شرمندگي - نوشته هاي يك ناظم
مسلمان، برادرِ مسلمان است . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

98بازدید‌های دیروز

35366کل بازدید‌ها

شرمندگي - نوشته هاي يك ناظم
چهارشنبه 11 ارديبهشت 1387 ساعت 11:4 عصر+ شرمندگي

                                                              يا رحيم
در طول روز هايي كه مي گذرونيم، بعضي روزها گذرونشون خيلي سخته. بعضي لحظات سپري شدنشون يه قرن مي گذره، و دو روز پيش يكي از اون روزها و اون دقايق رو من پشت سر گذاشتم.
از اول بگم.....
تقريبا از هفته هاي اول آبان بود كه از يكي از بهترين كلاسامون كه از حدود 30 شاگرد اون تقريبا 24 نفر شاگرد ممتاز با معدل 19 به بالا وجود داره ، خبر دادن كه هر روز مقداري از پول ها و لوازمشون گم ميشه. تجربه ميگه كه تو اين قبيل موارد نميشه بي گدار به آب زد و خب ، بهترين راه قبل از مچ گيري و اين حرفا، اين به ذهنم اومد كه از خانم مشاور خواستم ، تو چند نوبت باهاشون صحبت كنن و از همه جنبه در اين مورد باهاشون حرف بزنن. از حكم شرعيش گرفته تا عواقب اجتماعيش و خلاصه از همه جهت.
نمي خوام حرف رو كش بدم. اين مطلب كماكان با كم و زياد شدن ادامه داشت تا دو و سه روز پيش كه خب، مشخص شد و طي يه جريان مفصل كه اصلا گفتنش ضرورتي نداره اون مورد كشف شد. البته خدا كمك كرد تا بتونيم مخفي كاري كنيم و با آبروي اون بچه بازي نكنيم. خيلي برام سخت بود صحبت كردن با بچه. سخت تر از اون زماني بود كه با پدر اون حرف زدم. اصلا دلم نميخواست كه با خانوادش حرف بزنم. دلم ميخواست كه قدرتش رو داشتم و ميتونستم خودم به تنهايي همه چيز رو حل كنم، اما خب اين مطلب ريشه ي چند ساله در اون بچه داشت و نياز به مشاوره و روانكاوي داشت. مطلب قابل توجه اين بود كه اون بچه اصلا نياز مالي نداشت و با استفاده از اين عمل فقط داشت از بعضي دوستانش انتقام ميگرفت. گريه ي مادرش و عرق ريختن پدرش رو دو روزه كه نميتونم از پيش چشم ببرم.
با يه صحبت با مادر متوجه شدم كه حدود 4 سال پيش اين مشكل بوده و بدون انجام اقدام صحيح و درست، فقط بر روي مطلب سرپوش گذاشته شده تاااااااااااااا امروز كه خب مجددا اين دمل چركي سر باز كرده و به اين شكل....البته آدرس روانكاو داده و امروز خبر دار شدم كه مادرش براش وقت گرفته و دارن يه روند صحيح رو در موردش اجرا ميكنن. ما هم تو مدرسه نذاشتيم بحث ادامه و گسترش پيدا كنه و سريع بحث رو جمع كرديم.
بمونه... دلم برا مادر و پدرش سوخت. خدا نكنه كه انسان به اين شكل شرمنده بشه. كاش اين جا بيفته كه با اين قبيل مسائل، مثل بيماري رفتار شده و دنبال حل صحيح اون باشيم ، نه پنهان كاري...


خب و اما شما....
شما كه گله ميكنين كه چرا من اين مسائل رو مطرح ميكنم و ميگين كه مگه تو مدرستون مسائل خوب رخ نميده؟
چرا بخدا، تو مدرسمون مسائل خوب هم هست. تعداد كثيري از بچه هامون رتبه هاي علمي رو بدست آورده  و روبوكاپها رو قبول شدن. علي رغم تذكراتمون بچه ها هرروز آب بازي ميكنن و كلي هم كيف ميكنن. تازشم هرروز چيزاي خوشمزه هم از بوفه ميخرن و ميخورن. شوراها ماهي يكبار برگزار ميشه و درجه بندي مدرسمون يك درجه رفته بالا و هفته ي قبل يكي از بچه ها بعد از 15 سال خواهر دار شد و اون يكي عمه شدو معلم نمونه ها انتخاب شدن و داريم تداركات هفته ي معلم و جشن تقدير بچه ها و اردوهاي پايان سال رو ميبينيم ......
بازم بگم؟؟؟؟
از اينا دوست داريد بگم؟؟؟
اينا همه جا هست و من دلم ميخواد در مورد چيزايي بگم كه اونا هم همه جا هست، اما همه بجاي رفع مشكل، قايمش ميكنن و ..... يه روزي براتون يه جريان عجيب  و با همين موضوع رو ميگم. البته انشاءالله.
بگذريم. خب؟؟؟؟


و اما هفته ي معلم
شرمنده ام، كماكان در مورد روز معلم، نظرم همينه و با توجه به دغدغه ي فكريي كه اين چند روز گذشته داشتم، اصلا نمي خواستم بهش فكر كنم. اما خب ، اولين تبريك و اولين كادو كه از يه عزيز از راه دور رسيد، (ممنونم مهربونم) نتونستم قدردان محبتا نباشم و يادم بره اقلا.... حق اونايي رو كه به گردن خودم حق معلمي و استادي دارن.
پيشكسوتان عزيز ، همكاران گرانقدر، همه و همه عزيزاني كه لباس مقدس معلمي به تن داريد، چه قدرتون دونسته بشه و چه نشه، چه امنيت شغلي داشته باشين و چه نباشين، روزتون مبارك.
تازشم دوستونم دارم.


                                        يا رب نظر تو برنگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
شرمندگي - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
شرمندگي - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر