هر چي دوست دارين!! - نوشته هاي يک ناظم
خداوند سبحان، مال را به کساني که دوست دارد و يا دشمن دارد مي بخشد؛ولي دانش را جز به کسي که دوست دارد نمي بخشد [امام علي عليه السلام]

59بازدید‌های دیروز

41366کل بازدید‌ها

هر چي دوست دارين!! - نوشته هاي يک ناظم
يکشنبه 19 اسفند 1386 ساعت 10:3 عصر+ هر چي دوست دارين!!

                                                         بسم الله النور
خب، ماه صفر هم تموم شد و وارد ماه پر فيض و برکت ربيع شديم. خيلي دلم ميخواست که بتونم تو اين چند روز، مطلبي نوشته، اقلا برا خودم که يادم نره که مسلمونم و ... واقعيتش غير از اينکه وقت نکردم، يه دليل ديگه هم داشت که يواشکي ميگم، از اونموقع که اونمطلب رو تو وبلاگ يه بزرگواري که بر حسب اتفاق، خيلي هم قبولش دارم، با موضوعيت    د...ب....ن....ا....ش...ا.....   ( زحمت نکشين و تلاش نکنين، ما مَعلوم)خوندم، انگار ................................................................ بمونه......
در هر حال وفات پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) و شهادت امام مجتبي(ع)  و امام رضا (ع) رو خدمت تمامي مسلمانان تسليت ميگم و آغاز ماه ربيع رو تبريک ميگم.
زائرين مشهد روز چهارشنبه حوالي ساعت دو رسيدن مدرسه. و چي بگم از حالات روحي اونا!!  نميخوام غلو کنم ، اما به محض ورود همه شون مشترکا اين مطلب رو با چشمايي پر آب برامون تعريف کردن.
گفتن و گفتن و ما هم حسرت خورديم. دقيقا ساعتي که قرار بوده حرم رو ببندن نميدونم برا چه کاري، خُدّام که برا بستن درميان، کل اينا رو ميذارن داخل حرم و در رو مي بندند. و اينا تموما يه نماز حسابي خونده و يه زيارت سير مي کنند. و برام جالب بود که اول کسي هم که موفق مي شه که به حرم نزديک شده و از نزديک  حرم رو زيارت کنه ( که خب، اينجا بحثي رو زيارت از دور و نزديک ندارم و رو اعتقاد بچه ها دارم صحبت ميکنم)  همون دانش آموز اهل تسنن ما بوده و ..... بقيش بمونه برا دل خودم...
اخبار انتخاباتي داغه و هر روز اگر هم بحث تو همکارا نباشه، تراکت هايي برامون ميرسه که، خب اجازه تبليغ تو مدرسه نداريم ( در گوشي که ميشه؟؟؟!!!).
يه سئوال؟؟؟ شما ميدونين اگه برق مدرسه، نع برق نه، اگه کنتور يه جايي ‍ مثلا مدرسه آتيش بگيره با چي خاموش ميکنن؟؟؟
الان دو سه روزه که بوي سيم کنتور در مياد و مجبور ميشيم که سايت رو ببنديم و برق اضافه رو هم خاموش کنيم. اما امروز سيمش عملا ، يه مقداريش آتيش گرفت و خب، اگه سرايدارمون دم دست نبود ما درست نميدونستيم که بايد چه کنيم. البته اون بنده خدا هم با يه پارچه زد رو آتيش و خاموشش کرد. اما بعد از خاموش کردن اون آتيش مختصر، اختلف العلماء .... و اين اختلاف از اونجايي شروع شد که يکي از همکارا ميگفت، البته با شجاعت هم ميگفت و ما ترسوهارو مسخره ميکرد. ميگفت که: خب، ترس نداره که سريع از آبدارخونه يه شلنگ ميکشيم و آتيش رو خاموش ميکنيم. البته آگاه هستين که اون آتيش سر رشته اش از سيم برقه و من نميدونم برقي که با آب خاموش بشه، چي ميشه؟؟؟


انقلت بعد از ويرايش
بابا ما کپسول آتش نشاني تو مدرسه داريم. منتهي نکته حرفم همينه، از انقلت هاي وارده يکي هم همين بود که ما نمي دونستيم ، با کپسول ميشه آتش کنتور رو خاموش کرد يا نه؟؟؟؟!!!!


وسطا نوشت ( ميخواستم بنويسم، پانوشت، ديدم بازم هست)
قابل توجه بزرگواري که  به دليل ياد نکردن از روز امورتربيتي در وبلاگم ، از من دلخور شده و سئوال کردن که شايد مخالف اين نهاد ارزشمندم، بايد بگم که با اعتقاد کامل به يادگار شهيد رجايي و احترام مخصوص به همکاران امور تربيتي، اين رو بگم که در اين وبلاگ تا حالا مرسوم نبوده که مناسبت هاي خاص اين شکلي رو بگم. مثلا همين مطلب بالا رو ببينين، من حتي وقت نکردم براي اين دهه سوم مطلب بنويسم و اصل قرار من براي نگارش مطلب تو اين وبلاگ، خاطرات يک خانم ناظم از وقايع تلخ و شيرينه مدرسه هست، که شايد تذکري اولش برا خودم و بعد برا خواننده هاي محترمم باشه.
بزرگوارم، روز تربيتي رو به شما و بقيه همکارا تبريک ميگم و اميدوارم هميشه با همين انرژي مخصوص کار کنين.


درد دل
نمي دونم که با اون دو تا بچه ، چه بايد بکنم؟ فکر کنم تو پست قبل نوشتم. نميدونم ، خودم رو در قبال مامانا و باباهايي که مراقبند و نصف روز بچه ها رو به دست ما مي سپرند، مسئول مي دونم. چه تعهديه که من اون بچه ها رو برگردونم و اونا دوباره و فردا و فرداها تکرار نکنن و يکي از اون چيزهاي کثافت و آشغال رو نشون دو تا بچه معصوم ندن؟؟؟
نميدونم چه کنم؟؟؟ من از مخالفين اخراج بوده و هستم . اما اونا هنوز اخراجند و ستاد هم راي رو موکول به راي من کرده و منم نميدونم که چه رايي بدم؟؟؟!!!
امروز مامان يکيشون ميگفت: اِرحم ، تَرحم.......
ارحم به کي؟؟؟ اون بچه ها يا دوستاي همجوارشون؟؟ ماماناي اين بچه ها، يا ماماناي اون بچه ها؟؟؟
نميدونم....جدا نميدونم.....بمونه!!


                                                            يا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[21/5/1387- 1:2 ع] فعلا ...
[16/5/1387- 9:2 ع] اينم ميگذره و ...
[12/5/1387- 1:31 ص] ياد يک رهگذر...
[3/5/1387- 11:59 ع] تابستون و ...
[25/4/1387- 12:51 ص] ياد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] اي ول جناب وزير !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ايم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] ديدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي که ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
هر چي دوست دارين!! - نوشته هاي يک ناظم
خانم ناظم[92]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
کلاه گشادي که رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچکدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشکي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
خودتون چطورين؟؟!!
درد طلاق يا مشکل روحي !!
نگرد نيست !!
لوگوي من
هر چي دوست دارين!! - نوشته هاي يک ناظم
لينک دوستان من
سيمرغ
حزب اللهي مدرنيته
نسيمي از بهشت ...
شفاعت
شاعرانه ي ياس خاکي
شيعه مذهب برتر
حسام سرا
پشت خطي
شيلو عج الله
مائدة من السماء
بروبچز دبيرستان روشنگر
کيمياي سعادت
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
زن بودن ممنوع
زير آسمان خدا
..::@@صدای سکوت@@::..
رند
شلمچه
عشقي
طلبه اي طالب يار
از يک روحاني
دم مسيحائي
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
سلام آقا
حسين جان (اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست)
مادرانه
طعم شيرين دو دقيقه
زيبايي سايه خداوند بر کهکشانهاست
ايران اسلام
گــــل يا پوچ؟!
سلام شهدا
آغاز راه
پاک ديده
صميمانه ها
از خرابات...
تک ستاره
در هواي دوست
خلوت تنهايي
فلورانس مهربون
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يک)
ستاره طلائي
باستارگان روي خاک(غربتي شماره 2)
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
با سيد علي تا فتح قدس و مکه
راز و نياز با خدا
فاطمه زهرا کوچولو
دار مکافات
دلگويه هاي يک غلامعلي مجاهد
قلم رنجه
بازمانده تنهاي تنها
پنجره
بانو بلاگ
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کليد
نگاهم براي تو
سرگيجه ها!!!
لبگزه
عدل الهي Divine Justice
راهيان عشق (ستايش گلم)
د ينداري
کجاييد اي شهيدان خدايي
برادر کوچکتر
غريب آشنا(موهبت)
کشکول جواني
بشري گلم
آقا معلم
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزيزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پريدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشريه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشايي
نيايش
کريمه اهل بيت
مليکا
دختـــــر شـــــب
کوچه هاي قلبم
کلرجي من
*.قاصدک.*
مهدي نامه
لوح دل
کاکو شيرازي
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر