باسمه
ا م ن ي ت ش غ ل ي
كي ميدونه يعني چي؟؟ كي ميتونه برام تفسيرش كنه؟؟ كي ميتونه بگه اگه بخواي كار كني و خوب هم كار كني اما اين 9 حرف وجود نداشته باشه، چطور ميشه كار كرد؟؟ چطور ميتوني خوب و با مسئوليت كار كني، اما به كسي حتي نگي بالاي چشمت ابروئه، چون هيچ مرجعي براي حمايت در قبال مسائل آتي وجود نداره.
چطور ميشه تو كار انضباطي، حق برخورد نداشته باشي و باز هم خوب كار كني؟؟ چطوره اصلا با ديدن مشكلات و بي انضباطي ها رومون رو بكنيم اونور و به روي خودمون نياريم!! نميدونم اونوقت با وجدانمون چه بايد بكنيم؟؟ به كجا داريم ميريم؟ وقتي حتي براي برخورد با بچه هاي خاطي پشتوانه نداريم ، چه بايد بكنيم؟؟؟
آقا ما امنيت شغلي نداريم. به كي بايد بگيم؟ به كي بايد بگي كه تو آموزش و پرورش، معلم جماعت امنيت شغلي نداره، چه برسه به ما ناظما و دست اندر كاراي اجرايي و انضباطي!!
به كي بايد بگيم و چي بايد بكنيم؟؟؟!!!
چند صباحي اومدن و برا رسيدن به اهداف شوم خودشون از دانش آموز جماعت و نسل جوون، مايه گذاشتن و اين رو آوردن به روز اين بچه ها و خانواده ها هم ،......
چي بگم؟؟ چي بگم از مادري كه خودش رو به خواب زده و يحتمل با توپ و تانك هم بيدار نخواهد شد؟؟؟ چي بگم؟ چي بگم از پدري كه صبح ميره به دنبال يه لقمه نون و امنيت خانواده رو به مادري ميسپاره كه چاره رو در مخفي كردن مسائل ميدونه؟؟
چي بگم؟ چي بگم از بچه اي كه سكوت مادر رو در قبال خلافهايش، نه تعبير به دلسوزي، كه برداشت به نفع خود مي كنه؟؟
چي بگم از قوانين خشك و بي مايه ي آموزش و پرورش كه روز به روز تهي تر از اصل قانون در شيرازه ي خودش ، ميشه و كسي هم نيست چيزي بگه؟
چي بگم از معاونت فلان، وزارت آموزش و پرورش كه بدون نگاه به عواقب و حتي بدون نظر خواهي از يك مسئول مدرسه، مياد و سخنراني ميكنه و ورود موبايل رو بدون عواقبش به مدرسه آزاد اعلام ميكنه، بدون اينكه حتي بخشنامه اي وجود داشته باشه و ....فقط و فقط حرفي زده و .....
چي بگم از معلم و مدير و ناظمي كه ......
چي بگم كه اگه بخوان خدايي كار كنن بايد با تهديد به خودكشي و اين قبيل چيزا روبرو بشن و هيچ مرجعي هم برا حمايت و پشتيباني كاري وجود نداره. و حتي اگه يه صبح تا ظهر هم بد و بيراه بشنون و تهديد هم بشن، باز هيچ كجايي برا دادخواهي وجود نداره!! و اگر هم برخورد نكنن ، نميتونن ديگه بقيه ي بچه ها رو تو مدرسه جمع كنن و بايد به امون خدا رها كنن.
چي بگم؟؟؟ شما بگين.
انتها و ختم كلام
ببخشينم كه اصلا حوصله ندارم و اين چند كلام رو هم برا آرامش خودم نوشتم.
جاتون نه خالي. تموم اين دو روز رو از تقريبا 8 صبح تا ظهر در حال شنيدن ..... و ..... هستيم.
آخه نتونستيم چشممون رو به روي خلاف يه بچه كه مادرش هم دوست نداره از خواب غفلت بيدار بشه، ببنديم. چه بايد كرد؟؟
ايها الناس، ما امنيت شغلي نداريم!! چه بايد بكنيم؟؟؟
*براي ندا خانم گل
عزيز من نميدونم چي بايد انجام بدم؟؟ چه كمكي از دستم بر مياد؟؟ در خدمتم. نميدونم چطور باهات ارتباط برقرار كنم؟ تنها راه، مسنجره. اگه كار ضروري بود، ادم كن عزيزم در خدمتم.
يا رب نظر تو بر نگردد.