دمتون گرم..... - نوشته های یک ناظم
دانش، انگیزه فهم است . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39291کل بازدید‌ها

دمتون گرم..... - نوشته های یک ناظم
دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 ساعت 2:36 صبح+ دمتون گرم.....

بسم الله الرحمن الرحیم
بشارت ده به بندگانی که شنوای سخن هستند و از بهترین آن پیروی میکنند، اینان کسانی هستند که خداوند هدایتشان فرموده و آنها صاحبان عقل و درایتند. (سوره 39  آیه 18)


انسان موجودی اجتماعیست ، اول چیزی که در برخورده با دیگران از یک فرد، به نمایش گذاشته میشه ، نحوه حرف زدن و ادای لغات ، و نوع بیان کلمات میباشد.آیات و روایات متعددی درباب تربیت اسلامی و نوع نیکو سخن گفتن وارد شده است.نمیدونم! در باب تربیت فرزندانمان چه میزان ، حواسمون به رسانه های شنیداری و گفتاری میباشد؟. وقتی فلان فیلم طنز رو تلویزیون پخش میکنه (که خودمم حتما میبینم) آیا ما حواسمون به فرزندانمون هست که  بولوتوسهای  ذهنشون رو روشن کرده و تموم ظرفیت اونو با گفته های این قبیل برنامه ها ، پر میکنن؟


البته نا گفته نماند که ، اصلا اینجا نمیخوام بگم : فلان برنامه بد ، یا اون یکی خوبه .یا مثلا ، نذارید بچه تون اینارو ببینه (چون حتما فردا تو مدرسه همه رو دوباره میبینه) در ثانی ، رطب خورده کی کند منع رطب؟ فقط میخوام ، نحوه تاثیر این قبیل برنامه ها بر گفتار و چگونگیه برخورد فرزندانمون رو ، بررسی کرده و ببینم کودکان و جوانان ما تا چه حد تحت تاثیر این قبیل کلمات ، چه در گفتار و چه در رفتار بوده و مسئولین فرهنگی آیا اصلا این مطلب رو لمس نموده اند یا خیر؟ یا چه مقدار متوجه نفوذ این فرهنگ حتی در صحبت کردن خود ما بزرگترا هستیم؟


علی(ع)فرموده:آدمی به گفتارش سنجیده میشود و به رفتارش ارزیابی می گردد. چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود.(فهرست غرر،صفحه 331)


چند روزه پیش ، صبح زود که اومدم مدرسه ، قبل از زنگ صبحگاه دیدم که ، یکی از بچه ها اومد تو دفترو خیلی سریع گفت : خانوم تحقیقم و یادم رفته بیارم . میذارید زنگ بزنم مامانم بیاره؟ (معمولا برا اینکه بچه ها حواسشون رو جمع کنن و به مامانا هم زحمت ندن ، اجازه نمیدیم) گفتم : نع (از نوع شدیدش).گفت: خانوم قربونت برم بیا و اول صبحی یه حالی به ما بده و بذار زنگ بزنم!!!!!!!!! با چشای گرد شده نگاش کردم و ....خلاصه بعد از کمی نصیحت در مقوله خوب حرف زدن گذاشتم زنگ بزنه.از دفترکه میرفت بیرون گفت: خانوم اگه بدخواه مدخواه داشتی خبرمون کن.


زنگ تفریح اول بود و با همکارم میچرخیدیم بین بچه ها که ، دیدم دو تا از بچه های سال دوم اومدن سراغ همکارم و گفتن : خانوم ما این زنگ پرورشی داریم بذار بریم اتاق فیلم . خانوم اگه این هفته هم  نذاری بریم خیلی نامردی !!!!!!همکارم موافقت کرد و اونا با خوشحالی گفتن : حلله..خانوم دمت گرم .چاکریم دربست .و رفتن تا به بچه های کلاسشون اطلاع بدن. تو سرو صدای بچه ها انواع و اقسامه صحبتا به گوش میرسید.ای ووووووووووللللل چه عکس با حالییییییی ، اشتپ فرک فوکولی ، و.......نمیدونم لغات چرا اون روز تو ذهنم بازی میکرد؟؟؟؟؟؟


ساعت کلاس بود.یکی از نماینده ها اومد و گفت: دبیرمون گفته، یک ناظم بیاد بالا. رفتم و به محض نزدیک شدن به کلاس ، دیدم که یکی از بچه ها رو ، دبیر از کلاس بیرون کرده و ....وارد کلاس شدم و دبیر رو صدازدم بیرون ، و جریان رو پرسیدم . دبیر توضیح داد و در ادامه رو به دانش آموز گفت : خانوم ناظم اومد بالا !!! ولی بدون من خودم حریفتم و حالتو میکنم تو قوطی .فکر نکن نمیتونم خدمتت برسم و.....جل الخالق ...این کلمات هر روز هست ؟ یا امروز تو ذهن من بازی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رژه کلمات قصار !!!!!!!


همینطور که تو فکر بودم ، و از پله ها میومدم پایین دیدم یه تعداد شاگرد پشت در یه کلاس ایستادن پرسیدم : چرا بیرونید؟ گفتن : امتحان شفاهی زبان داریم و یکی یکی امتحان میدیم و میاییم بیرون ...در همین حین یکی از بچه ها از کلاس اومد بیرون و منو ندید و در حالی که دو دستش را با دوطرف مانتوش پاک میکرد گفت: (ببخشید) خوب آقا ما کارمون تموم شد کسی اینجا کار نداره؟ صلاح رو در این دیدم که ، از همون کوچه معروف برم پایین......


تو فکر اومدم پایین و رفتم اتاق مدیر، جلسه داشتیم ، برخلاف همیشه ساکت نشستم و وقتی بالاخره مدیرمون طاقت نیاورد و پرسید که: تو چته ؟ چرا ساکتی؟ ( جالبه ، نه خانوم بودن و ساکت شدنم  رو  تحمل میکنن ، نه شر و شورم  رو ) رفتم بالا منبر و هر چی رو که دیده بودم ، در مورده از دست رفتنه نسل جوون ، و دور شدنه  فرهنگ محاوره ای نیکو و ......تا تونستم اظهار فضل نموده و با ارائه راهکارای مختلف جلسه رو به اغتشاش کشوندم. (دو سه روز بود که برا انجام یه کار اداری و البته شخصی ، میخواستم برم اداره و مدیر اجازه نمیداد ، اون لحظه ، فکر کنم  صلاح دید  شرجات  منو کم کنه) و گفت تو اصلا مگه نمیخواستی بری اداره؟ پاشو برو . من که خوشحال شده بودم پریدم ماچش کردم و گفتم : ایوووووووول چه مدیربا شخصیتی ، خانوم دمت گرم، مرسی که حال دادی، خیلی مخلصیم.چاکریم خانوم ....که ناگهان با خنده همکارا و صدای داد مدیر که میگفت : بیا ببین کی از خراب شدنه فرهنگ گفتاری صحبت میکنه؟ .....فرار رو بر قرار ترجیح دادم.


(اینم بخونییییییییین):
با عرض معذرت از خواننده های محترم به دلیل مشغله، امتحانات مدرسه و یک امتحان سرنوشت ساز برا خودم (طی دو ماهه آینده) فکر کنم تا مدتی نتونم زیاد سر بزنم .البته مطالبم رو مینویسم و اگه مجالی باشه ، به کامنتا در همینجا پاسخ میدم ولی در اینجا از همگی بابت سرنزدن به وبلاگا ، یا کم سر زدن عذر خواسته ، برا امتحانم التماس دعا دارم. 


یا رب نظر تو برنگردد. 


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
دمتون گرم..... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
دمتون گرم..... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر