سلام مولا.... - نوشته های یک ناظم
چون تو را درودى گویند درودى گوى از آن به ، و چون به تو احسانى کنند ، افزونتر از آن پاداش ده ، و فضیلت او راست که نخست به کار برخاست . [نهج البلاغه]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

سلام مولا.... - نوشته های یک ناظم
پنجشنبه 12 مهر 1386 ساعت 11:25 عصر+ سلام مولا....

سلام مولا:
آقا جون، دلم رو امشب در کوی تو رها کردم و خود به اوجش، به التماس نشستم.
به وسعت فاصله ای به انتهای زمان و ابتدای نفاق، به مدینه رفته و در سقیفه غم، به تماشای ریا نشستم. مولای من، چه مظلومانه تن رو، بالین جانت نموده و در فراق او به غم دلِ زهرا توسل جسته و فارغ از دغدغه سقیفیان، مرحم روح خونین فاطمه گشته و قلب پاره پاره رو به تسکین دل حسنین روونه نمودی.
 آقا جون، دیدمت... اون زمان که بر هتکِ حرم اون ملعون، خصم گرفته و عنقریب که روح از بدنش جدا نمایی، سفارش حبیبت را به صبر به یاد آورده و با استقامتی به پهنای کوه ابو قبیس، تن به مقدر الهی سپردی.
مولا، تنهائیت را لمس کردم اونشب که علی را، آری علی را، با دست خویش با پهلوی شکسته و روح غمین به دیار رسول روونه نموده و از تنهایی سر بر عیون مدینه ندای  یا رب، یا رب را زمزمه مینمودی.
مقتدایم، به دیار عاصیان آتی آمده و در کوچه، پس کوچه های بصره، اون زمان که سر خصم پیمان شکن، آن ناکثین عهد گریز رو بر خاک ذلت مالیده و بر انحراف یاران، غمین گشتی.... تو را دیدم.
دیدمت.....آن زمان که قاسطین دین دشمن را با نبردی سنگین منزوی نموده و بر خون ریخته شده هزاران مسلمان خون گریستی.....و آن زمان نیز، که همرهان دیروز و مارقین و مهاجمین دین نمای امروز و تموم اعصار رو با شمشیر عدالت به دیار عدم روونه نمودی.
........باز در برهوت گم گشته و در وادی ایمن به مسجد کوفه رسیدم.....و این بار شنیدمت مولی.... شنیدمت که چه مظلومانه در مسجد کوفه ندای: انت المولی و اناالعبد رو سر داده و ندای الامان و الامان، بر روز بی کسی ما سرودی. 
آری...این بار شنیدمت اقای من، اون زمان که اون دلیل رو بر تحیر من، به ترحم میخواندی. و به راستی که هل یرحم المتحیر الا الدلیل؟
مولای یا مولای......
ندای مولای یا مولای تو را، به وسعت تاریخ، در طول زمان، در زمین خاکی و برزخی مسجد کوفه لمس کردم. مسجد کوفه رو به شهادت گرفتم و ندای یا ذاالجود و الاحسان تو را ، هزاران بار بر زبان خوندم و بر دل روونه، تا شاید رحمی از مولایت بر این عاصی گنهکار جاری گردد.
مولایم‍، دیدمت .... در اون شب خونبار و اون سحر متفاوت. دیدمت بر من عاصی، صبر نموده و حجت آخر رو با زبان دل، بر من نابینا و ناشنوا، جاری ساختی.
دیدمت با چه قدمهای محکمی به سمت عشق پر کشیده و بر بالهای ملائک، ندای هل من منتقم رو زمزمه نمودی.
آقایم، مولایم، مقتدایم.... چه رفت برتو از من که وقتی، روح رو خلاص از قفس تن لمس نمودی، ندای خلاصی رو، توتیای چشم نموده و با شیون قدسیان، زمزمه فزت ورب الکعبه را هم آوا گشتی؟؟؟!!!............
فزت ورب الکعبه........


ختم الکلام: 
مولا جان، در این قدر واپسین... که همانا تعبیر و تاویل قدر و لیله القدر را زهرا(س) خوانده اند، مارو دریاب و به پهلوی شکسته زهرایت که با خون جگر مرحمش نمودی، واسطه شو.
واسطه شو تا تقدیری رقم خورده، که در حضور واپسینمون، و آغازین شروعمون، بر حضورت شرمگین نگردیم.
                      مولای یا مولای، ارحم عبدک الضعیف


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
سلام مولا.... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
سلام مولا.... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر