
غم یار - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر