تقلب توانگر کند.... - نوشته های یک ناظم
عبرت اندوزی به راه راست می کشاند . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39290کل بازدید‌ها

تقلب توانگر کند.... - نوشته های یک ناظم
جمعه 14 دی 1386 ساعت 4:15 عصر+ تقلب توانگر کند....

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم
یک هفته از شروع امتحانات می گذره و خوب به حمدالله مشکل خاصی نبوده. ما هنوز  زنده ایم و می دویم. منتهی محض اطلاعتون باید بگم که بسکه می دویم، فعلا این شکلی هستیم
هفته ی قبل، آیین نامه ی امتحانات رو در باب تقلب ( انضباط و نمره همون درس فرد خاطی صفر، و از سه امتحان بعدی هم محروم) برا کلیه ی بچه ها خوندیم و گفتیم و گفتیم... انقدر دخترای خوب و حرف گوش کنی بودن که تا دلتون بخواد ما تو این یه هفته از بچه ها تقلب گرفتیم. اونم چه پایه و چه رشته ای؟؟ اگه گفتین؟؟ نُچ ... عمرا اگه بتونین بگین.
پایه سوم که امسال نهایی دارن و رشته ی... نععع بابا ، بیچاره انسانی ها اسمشون بد در رفته. بعلع این هنرا از بچه های رشته ی ریاضی سر زده. بمونه... شاگرده و تقلب دیگه. به قول یکی از هم دانشگاهیا که می گفت: .... صبر کنین . میگم. دو خط پایینتر بخونین.
برف هم که اومد و یه روز برفندگی سخت هم شد و اما، مارو تعطیل نکردن و خوب اونم بمونه. اون روز رو هم به سلامتی گذروندیم. حالا که هفته ی کم جنایتی داشتیم، براتون دو تا خاطره می گم. یکی در باب برف و یکی در باب تقلب.


الاول و اصل الکلام فی الباب التقلب
یه هم دانشگاهی داشتیم که خودش دبیر حق التدریس هم بود و بسیار باهوش و زرنگ و تقریبا اکثر نمراتش بیست بود. در ایام امتحانات ترم به دوستانش می گفت: بیست دقیقه اول به من کاری نداشته باشین تا من بنویسم، بعد من به شماها کمک میکنم. و خداییش هم بنده خدا تو تموم امتحانات انگاری وظیفه خودش میدونست که به دوستانش تقلب برسونه!!!!
یه روز آموزش دانشگاه خواستنش و یه خانم که مسئول اونجا بود، بهش گفت: دختر خوب، به ما گفتن که شما تقلب می کنین؟ درسته؟ و ایشون خیلی با صراحت و صداقت گفت : بله من تقلب می کنم. اون خانم عصبانی شد و گفت: دخترِ من، تو خودت معلمی ، خوبه دانش آموزات این کارا رو بکنن؟ اونم خیلی جالب گفت: من به دانش آموزانمم گفتم که شما اگه عرضه دارین تقلب کنین و منم اگه عرضه دارم شما رو می گیرم و هنوز هیچ شاگردی نتونسته تقلب کنه، چون من عرضه دارم و می گیرمشون. حالا من تقلب می کنم، شما هم اگه عرضه دارین، منو بگیرین.
بنده خدا اون خانم هیچی نتونست بگه، اما از اون امتحان به بعد تا سال چهارم دانشگاه، همیشه برا اون دختر یه مراقب خاص می ذاشتند اما اون هم کار خودش رو می کرد و تا سال چهارم کسی موفق نشد از اون تقلب بگیره.


الدویم و اما الخاطره البرفی
یکی از این روزا که برف زیادی اومده بود و تعطیل هم نبود، صبح که رفتم مدرسه، دیدم که مدیرمون تو حیاط داره با بچه ها برف بازی می کنه، صحنه بامزه ای بود. برف زیادی هم تو حیاط نشسته بود. خواستم برم تو دفتر، یکی از بچه ها که جوگیر شده بود، صِدام زد و تا برگشتم، یه گوله برف زد تو صورتم. یه مقدار از یخی که همراه برف بود رفت تو چشمم و درد تموم صورتمو گرفت.  بچه هایی که اون اطراف بودن، یه لحظه همشون ساکت شدن. انقدر عصبانی شدم که می خواستم یه چیزی بهش بگم که، یهو یاد صحبت عزیزی افتادم که همیشه میگن: سعی کنین کسی رو که باهاتون شوخی کرده، هرچند بی مزه، در ملاء عام خیطش نکنین. لبم رو گاز گرفتم و صلواتی فرستادم و رفتم تو دفتر.
اون دختر بعدش اومد و از بی جنبه گی خودش عذر خواهی کرد و من هم خوشحال شدم که تونستم بر خشم آنی خودم غلبه کنم. کاش همیشه میتونستم اینطور باشم، اما حیف که......


پی نوشت
محرم داره میاد. همین. 
                                                               یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
تقلب توانگر کند.... - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
تقلب توانگر کند.... - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر