آخیش، گفتم راحت شدم - نوشته های یک ناظم
هر دانشمندی، بیمناک است . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39291کل بازدید‌ها

آخیش، گفتم راحت شدم - نوشته های یک ناظم
پنجشنبه 11 بهمن 1386 ساعت 8:25 عصر+ آخیش، گفتم راحت شدم

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم
یا علی.
انگاری قسمت نیست که من اینجا از اون چه که دغدغه ما، حالا چه قبل از امتحانات و چه در طول امتحانات و چه سال قبل و قبلتر بود و اکنون بدتر شده صحبت کنم.( چه همه،!!! چه).
آخه! می دونین؟؟ داشتم تو وبلاگا مطلب می خوندم( یه وقت نخونین وب گردی می کردم!! زشته) که چشمم خورد اینجا و خب کمی تا قسمتی داغ دلم تازه شد و گفتم اول یه صحبتی در این مورد بکنم و اگه عمری بود تو نوشته بعدی دغدغمون رو بگم.
در آموزش و پرورش هر دانش آموز سرانه مخصوص به خودش رو داره که خب، اگه اینجا براتون اون مبلغ رو بگم شاید به یاد عزای امام حسین، یه دل سیر گریه کنین برامون، و هر سال هم از سال قبل بدتر، مسئولین آموزش و پرورش موعد ثبت نام ها که می شه میان و حالا یا تو رسانه ملی و یا با مطبوعات مصاحبه می کنند و به اولیای محترم و محترمه اعلام میدارند که: به هیچ عنوان مدارس حق ندارند که پول بگیرند و با خاطیان مطابق قوانین و فلان و فلان برخورد می شود.( به جای فلان و فلان بخوانید پوست مدیر مربوطه را درسته، جدا می نماییم) و تابستان تند و تند هم بخشنامه های وزارتی و استانی از خودشون صادر می کنند، که مجبوریم بزنیم تو پانل و مردم موقع ثبت نام ببینند و چنانچه دور از جون شما ما همچین غلط هایی نمودیم خودمون، خودمون رو کَت بسته تحویل اولیا نموده تا ما را تحویل مسئولین آموزش و پرورش کل نمایند و هر سال هم اوضاع داره از سال قبل بدتر می شه. ( شاید باید بگم آموزش و پرورش هر سال داره از سال قبل مردمی تر می شه!!!!؟؟؟؟).
و اما از اونطرف......
الان تعداد زیادی از مدارس رو آموزش و پرورش اومده و هیئت امنائی کرده و بخشنامه های متعدد برا مدارس هیئت امنائی صادر گشته و این قبیل مدارس با شورای مدیر و اعضای معتمد محل و فلان و فلان ( همون فلان و فلان بخونین) تشکیل شده و این شورا تصویب می کنه که برفرض این مدرسه در سال جاری خداد تومن( اصلا نخونین 150000 تومان) از هر دانش آموز پول می گیره و خب اونموقع ما گردن شکسته ها باید کاسه گدایی دست گرفته و از مهر به بعد برا خرج و مخارج مدرسه هر روز با اولیا تماس بگیریم و ......( جای سه نقطه بخونین : فحش وخوریم. البته دور از جون شما).
و اما از یه طرف دیگه.....
اولیا که در تموم طول تابستون تو رسانه و مطبوعات شنیدن و خوندن و مثل یه بچه خوب، حرف هم گوش می کنن، به هیچ عنوان زیر بار نمیرند و خب حق هم دارن، چون توجیه نیستند. البته نه تموم اولیا، بی انصافی نمی کنم و باید بگم که بعضی از اولیا درک می کنن.
صحبت من سرا پا تقصیر اینه که چرا آموزش و پرورش با مردم رودروایستی میکنه؟ چرا با مردم شفاف برخورد نمیکنند؟ چرا نمیان مشکلات رو بگن و مردم رو توجیه کنند که آموزش و پرورش وزارت خونه ای نیست که محل در آمد داشته باشه و در عین حال از اساسی ترین ارکان یه مملکته. چرا نمیان بگن که یه مدرسه مثلا؛ اقلا 500 یا 600 نفری خرج آب و برق و گاز و تلفن و غیره و غیره داره. چرا نمیگن که مثلا برف یه پشت بوم مدرسه رو باید 200000 تومن بدی تا بریزن. چرا نمیگن که مثلا تو همین برفندگیا و تطیلندگیا( چی بود این؟؟) ما فقط حدود 300000 تومن پول ترکیدگی لوله و ترمیم اون رو دادیم. چرا نمیان بگن که خدا مارو دوست نداره و برامون بارون ورق نازل نمی کنه و ما اوراق برا تکثیر، بسته ای 3000 تومن میخریم؟
بسه، خستم شد. اون وقت می دونین چی میشه؟؟؟
نُچ نمیدونین. اونوقت منطقه ای مثل منطقه ما که یه منطقه تقریبا مرفه هم هست، و هر کدوم از بچه ها برا خودشون موبایل و دفتر و دستکی هم دارن( خب داشته باشن، به ما چه!) اولیائشون دلشون نمیاد هیچ کمکی به مدرسه ی بچه ی خودشون بکنند. مقصر نیستن چون توجیه نیستن. شاید اگه اینهمه سعی در مردمی نشون دادن کاذب نبود و به جاش با مردم راحت و شفاف در مورد آموزش و پرورش صحبت می شد اولیا هم قطعا با مهد پرورش فرزندانشون به این شکل برخورد نمی کردند. کاش آموزش و پرورش سال به سال به جای اینهمه مردمی شدن!!!!!!!!! کمی تا قسمتی ، آگاهی می شد و مردم رو آگاه می کرد.


تقدیر جات
*جهت بکار گیری اصول ایمنی، باید از اون دسته از کسانی که ما رو یاری دادن و میدن و خانواده رجبی و نیم وجبی و بقیه، همینجا تشکر کنم.
*دعا نموده گذر یه کسی( همون یه کسی بخونین) اینجا نیفته.
*افتادم افتاد، نُچ ... نُچ مهم نیست. 
                                                                        یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
آخیش، گفتم راحت شدم - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
آخیش، گفتم راحت شدم - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر