من شاکیم!!! - نوشته های یک ناظم
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد تا زبان سریانی را یاد بگیرم . [زیدبن ثابت]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

من شاکیم!!! - نوشته های یک ناظم
پنجشنبه 19 مهر 1386 ساعت 2:39 صبح+ من شاکیم!!!
                                                                  باسمه
رسول اکرم (ص) فرموده است: رحمت الهی بر پدر و مادری باد که فرزند خویش را در انجام نیکی و خیر یاری نمایند.

درست نمیدونم این نوشته رو از کجا شروع کنم؟؟؟!!!... از شروع سال تحصیلی جدید تا حالا خیلی گرفتار بودیم و خوب البته در سکوت منتظر شروع مشکلات انضباطی بودیم. نمیدونم در مشاهده بعضی مسائل، چی باید بگم و چطور بگم که شما به جای اینکه خندتون بگیره، میزان تاسف من رو متوجه بشین. همون هفته اول بود که همکارم، زنگ تفریح یکی از بچه های اول رو میبینه که داشته یه گوشه، با موبایل صحبت میکرده. از اونجایی که امسال اولا و دومها، با من هستن، اونو آورد پیش من و... خوب بردمش دفتر. سئوال کردم با کی صحبت میکردی؟ خیلی خونسرد گفت: با دوست پسرم!!! بعد راحت اسم و فامیلشم گفت. اگه بگم برق سه فاز از سرم پرید دروغ نگفتم. چند لحظه هر چی دهانم رو باز کردم نتونستم چیزی بگم. آخرش فکری به سرم زد و شماره رو گرفتم تا با اون آقا پسر حرف بزنم. اما اوشون تکذیب کرد و حتی ماهیت خودش رو هم قبول نکرد.
خندیدم و گفتم: دختر صداقتت من رو کشته.....
بالاخره به این نتیجه رسیدم که مادرش رو خبر کنم. خلاصه کنم، مادر اومد و دیدم تنها نیست و با پدرش هستند. احساس کردم که کارم سخت شده و در حضور پدرش خوب به دلیل غیرت پدرها مجبورم که کمتر برخورد داشته باشم. اما واقعیتش از این کار مادر خوشم اومد. احساس کردم که با پدرش صادقه.
هیچی، جریان رو گفتم و وقتی به این قسمت رسیدم که گفت، با دوست پسرم حرف میزدم، با احتیاط گفتم (از ترس باباش). یهو دیدم که باباش از جا بلند شد و .....
منم از جام پریدم که اگه خواست بزندش من جلوش رو بگیرم. که یهو عجیبترین صحنه طول مدت کارم رو دیدم.......
باباش رفت جلو و بغلش کرد و بوسش کرد و گفت: دخترم من از این راست گوئی تو خیلی خوشم میاد. الحق که بچه خودمی!!! بعد هم رو به من که با چشمای از حدقه در اومده داشتم نگاشون میکردم ، گفت: خانم شما ایشون رو باید به خاطر راست گوییش تشویقش کنین......
مگه من منتظر شنیدن این مطلب بودم که حالا تشویقشم بکنم؟؟؟!!!....بماند......... انقدر متاثر و متاسفم که، زیاد خوشم نمیاد بقیش رو بگم. برخورد ما با اونا و بقیه ماجرا بمونه.......
آقا من شاکیم!!!
از همراه اول شاکیم...... نه از ایرانسل و همراه دوم شاکیم.....
نه اصلا از پدر مادرا شاکیم، (این رو قبلا هم گفتم). از قوانین مدرسه شاکیم.از صدا و سیما شاکیم. از همه چی شاکیم. از همه چی و از همه کس. از خودمم شاکیم.


انگار همه دست به دست هم دادن که نسلی رو به فنا بکشن. من با تکنولوژی و علم روز مخالف نیستم. به هیچوجه... نمیخوامم اینجا از حسرت تعدادی بچه دیگه صحبت کنم که اون خودش یه پست کامله. نمیخوام از عکسهای بولوتوس شده تو موبایلا بگم که خودش.....( یحتمل هک میشم).
اما چرا مخابرات داره این کار رو میکنه. ایرانسل جشنواره میذاره ، نصف قیمت. همراه اول به نصف میرسونه قیمت رو. اعتباریا رو برا رو کم کنی وارد بازار میکنن. صداو سیما میاد نمایش میده موبایل رو تو دست بچه هشت و نه ساله،  اما کلمه ای از فرهنگ استفادش حرف نمیزنن.
 پدر و مادرا، خود شیفته و برا نشون دادن روشنفکر بودنشون میان قبل از اینکه راه درست استفاده از یه وسیله ای رو به بچه شون یاد بدن، اونو در اختیار بچه 14 سالشون میذارن. تازه از من انتظار تشویقم دارن( تو رو خدا خندتون نگرفت؟)
از آموزش و پرورش شاکیم که، دو سال اومد سکوت کرد و فقط گفت تذکر بدین و حالا تازه امسال که احساس خطر کردن، دو روز پیش یکی از معاونین مدیر کل صحبت کرد و تازه اونم شفاهی و یه سری مجازاتهای سخت گذاشتند. و آخرشم از خودم شاکیم.
از خودم شاکیم که چرا نمیتونم مثل خیلیا خونسرد باشم و فقط روزمره گی کار کنم. چرا وقتی یه بابای منورالفکر میبینم!!!!! شاخ در میارم. چرا نمیتونم روشن باشم؟؟؟ چرا من انقدر املم؟؟؟؟ راستی چرا؟؟؟
ببینم میتونین با این لغات، یه جمله روشنفکرانه بسازین؟؟ تو سرم میچرخن اینا!!
موبایل-منورالفکر-اس ام اس خفن-بولوتوس-هک- فناتیک-آدم امل-خانم ناظم!!


پ.ن
ببخشین به دلیل سبک نمودن قالب مجبور به حذف لوگوها شدم. بعضی لوگوهارو اصلا اصلا، دلم نمیخواست حذف کنم اما، خوب دیگه .(عفوا).
بعضی لینکها رو با شرمندگی بسیار حذف کردم. وقتی کسی برا وبلاگی درخواست لینک میده ، حق نداره از اون وبلاگ فقط در حد یه بیلبورد و پانل تبلیغاتی استفاده کنه. با شرمندگی بسیار لینکهایی رو که حس کنم فقط در حد این استفاده رو از لینک وبشون دارند، از این به بعد حذف نموده، از لینک این قبیل وبلاگها معذورم. شرمنده.
بعد التحریر:
بعد از کامنت یکی از اخویان گرام، لازم دونستم که تذکر بدم که چنانچه اینجانب اگر به کسی درخواست لینک بدم ، خوب وظیفه میدونم که سر بزنم و اما چنانچه لینکهای حذفی ( که البته شرمنده ام) دوست دارند لینک اینجانب را حذف نمایند تا به قول فرمایش ایشون، بی انصافی نبوده و لینک من نیز از وبلاگهایشان حذف گردد.                                                                       یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
من شاکیم!!! - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
من شاکیم!!! - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر