چی میل دارین؟؟؟!!! - نوشته های یک ناظم
[ و فرمود : ] بنده را نسزد که به دو خصلت اطمینان کند : تندرستى و توانگرى . چه آنگاه که او را تندرست بینى ناگهان بیمار گردد و آنگاه که توانگرش بینى ناگهان درویش شود . [نهج البلاغه]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

چی میل دارین؟؟؟!!! - نوشته های یک ناظم
پنجشنبه 26 مهر 1386 ساعت 1:38 صبح+ چی میل دارین؟؟؟!!!

                                                                   بسم الله
علی (ع) فرموده است: کسی که محبت انواع مختلف غذاها را در دل می نشاند، میوه های گوناگون بیماریها را از آن می چیند.
خُب.... ماه رمضون هم تموم شد و ........
 زنگ تفریح بود و با خانم مشاورمون بالای پله ها ایستاده بودیم و بچه ها رو نگاه میکردیم. یکی از بچه ها اومد و به ما از خوراکی خودش تعارف کرد. برام خیلی جالب بود که تو مشمعی که دست اون دانش آموز بود، مقداری هویج پوست گرفته بود که اون بچه خیلی قشنگ بهمون تعارف کرد و با خنده گفت : خانم بفرمایید پفک!! منتهی نه از نوع نفتیش... بعد از رفتنش با خانم مشاورمون در مورد تغذیه بچه ها و نوع تنقلات مصرفی اونا صحبت می کردیم و حرکت اون بچه باعث شد که توجهمون به خوراکی های بچه ها جلب بشه. همه چی تو دست بچه ها بود و اونا هم با چه اشتهایی تناول میکردن. انواع ساندویچها و چیپس و لواشک و ......دست کمتر دانش آموزی، تونستیم تغذیه سالم ببینیم.
نچ..... زیاد خوشمان نیامد.... ( البته قابل ذکره ، بعضی از این تنقلات از بوفه خریداری میشه.)
خلاصه با پیشنهاد خانم مشاور قرار شد که از یه خانم دکتر دعوت به عمل بیاریم تا بیاد و در مورد مصرف این تنقلات و تغذیه سالم با بچه ها حرف بزنه. 
سرتون رو درد نیارم، بعله... چند روز پیش اون خانم دکتر تشریف آوردن و سر صف با بچه ها حرف زدن. در باب تغذیه سالم، ایشون موارد مختلفی رو عنوان نموده و بحث کردند. از اون جمله  در مورد نحوه تولید انواع لواشکهای کارخونه ای و آلوچه ها و ساندویچها و غیره صحبت کردن. در مورد انواع ساندویچها ایشون مطالبی رو عنوان کردن که خوب، یه مقدار چیز بود یعنی یه جوری بود.
ایشون به طور کامل برا بچه ها از نحوه تولید بعضی از این سوسیس و کالباسها  صحبت کردند و گفتن که: اینها از پوست صورت گاو تولید میشه . یا مثلا در مورد بعضی همبرگرها که گفتن: از روده گاو و گوسفند درست میکنن. ..(ببخشین).
و همچنین از مضرات مصرف این قبیل تنقلات، در دراز مدت، نیز صحبت کردند.
خلاصه  آه از نهاد بچه ها در اومده بود و هرکی از خودش یه ادایی در می آورد. بمونه که اونروز تموم ساندویچهای بوفه باد کرد و نزدیک بود که خلاصه با بوفه ایمون ......بمونه.
این موج فردای اون روز هم ادامه داشت و اما از پس فرداش زنگ تفریح دیدیم که بچه ها دوباره مشغول خوردن این ساندویچها هستن و جالب هم این بود که به ما هم تعارف میکردن، اما با روش خاص. مثلا میگفتن: خانم بفرمایید ساندویچ پوست صورت گاو. یا مثلا میگفتن: خانم ساندویچ روده گوسفند میل ندارین؟ یا مثلا خودشون با خودشون حرف میزدن و از ساندویچهای همدیگه، بعد از  بکار بردن این القاب، میخوردن و غش غش هم میخندیدند.
باورم نمیشد که این بچه ها همونایی هستن که اونروز چه اداهایی از خودشون در می آوردند و همشون هی میگفتن که: خانم حال تهوع گرفتیم، این حرفا چی بود و اگه دیگه عمرا ما ساندویچ بخوریم و...........
خلاصه دوباره روز از نو و روزی از نو.... 
به ذهنم اومد که اگه روی این خوراکیها قرار باشه با توجه به نحوه ساختش اسم بذارن چطوری میشه؟؟
به ذهنتون بیارین، مثلا میرید تو اغذیه فروشی و میگین:
آقا یه ساندویچ پوست صورت گاو بدین، لطفا دو نونه باشه.
یا ، آقا یه ساندویچ روده گوسفند میخوام.
یا............. نمیدونم، اونموقع هم مثل الان انقدر اشتهای خوردن اینارو داریم یا نه؟؟ شایدم بعد از دوروز برامون عادی بشه.
پ.ن
*
این رو بگم که آموزش و پرورش، قوانین خاص برا بوفه ها گذاشته. از اون جمله قدغن بودن فروش چیپس و پفک و غیره . خوب اما معمولا فروش میره. حالا یا از روی عدم آگاهی مسئول بوفه و یا....
*یه وقت فکر نکنین که من از این چیزا بخور نیستما !!!  من خودم از این ساندویچها میخورم.
                                                                                       یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
چی میل دارین؟؟؟!!! - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
چی میل دارین؟؟؟!!! - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر