نمیدونم ، بخونین دیگه... - نوشته های یک ناظم
نزدیکترین مردم به پیامبران ، داناترین آنان است بدانچه آورده‏اند . [ سپس برخواند : ] « همانا نزدیکترین مردم به ابراهیم آنانند که پیرو او گردیدند و این پیامبر و کسانى که گرویدند . » [ سپس فرمود : ] دوست محمد ( ص ) کسى است که خدا را اطاعت کند هرچند نسبش به محمد ( ص ) نرسد ، و دشمن محمد ( ص ) کسى است که خدا را نافرمانى کند هرچند خویشاوند نزدیک محمد ( ص ) بود . [نهج البلاغه]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

نمیدونم ، بخونین دیگه... - نوشته های یک ناظم
یکشنبه 3 تیر 1386 ساعت 1:7 عصر+ نمیدونم ، بخونین دیگه...

                                             بِاسمِ اللهِ ، یُحِبُ المُقسِطین
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و شیعته و   المستشهدین بین یدیه.
اگه گذاشتن ما در مورد مدرسه بنویسیم!!! بعد از چند پست متفرقه ، تصمیم داشتم امشب (منظور دیشب)، در مورد یکی از موضوعات مدرسه بنویسم که به طور اتفاقی چشمم خورد به وبلاگ منتخب و بله..... دعوتی که کرده بودن برای نوشتن در مورد سوم تیر . خوب بین خودمون بمونه ، با خودم گفتم کی به کیه؟؟ نمینویسم و کسی هم متوجه نمیشه ، ولی دیدم که نع ( از نوع غلیظش) از این خبرا هم نیست و چند وبلاگ دیگه هم بعله!!! (بازم از نوعه غلیظش)......قرعه فال به نام.....خوب دیگه نمیشد ننویسم و باید مینوشتم .و خوب نوشتم دیگه .... بخونین. 
اینو بگم که به هیچ عنوان ، طرفدار گروه خاصی نیستم و اونچه برام مهمه، پیروی از رهبری و ولایته فقیه میباشه ولی همیشه سعی کردم که به نظرات همه حتی مخالفینم احترام بگذارم . الانم اینجا دارم چیزایی رو مینویسم که شاید حتی به دوستان نزدیکم هم عنوان نکرده بودم. شما هم اگه دوست داشتین ، بخونین ، خوب اگه دوستم نداشتین ، بازم بخونین، حیفه آخه....
در ایام انتخابات، دقیقا پیگیر سیر تبلیغاتی کاندیداها بودم و در مورد اونا تحقیقات میکردم. برنامه های معرفی اونا رو ، از تلویزیون میدیدم و در خیابونا دوتا چشمه دیگه هم قرض کرده و چهار چشمی ، همه جا رو میدیدم .( روزای آفتابی هم ‍ شش چشمی)بعضی بندگان خدا رو با اینکه قبولشون نداشتم، اما بازم پیگیر برنامه هاشون بودم. یه بنده خدایی رو (معین)که خوُب خطش رو قبول نداشتم و بعد از سخنرانیش و موضعگیریش در مورد تعلیق غنی سازی و دیگر مواضع و ......، یه نفسه راحت کشیدم و یه خط افقی ، رو اسمش و..... نفر بعدی.
یه بنده خدایی رو هم که( البته دنباله اسمش نگردین ، به حرمت لباسش از بردن نامش معذورم) از اصل در اندازه های ریاست جمهوری نمیدونستم و بعد از ، وعده و وعیداش ، احساس کردم به شعور ملت توهین شده و خوب اونم یه خط افقی و نفر بعدی...
آقای هاشمی رو در ابتدا به خاطر سنشون، برا اینکار مناسب نمیدونستم و احترامشون، پیش من محفوظ بود ولی بعد از فیلم تبلیغاتیشون ، و یه شبم که از تجریش می آمدم خونه ، کارناواله طرفدارانشون رو دیدم!!!! با افسوس و آه فراوون، خوب یه خط افقی دیگه.....
البته باز هم احترامشون پیشم محفوظه .....
آقای قالیباف رو هم که از بریز و بپاشاشون ناراحت بودم و مخصوصا وقتی یکی از آشنایان صدا و سیمایی گفت که، چه بلایی سرشون اومده در هنگامه ضبط فیلم ایشون و فقط هر دو سه دقیقه یک بار، یکی از  چند مشاورینشون، ضبط فیلم رو قطع کرده و تذکراتی میدادن که مثلا دستت رو اینطور یا اونطور کن و غیره و بحث های مفصله دیگه ...خوب ، الحمدلله ، از یه اسم دیگه هم خلاص شدم.
خلاصه سرتون رو درد نیارم ، همینجور رفتم جلو تا ، موند دو تا اسم : آقای لاریجانی و آقای احمدی نژاد و خدا خدا میکردم که یکی به نفع دیگری بره کنار که ما راحت تر بتونیم انتخاب کنیم.....
تا ناگهان ،  سفری پیش آمد .... و بله رفتیم .....کجا؟؟؟؟ بله (این یکی بله معمولی)عرضم به حضورتون که بعله(این دوباره از نوع غلیظشه)........عربستان
در هر دو مرحله انتخابات اونجا بودم. مرحله اول مدینه ، و مرحله دوم مکه. در مدینه یک هتل محل رای گیری بود و همه رفتن و رای دادن ولی ساعت اضافه رو اجازه ندادن و صندوقها رو جمع کردن وشرطه هاشون ، اومدن و میخواستن صندوق رو ببرن که خوب نذاشتن.
در مکه اجازه انتخابات ندادن و مجبور شدن که صندوق رو ، هتل به هتل میبردن و رای گیری تقریبا مخفیانه انجام میشد. در هر دو مرحله، بعد از رای دادن ، با خواهرم رفتیم ،در مدینه  مسجد النبی و ، در مکه مسجد الحرام و نماز جعفر طیار ( اینم گفتم محض ریا ، شاید آقای احمدی نژاد خوندو.....) خوندیم و از خدا خواستیم که هر کدوم که واقعا لیاقت و توان این جایگاه رو دارن (( چه از لحاظ انجام کار و چه از لحاظ رعایت حدود مقدسات این جامعه رو دارن )) و به داد انقلاب و ملت و فرهنگ از دست رفته مردم میرسن ، و خون شهدا رو پاس نمیکنن و دو چهار سالهء پس رفته رو جبران میکنن ( ضربتون که انشاءالله خوبه)، همون رای بیاره.....
و بعد از رای گیری چه ساعاتی رو گذروندیم تا نتیجه اعلام شد .......الله اعلم !!!
در یک ، دست به یکی هماهنگ ، تموم خبرگزاریهای اونطرفی ، تا اون مرحله رفتن که آقای هاشمی جلو بود و بعد، سکوت کردن .فقط شبکه العربیه اخبار درست رو ارائه میداد .
و بالاخره در ساعت 3 بامداد به وقت اونجا و 5/3 ( بخوانید سه و نیم) ، به وقت ایران ، تلویزیون العربیه در یک خبره عاجل ( دور از چشم آقای نافذ) اعلام کرد  که :
شهردار تهران........پرزیدنته ایران
و مای ندید بدید هم ، اونموقع زنگ زدیم ایران و فکر کردیم که خیلی هنر کردیم و دیدیم که بله اینجا هم ، چندان بی خبر نیستند.و یکی از روزنامه های معروف و مورد غضب دو بینی نگرشان ،( بینی نه ، بل... بی نی) در روی سایت خبری خود در یک ،کار خارق العاده ، ( اونم فکر کنم دور از چشم آقای نافذ) قبل از اعلام نتایج شمارش آراء ، همون نیمه شب ، اعلام نموده: 
خبرها از پیروزی چشمگیر احمدی‌نژاد حکایت می‌کند
ملت کار را تمام کرد
اینم بگم که روزی حدود، ده الی بیست تا ، ((اس ام اس)) برا تخریب دکتر برامون ارسال میشد، از جوک و نصیحت و توهین و غیره ، بی انصافها نمیگفتن که پول رومینگشو قرار کی بده؟؟(اینم باز محضه ریا عنوان شد).


پی نوشت کوچولو........................................................................................
**قالب نو مبارک.....خیلی دوستش دارم و هی دارم ذوق میکنم ..ممنونم از (( ایشون )) نه بابا دنبال اسمشون نگردین ، گفتن نگین ، ما هم نمیگیم ، فقط:
(((ممنون بزرگوار)))
*
بد نیست اینم داشته باشین که : با دعای بالای صفحه ، از همون اول لو رفت که به کی رای دادم.
*(((در این پست ، میان پرده و پیام بازرگانی هم .......؟؟؟؟ بله  آزاد...!!!!  اینم یه کاره خرق عادت فقط به مناسبت سوم تیر))).
*تازشم ، مثله اینکه قرار بر این بوده که ، در آخر این مطلب ، چند نفر رو برا نوشتن خاطره از سوم تیر دعوت کنیم . برا خیر دنیا و آخرت و برا اینکه دعای نویسندگان و خوانندگان ، پشت سرم باشه ، هیچکس رو دعوت نمیکنم (( اینم یه خرق عادت دیگه )). (البته از خدا که پنهان نیست ، از شما هم چه پنهان که میخواستم ، یه بنده خدایی رو دعوت کنم ، گفتم یحتمل فکر کنه غرضی در کاره ، پس از خیرش گذشتم).
*این یکی رو هم داشته باشین ، این متن احتمالا ، یکی دو روز بیشتر نمیمونه ، و اگه زنده باشم ، به شرط حیاط.... ( نع بابا، به شرط حیات) زود مینویسم.پس میتونین برا خالی نبودن عریضه ، ( منظور خالی نبودن کامنتینگ) نفری دو نظر بدین.( چقدر پر حرفی شد ).                                         
                                                     انشاءالله
(؟؟)
                                                                              و باز هم یا رب نظر تو بر نگردد


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
نمیدونم ، بخونین دیگه... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
نمیدونم ، بخونین دیگه... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر