نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار..... - نوشته های یک ناظم
مردم باید خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بیند ، چنانکه از کیفر هراسان . آن را که گشایشى در مالش پدید گردید و گشایش را چون دامى پنهان ندید ، خود را از کارى بیمناک در امان پنداشت ، و آن که تنگدست شد و تنگدستى را آزمایشى به حساب نیاورد پاداشى را که امید آن مى‏رفت ، ضایع گذاشت . [نهج البلاغه]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار..... - نوشته های یک ناظم
جمعه 11 آبان 1386 ساعت 1:43 عصر+ نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار.....

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار * چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
خوب... یه بازی دیگه و بازم لطف دوستان. پشت خطی عزیزم دعوت کرده تا از دوستان نتی بگم.
از اولین دوست باید با بغضی در گلو و آهی تموم نشدنی در سینه شروع کنم. با لوح دل  خیلی قبل از اینکه وبلاگی داشته باشم،  آشنا شدم. البته از آشنا شدن هم یه قدم اونطرف تر. نوشته های لوح دل رو میخوندم وبا مطالبش خو گرفته بودم و شاید هم انگیزه ای شد برا اینکه وبلاگ بزنم و مطالبم رو اینجا بنویسم. مطالب ایلیا تلنگری بود بر ( حجت مسلمانی من ؟؟).
نمیدونم در مورد ایلیا چی باید بگم تا نه حق مطلب، بلکه حق خود ایلیا رو ادا کرده باشم. از اونجایی که تازه سالگرد کوچ ایلیا بود و باز داغش تازه،  نمیخوام دل دوستان رو غم بار کنم، فقط شعری رو که به مناسبت سالگردش تو وب جاودانش گذاشته بودن رو براتون مینویسم:
مستی نه از می، نه از خم شروع شد
از جــاده‌ی نـیـمه‌شـب ِ قـم شروع شد
آئـیـنـه به مـن خـیـره شد و، من به آینه
آن‌قـدر خـیـره شد که تبسّم شروع شد
خورشید ذرّه‌بین به تمـاشای مـن گرفت
آن‌گــاه آتــش از دلِ هــیــزم شروع شد
و جمله پایانی ایلیا در متناش: یا علی مددی
در غم هجر تو ای یار نسازم چه کنم؟

خوب از مورد بعدی، بهتره که به عنوان یه دوستی خاموش یا یک طرفه اسم ببرم. با وبلاگ ارمیا از وبلاگ ایلیا آشنا شدم. البته فکر کنم که ایشون اصلا از وجود خانم ناظم و همچین دوستی هم مطلع نباشند. فقط بگم که به وبلاگ ایشون که یه مدتی هم تعطیل کردند و دوباره به لطف حق مینویسند،(هرچند دیر به دیر)، بسیار ارادت دارم و  انصاف ندیدم که از ایلیا بگم و از ارمیا نگم. تموم نوشته های ایشون رو خوندم و البته مهمانی خاموش بودم برا وبلاگ پربارشون. با تموم دلتنگیهاشون در نبود ایلیا دلتنگ شدم و با قطره قطره اشکشون در غم یار اشک ریختم.
فقط یه جمله خطاب به ارمیا: بعد از ایلیا انتظار دوستان از شما بیش از این بود. همین.

نمیدونم با این غمی که شروع کردم، حالا چطور باید ادامه بدم و از بقیه دوستان بنویسم؟
خوب... من رو ببخشین و بذارین از بقیه دوستان و از سوتیهایی که تو برخوردهای نتی دادیم و باعث شروع دوستیها شد بگم. اول از همه از پشت خطی عزیزم میگم که دوستیمون بر میگرده به مکه رفتن من و ... خوب یه چیز خیلی جالب که اگه دوست داشت خودش براتون مفصل میگه، و خلاصه این شد دیگه..... چی شد؟؟؟ اگه گفتین؟؟
یه دوست دیگه که اسم وبلاگشون دلیل آشنایی من با این بزرگوار بود، وبلاگ با سیدعلی .... بود. البته شاید خودشون ندونن که باز آشنایی من با وبلاگ ایشون بر میگرده به قبل از تاسیس وبلاگ خانم ناظم. البته اون زمان هم من باز مهمانی خاموش بودم. دلم میخواد اینجا از ایشون هم خیلی تشکر کنم، آخه خیلی بهشون زحمت دادم. در بدو ورود من به پارسی بلاگ، ایشون خیلی زحمت کشیدند و اول کسی بودند که لینک خانم ناظم رو تو وبشون گذاشتند و خوب با وجود تموم بحثهای بعضا سیاسی که در مورد بعضی نوشته هاشون داشتیم، باز هم حامی و راهنمای خوبی برا من بودند. ممنونم.
یا این بزرگوار، مدیر محترم  کشکول  و  دو مین  و خیلی جاهای دیگه که هر جا سر بزنین، اسمی از ایشون(و زحماتی که میکشند) هست، که خوب با اسم چند وبلاگ برا من کامنت میذاشتند و من هم تا مدتها فکر میکردم که اینها چند نفرند، نه یک نفر. ( عجب اعتراف صریحی بر باهوشیم) و فکر میکردم که پارسی بلاگ چقدر آقا حامد داره:دی .....و البته همچنان هم قبول زحمات مارو بر دوش دارند. ارادت داریم.

نمیدونم چه کار کنم، خوب دلم نمیاد اینجا اسم تموم دوستانم رو نبرم و اگر هم بخوام بنویسم که همینجوری هم متنای من کیلومتری هست، اون موقع دیگه....
چطور میتونم اینجا از ستایش گلم ننویسم که یه کامنت نامفهوم من برا ایشون و دلخوری شدید گلم از من باعث آشنایی و دوستیمون شد، یا از بهار قشنگم، که یه بار فکر کردم رفته و .... دو سه شب نخوابیدم. یا از جناب عشقی بزرگوار که چطور با صبر خودشون انقلت من رو بر مطلبشون تحمل کردند و  (البته خوب کردم:دی)  و خوب..... همچنان ما به ایشون زحمت میدیم.
یا حاج آقا جلیلی که از مطالبشون بسیار استفاده کردم. یا وبلاگ ایران اسلام، که متناشون و استفاده از احادیث و روایات در مطالبشون خیلی بهره بردم. یا جناب نافذ که جدیدترین اخبار رو از ایشون میگیریم همیشه. یا رسپنا و جناب آقا جانی که الحق قلم و نوشته ها و داستانهایشون رو خیلی دوست دارم. یا جناب پاکدیده ، که خوب با یه متن عالی عالی در مورد معلمها ما رو شرمنده کردند و باعث آشنایی شدند:دی... یا وبلاگ دینداری که خوب با تموم بحثای سیاسی داخل وبلاگشون که خیلی سعی کردم حذر کنم، اما پیگیر بودم، بسیار ارادت دارم.
یا از جناب مجاهد و وبلاگشون که من رو یاد لبنان عزیز می اندازند. یا بزرگوار ، سردار بی قالی که قلمشون رو دوست دارم ، یا نیکای گلم و صالحه عزیزم( نه دنبالش نگردین، لینک ایشون مخفیه)، یا مائده مهربونم و بقیه دوستان بزرگوارم. 
البته دوستانی که بهشون ارادت دارم، خوب زیاد هستند و من به خودم اجازه نمیدم که اینجا از اونها به عنوان دوست نام ببرم. یعنی خودم رو در اون اندازه نمیبینم. مثل استاد بزرگوارم که بهشون ارادت دارم.

عذر خواهی:
*از اینکه مطلبم رو با غم شروع کردم عذر میخوام. اما بی انصافی بود که از دوستان مینوشتم و ایلیا رو فراموش میکردم.
*رسما از تموم دوستانی که وقت و جا نبود تا اسمشون رو بنویسم عذر میخوام. و بدونین که به همه شما ارادت دارم.
*لازم به ذکر این مورد هست که من سعادت زیارت و همکلامی هیچکدوم از دوستان رو تا حالا از نزدیک نداشتم. فقط تو نمایشگاهی که شرکت کردم، یکی از دوستان رو اونجا دیدم و همکلام شدم ، که خوب..... بمونه.( البته تو این نمایشگاه ، من بعضی از دوستان رو ، دورادور دیدم و فیض بردم اما اونا رو از زیارت خودم محروم کردم: دی) اینم محض خودخواهی.
*اینم ویرایش مخصوص و حذف سه نقطه برا مائده جونم  تا دیگه برا من کامنت .....سه نقطه( به نام ایرانی) نذاره.  
                                                                           یا رب نظر تو بر نگردد.
  


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار..... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار..... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر