مدینه بود و ..... - نوشته های یک ناظم
دانشمند، دانشمند نمی شود، تا اینکه . . .در برابر دانشش چیزی از کالای پست دنیا نگیرد . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

مدینه بود و ..... - نوشته های یک ناظم
سه‏شنبه 22 خرداد 1386 ساعت 12:21 عصر+ مدینه بود و .....

باسم رب محمد (ص)

اجرک الله بقیه الله


مدینه بود و .....
مدینه بود و بوی دود و درب سوخته و میخ دیوار و محسن پر کشیده.....
مدینه بود و پهلوی بشکسته و قد خمیده زهرا(س) .........
مدینه بود و گنبد سبز پوشیده در غم ......
مدینه بود و غربت کوچه های بنی هاشم . مدینه بود و ناله های خفته در چاه . مدینه بود و بیت الاحزان خاموش.....
مدینه بود و فغان وااماه  مولائی که سر بر تربت مادر گذارده .....
مدینه بود و بین الحرمین خاک گرفته در غربت و مرقد بی نور ،چهار نور......
مدینه بود و مدینه بود و .............مدینه نبود ....هیچ ، جز گنبد خضراء نبود.......
نه کوچه بنی هاشمی و،  نه درب سوخته ای و،  نه بیت الاحزانی و نه ، تربته گمگشته ای............


میقات بود و شجره...........
شجره بود و بازگشت . شجره بود و توبوا الی الله . شجره بود و اِحرام . شجره بود و آغاز . شجره بود و تولد .
شجره بود و لبیک...........لبیک اللهم لبیک....


مکه بود وحِجر بود و حَجَر.. مکه بود و دل تاریک و حرم .. مکه بود و حطیم  و یک نظر .. مکه بود و مُستجار و مُلتزم..
مکه بود و .....مکه بود و ......هیچ نبود...، مکه بود و کعبه بود و .....هیچ .....جز خدا نبود.


* الهی خانه کجا و صاحبخانه کجا؟ طائف آن کجا و عارف این کجا؟ آن مُحرم میشود و این مَحرم...آن لباس احرام میپوشد و این از خود عاری میشود...آن لبیک میگوید و این این لبیک میشنود.......(علامه حسن زاده آملی)


             به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادن              که برون در چه کردی ، که درون خانه آیی

به حرم رهم ندادند........حاجی احرام دگر بند.....حاجی احرام دگر بند........حاجی احرام دگر بند
                                    **********************************
1-با سلام و تشکر از کلیه دوستان ، اگه قابل باشم اونجا همه رو دعا کردم ، خودمو راه ندادن ولی برا دوستان خیلی دعا کردم ، دوتا از دوستان مخصوص در نظرم  بودن ، یکی به خاطر تشابه اسم یکی از هم کاروانیه و یکی هم به خاطره در خواستش که یه نی نی گولو بود ، همه جا مد نظرم بودن و بقیه دوستان که دعا برا مریضا خواسته بودن و بقیه حوائجشون. و اگه قابل باشم به نیته همه طواف به جا آورده و نماز خوندم البته به نیته همه.و از خدا حج رو برا همه خواستم.

2- متاسفانه ، با وجودی که در ایام حزن اونجا بودم اما تنها صدای روضه و مداحی ، همون آهنگ غم بار ه غربته مدینه بود. که خوب البته و صد البته شاید بیش از هزار روضه اشک انسان رو جاری میکرد.


3- متاسفانه ، امسال در مدینه ؛ فشارها بیشتر شده و در حرم پیغمبر (ص) ، سمت درب خونه حضرت زهرا ، که تا پارسال باز بود ، کلا بسته شده البته برا خانوما ، و فقط مقدار محدودی از روضه النبی در کل ، برا خانوما باز بود ، اونم در ساعاتی محدود .( منظورم بابه جبرئیل نیست ، اون رو الان دو ، سه ساله بستن . کلا سمته خونه حضرته زهرا و سکوی صفه ، بسته شده و ورود از هیچ طریقی به اونجا برا خانوما مقدور نیست).و بقیع هم فقط در ساعت 4 تا 5/5 بعد از ظهر بالا پله ها ،  خانوما اجازه داشتن برن. البته مجاله بحث نیست ، ولی فکر کنم یه مقدار هم خود زوار ایرانی مقصرن.
در روضه النبی ، بندی بود که مامور زن وهابی جهت رفع ازدحام به ستون بسته وبا کمکه اون ، خودش رو. به ستون نگه میداشت ، در غیابه اون خانوم ، یک روز صبح دیدم که یه خانومه ایرانی به روش مخصوص چند مرتبه اون بند رو تکون داده و میبوسید و بلافاصله پشت سرش چند نفر نوبت ایستادن تا همون کار رو انجام بدن...یا نمازهایی که خانوما در بقیع ، با وجود تذکرات فراوونی که داده میشه ، بازم میخونن....بماند که مجال گفتنش نیست.


4-با یک نگاه به زوار ، و درکه حضوره اقشاره مختلف ، انسان خوشحال میشه که از همه قشری تونستن در حج شرکت کنن. فقط ای کاش حج و زیارت برنامه توجیهی برای زوار داشت.
نمیدونم ، ما میاییم اینجا اعتراضه وسیع به فیلمهایی میکنیم که فرهنگمون رو زیر سئوال برده و بعد با بعضی رفتارها فرهنگ غنیه دینی و مذهبی و عرفی خودمونو خراب میکنیم. کاش حج و زیارت  برنامه ، هم برا توجیه رفتار عبادتی داشت و هم رفتار اجتماعی.
آقایون گوشاشون و بگیرن ...میخوام خودمون و دعوا کنم...
نمیدونم چند درصد از ما خانومای محجبه تو مملکته خودمون با چادرای رنگی از همه مدل (نازک و ضخیم) در ملاء عام ظاهر میشیم؟ چند در صد از خانومای غیر چادری  و مانتویی با لباسایی که در فرهنگ عامه لباس راحتیه تو خونه اسمشه (لباسای بلند آستین دار) ، فقط به همراهه یه مقنعه  ، در ملاء عام ظاهر میشن؟ که متاسفانه نمیدونم کی مجوزش رو داده که این مدل گشتن اونجا  ، ایراد نداره !!!!! آیا به صرفه گرم بودن هوا ، مجوز داریم همه مدل بگردیم و فرهنگه پوششیه خودمون رو زیر سئوال ببریم؟؟؟  صحبتم رو چادری و غیر چادری نیست ، بحثم رو فرهنگه پوششیه. و بعضا مشاهده انواع مانتوهای کوتاه و ....که امام جمعه مکه در نماز جمعه چند مرتبه گفته که ( اللهم احفظ شبابنا من نساءالایرانی).
 صفهای نماز جماعت رو متاسفانه (بعضی البته ) خانوما اشغال میکنن و حتی به خود ایرانیا ، جا نمیدن و بعضا ، ملیتهای دیگه بعد از اینکه شاهده مشاجره ایرانیا با هم هستن ، به اونا جا میدن..
وای کاش در مسائل عبادی نیز توجیهاته کافی و وافی انجام میشد. در نماز جماعته مکه ، بعد از حمد نفر کناری من که خانومه پیری بود ، خیلی قشنگ ، از عربا قشنگتر ،گفت :  آمییییییییییییییییییییین  . توجهم بهش جلب شد و دیدم که نه دست به سینه هم نایستاده....پس از اتمامه نماز گفتم : مادر جون چرا  آمین  گفتی؟ جواب داد که : انقدر صواب داره  مادر تو هم بگو !!!! بماند که با چه مکافاتی قانعش کردم و آخر قرار شد از روحانیه کاروانشون سئوال کنه.
یا صفوفه نماز رو ، که بسیار اهل تسنن مراعات میکنن در ردیف بودن ، و امام جماعت قبل از شروع تذکر میده ( استواا) ، خانومای ایرانی با وجود تذکراته فراوون که مراجع گفتن برا حفظ وحدت و تقیه ، میتوان مهر نگذارد ، به هم زده و برا اینکه بر روی سنگها سجده کنن صفوف را خراب میکنن و یا در صفها ، بعضیها نماز رو فرادی میخونن.
بماند ،( اگه آقایون خیلی ذوق کنن یه پست هم در مورده اونا مینویسم).

5-در مورد عبادت جمعی ، خوب بسیار مرتب در صفوفه نماز حاضر میشن و سر وقت میخونن ، اما من در عبادات جمعیه اونا روح عبادت رو حس نکردم. از هر نقطه که هستن قامت بسته و جماعت میخونن. بعد از اینکه در صفوفه نماز در انتظار اذان ، چرت میزنن ، بعد از اذان بلند شده و نماز میخونن.
در مدینه در نماز جمعه ، خیلی شلوغ بود و جا نبود  ، بینه دو ردیف ، یه تعداد از آسیاییهای ریز نقش ایستادن و به هنگامه شروع نماز ، همونجا قامت بسته و بر پشته نفر جلویی سجده میرفتن و از همه بدتر اینکه با عرض معذرت ، یکی از آنها صدایی ازش خارج شد در هنگام رکوع ، و باعثه خندیدنه نفراته ایرانی و پشته سر شد.


6-در مورده حجابه خانوما ی عرب ، خوب در شهر مکه و مدینه ، بیشتریا ، پوشیه دارن ، حالا یا با چادر یا با  مانتوهای بلند ، ولی یا جوراب ندارن (البته بعضا) یا یه وجب پایشان از بالای مچ معلوم هست. ولی خوب تعدادی هم واقعا حجابشون کامله .در مورده اونایی که حجابشون کامله ، خوب بحثی نیست و از اون پوشیه هم به نحو احسن  و درست استفاده میکنن.اما در مورده قِسمه دوم به نظره من ، فقط رو سنت میزنن و اگر از اون پوشیه استفاده نکنن ، بهتره چون حجاب کلشون ، کامل نیست . البته اینو بگم که بعد از استفاده در اونجا ، دیدم که خوب واقعا اگه درست استفاده بشه ، اونم در مکانهایی  که  استفاده پوشیه جا افتاده ، و به نوعی عمومیت داره ، اصلا جلبه توجه نمیکنه و برا انسان به نوعی هم تولیده احساسه امنیت میکنه. یه تعداد عکس در این رابطه بود که اگه موفق شم اینجا میذارم.


7- مطلبی در سالهای اخیر باب شده که ، کودکانه در سنینه پایین رو مُحرم میکنن  ، بی توجه به این مطلب که آیا اون بچه میتونه در حفظ وضو برا اعمال ، یا مثلا برنگردوندنه شانه از سمته خونه خدا ، به هنگامه طواف ، و بقیه اعمال خوددار باشه یا نه. در شجره ، شاهده احرام بستنه پسر بچه ای پنج ساله بودم . انشاءالله که قادر به انجامه درست بوده باشد . یا در خانه خدا دختر بچه ای رو دیدم که مادرش داشت تلقینه نماز طواف رو میکرد براش و بسیار خوشم اومد .اما بعد دیدم که متاسفانه برخی از ناخناش لاک داره ، که بعد از تذکر ، مادرش سرآسیمه اونو برد تا از روحانیه کاروان کسبه تکلیف کنه. البته کسانی هم بودن که صوری ، بچه ها رو مُحرم کرده بودن که خوب اون ، از نظره معنوی برا اون بچه میتونه مفید باشه و در عینه حال چون با تذکر مداوم برا اون بچه ، جهته حفظه وضو و بقیه مطالب همراه نیست ، قطعا خسته کننده هم نیست.


8-یه تعداد عکس آماده کرده بودم ، ولی حجمشون بالاست و اگه موفق شدم حتما عکسارو میذارم.

                          (چقدر حرف زدم ببخشید ، خوب تلافیه  مدتیه که نبودم)


یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
مدینه بود و ..... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
مدینه بود و ..... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر