درد طلاق يا مشكل روحي - نوشته هاي يك ناظم
تلخى اين جهان شيرينى آن جهان است و شيرينى اين جهان تلخى آن جهان . [نهج البلاغه]

98بازدید‌های دیروز

35366کل بازدید‌ها

درد طلاق يا مشكل روحي - نوشته هاي يك ناظم
جمعه 30 فروردين 1387 ساعت 10:21 صبح+ درد طلاق يا مشكل روحي

                                                     باسم الرب الرحيم
(طولانيه، اگه قراره خستتون بشه، لطفا نخونين)
از اوايل اسفند ماه درگير يه موضوع هستيم كه دقيقا از همون زمان هم من در حال كلنجار رفتن با خودم كه براتون بگم يا نه؟؟ دوروزه اين جريان به اوج خودش رسيده و با وجود كار فوق العاده ي ايام امتحانات مستمر و حواشي پايان سال تحصيلي و بعد از عيد، باز هم اين موضوع وقتي مخصوص به خود، از ما گرفته.
از اول بگم بهتره. هميشه ديدگاهم به طلاق يه نموره شايد با بقيه فرق داشته. خب ميبينيم كه، معمولا همه از طلاق بدي ميگن و .... اما خب من هميشه هم با اين ديد به طلاق نگاه نميكنم. گاهي و در بعضي از خانواده ها ميبينيم كه با طلاق تمامي حاضرين در اون خانواده به آرامش ميرسند. حالا رو اين نمي خوام بحث كنم...بمونه. بمونه تا بعد از ذكر جريان اخير ، خودتون به ربطش پي ببريد.
يكي از دانش آموزان سال سوم، امسال به مدرسه ي ما اومده و خب، چي بگم والله كه از همون ماه اول و در بدو ورود با بچه ها، اونم نه فقط بچه هاي كلاس خودشون، بلكه با هر كي كه گيرش مياد ، درگير ميشه و كتك كاري ميكنه و تهديد و .... و البته اينم بگم كه تا پاش باز ميشه تو دفتر، سريع ميفته به غلط كردن و اصلا هم ياراي مقابله با بزرگتر از خودش رو نداره.
چند بار مادرش رو خواستيم و مادرش هر نوبت قسم مي خوره كه اين سال هاي قبل اين مدلي نبوده و متوجه شديم كه تازه چند ماهه كه پدر و مادر جدا شدن و پدر هم بفاصله چند ماه از طلاق سريع ازدواج كرده. اينا حالا بمونه. مشاورا شروع كردن به كار كردن رو اين بچه و نظر دادن كه اين بچه بيشتر برخورداي رفتاريش بر مي گرده به مسئله ي طلاق پدر و مادرش و اينكه اين بچه اميد زيادي به بازگشت اين دو به سمت هم داشته و بعد از ازدوج پدرش از اين مطلب كلا نااميد شده.
اين نظر مشاورنمون بود و اما من چند باري كه باهاش بعد از درگيري ها و اخراج موقت ها حرف زدم، ديدم كه اصلا حساسيتي رو اين مطلب نداره و تازه عنوان مي كنه كه با همسر پدرم ، مشكلي ندارم و دوست دارم برم با اونا زندگي كنم.... بمونه حالا. من كه كارشناس مشاوره نيستم كه بخوام نظر بدم.
اوايل اسفند بود كه بچه ها، يعني دوستانش ، چند نوبت اومدن و گفتن خانم به داد اين برسين. و عنوان كردن كه با مطالبي كه اين خودش عنوان مي كنه، اين هر روز داره بيشتر تو كثافت غرق ميشه. شروع به پيگيري كرديم و همزمان، هجوم چند ولي به مدرسه كه ناراحت بودن از حرفايي كه اين بچه به دختراي اونا گفته بود و ....
كاملا به مادرا حق مي دادم. خب، يه مادر، يه پدر، مخصوصا پدر و مادراي متعهد، تو خونه مواظب رفتاراشونن و همه چي رو كنترل ميكنن، از فيلم و ...خلاصه هرچي ، و بعد براشون زور داره كه ببينن ، دخترشون تو مدرسه از زبون يه آدم احمق، شنونده ي همه چيز باشه.
خلاصه پيگيري كرديم و ديديم كه بله ، طبق پيش بيني خودمون، تموم صحبتاش توهمه و اصلا صحت نداره.
باهاش حرف زديم و خلاصه، قول داد كه ديگه تكرار نميكنه...... بود تا دو و سه روز پيش..
باز هجوم مادرا و تلفنا و پچ و پچ تو بچه ها و ........
چرت و پرتايي كه اين احمق در مورد خودش و البته اين دفعه بسيار وحشتناك بر سر زبونا انداخته..
خدا...چي بگم كه دو سه روزه درگيريم و همش بايد مادرارو قانع كنيم كه اين حرفا از يه ذهن مريض در اومده و صحت نداره. من به مادرا هم حق ميدم. خدا ميدونه تو اين هفته ، خودم چند بار دچار افت فشار و پايين اومدن قند خون و ضعف شديد شدم. و مشاورا باز هم حرف خودشون رو تكرار مي كنن و بي توجه به مسائل جانبي، بازگشت پدر رو حتي با همون همسر دوم كه گرفته ، به سمت مادر ، چاره ي كار ميدونن.
من اين چيزا رو قبول ندارم و نمي خوامم بحث كنم. به نظر من اين بچه مشكل روحي داره و بايد اساسي درمون بشه. وگرنه كدوم دختريه كه با ذكر حرفاي بيخود، خودش رو به لجن بكشه. بحث ندارم. بمونه و  فعلا هم عجالتا از حضور در كلاسا منعش كردم و قراره كه صبح ميارنش و بعد از دادن امتحان مستمر ميبرنش خونه، تا بعد از امتحانات مستمر ببينيم براش چه بايد بكنيم.


پ.ن
*خيلي دلم غمداشت. ببخشينم. هنوزم تازه بازم حرفم مياد و به خاطر شما تمومش كردم.
*فعاليت بخش مشاوره رو كامل نمي دونم و بر اين عقيده ام كه نبايد بعد از پيش اومدن هر جريان رها بشه تا جريان بعدي كه يه همچين گندي زده بشه.
بازم بمونه !!!


                                                               يا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
درد طلاق يا مشكل روحي - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
درد طلاق يا مشكل روحي - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر