40بازدیدهای دیروز
39290کل بازدیدها
اپیزود دوم: (دِ... بابا مگه قرار نشد به این کلمه گیر ندین؟؟). *هفته معلم... و خوب نمیشه که معلم برا خودش تدارک ببینه، ای بابا نشستین ؟ پس کی از معلما پذیرایی کنه؟؟ معاونا بجنبن...*روز تربیتی، خانمای معاون مقدمات برنامه برا این روز رو بچینن.. *بابا !! فردا روز دانش آموزه، چه برنامه ای دارین؟؟.. برا اینکه کسی ندونه و سورپریز بشه!!! ناظما تدارک پذیرایی از بچه ها و نظم جشن و خرید کادو و ...... *روز کارگرو تجلیل از خدمتگزاران.......اعیاد......مراسمات مذهبی و نظم.... *معلما ، مدارک بیارن برا انتخاب معلم نمونه، اردوی مدیران نمونه، تربیتیهای برگزیده میرن مشهد، مشاوران نمونه.......تجلیل از دفترداران زحمتکش.....*اعتصاب معلمین زحمتکشه، تو هم میری اعتصاب و یه فکر پلید میگه اقلا یک ساعت به این هوا بشین، که، یهو...ترق یه چیزی میخوره تو سرت و بر میگردی میبینی مدیر (البته به قول خودش با شوخی) با کتاب زده تو سرت که ...اِ...اِ...تو نشستی؟؟ الان بچه ها همدیگه رو میخورن!!! پاشو زود برو تو راهروها.اپیزود سوم: (آفرین، که دیگه گیر ندادین) *موقع ثبت نام : دلت میسوزه و پول فوق برنامه رو، از یکی نمیگیری و...دوساعت بعد باز خواست میشی!!! ده روز بعد.... از شکایات بازرس میاد و بعد از بررسی.... کی این فیش هارو گرفته؟؟؟ چه بازرس.......خوب این دیگه پرسیدن داره؟؟ *اولیا از مدرسه شاکی هستن و به اداره شکایت کردن و خوب، مدیر که نمیتونه مقصر باشه!!! دبیرا هم که مقصر نیستن!!! بچه ها هم که عمرا !!! اگه تقصیر داشته باشن....خوب معلومه دیگه صبح ساعت 8 میری ارزشیابی برا جواب. *از حراست زنگ میزنن: دیشب از بیمارستان .... خبر دادن که یکی از بچه هاتون خودکشی کرده ( طبق بخشنامه خودکشی محصلین ، باید مراتب به اطلاع منطقه مربوطه رسونده بشه) برا پاسخ بیایین اداره ببینیم احیانا شما به ایشون گفتین بالای چشمت ابروست یا نه؟؟ *بچه های اقلا 15 سال سن ، تو حیاط بازی میکنن، یکی میخوره زمین و سرش اوخ میشه !! کی مقصره؟؟؟ خوب معلومه ، پرسیدن داره؟؟ *...دِ....دِ....دِ...تو !! توی نماز خونه چه میکنی؟؟ مگه ناظما میان نمازخونه ؟؟ پس کی مواظب بچه ها باشه ، بدو تو طبقات..*مدیر عوض میشه ، خوب مدیر جدید حق داره بابا ، میخواد با خودش ناظم جدید بیاره، صبح برو خودت رو اداره معرفی کن...آخ....آخ....آخ....بازم بگم؟؟؟آقا...!!! ما ناظما چی کارَه بیدیم؟؟؟ نه معلمیم و نه تربیتی و نه مدیر و نه دروغگو و نه جاسوس(سعی کنین به این کلمه، گیر ندین) و نه........!!! فقط کتک خورمون ملسِ. بالاخره، خودمونم نفهمیدیم ما چی کارَه بیدیم!!!!اصل القضیه:اصلا هم، درد دل نبود و اصلا هم دلم پر نبود از روزگار و هوس هم نکرده بودم که براتون از درد دلام بگم....از این آدمکها خوشم میومد، گفتم که یه پست براشون بنویسم...نع ..یعنی این آدمکها رو برا یه پست نوشتم...نع....** با تموم این احوال............. کارمون رو عشق است.این بنده سرا پا تقصیر، دو روز پیش این متن رو نوشتم و تاریخ ارسال رو برا صبح جمعه زدم و دیشب آخرین ویرایش رو برا ارسال انجام دادم و شرمنده اگه این مطلب باعث شده که اسم وبلاگ در لیستهایتان بالا اومده و خرج راه اضافه بر گردنتان گذارده . (این رو به حساب بی سواتی اینجانب و عدم آگاهی نسبت به این مهم بدانید. عفوا کثیرا).کی میگه ناظما بی تقصیرن!!! یا رب نظر تو برنگردد.
نام:
ایمیل:
جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!