باسم الله
چرا؟؟
چرا من فکر کردم اگه تابستون بشه وقتم بازتر ميشه و بهتر ميتونم به اينجا برسم؟؟ بمونه...
خب... کارنامه ها رو هم داديم و باز روز کارنامه من ياد روز حساب و اين حرفا افتادم. بله ، کارنامه ها رو داديم و ما تا حدودي خلاص شديم و بچه ها گرفتار. يه چيزي رو سر بسته ميگم. نمي خوام روش توضيح بدم. معدل بيست مدرسمون يکي از بچه هاي بهائيمون بود. ديگه خودتون روش فکر کنين و ... جوجه مون هم يه کارنامه خوشگل با هفت و هشت تا تجديد برامون رديف کرد و باز سر اون بحث شد. يکي از همکارا ميگه اين توان هوشي نداره و بايد بهش نمره داد و همکاراي ديگه هم ميگن که ، خب بعدش چي؟؟ منم ميگم ، خب بعدش چي؟؟ نميدونم شما چي ميگين؟!!
يه چيزي اين روزا خيلي سر و صدا کرده. سياست هاي جناب وزير جديد آموزش و پرورش .... چي بگم؟ نميدونم ايشون رو طرح ها و برنامه هاشون فکر مي کنن و ارائه ميدن يا نه؟ تا حالا که من براي شما اينهمه اينجا نوشتم تو تشکيلات سازماني هر مدرسه، براي هر حدودا 250 دانش آموز، يک معاون پيش بيني شده. ايشون طرحي دارن و اونطور که رييس کارگزيني منطقمون گفتن، قراره اجرا بشه . اين طرح بسيار خلاقانه!! ايشون اينه که براي هر 400 دانش آموز يک معاون پيش بيني ميشه و آمار هر چقدر بالاتر رفت ، به ازاي اون يک معاون پرورشي منظور ميشه.
همه تون بگين (به به ، به به ) به اين همه خلاقيت.
آخه تا حالا که هر 250 دانش آموز يک معاون داشت ، اوضاع اين بود. خدا به داد از بعد از اين برسه. نميدونم ايشون چي فکر کردن؟ معاون پرورشي که جاي خود داره و بايد به کاراي پرورشي برسه. معاون آموزشي چطور ميتونه مثلا يک تنه از پس 700 بچه بر بياد؟ چون با اين طرح، تا آمار به 801 نرسه، معاون دوم آموزشي تعلق نميگيره.
اي ول جناب وزير . اگه اجرا بشه واقعا به تاريخ مي پيونديد، با اين طرح قشنگتون!!!!!
خب، از هفته بعد ثبت نام ها شروع ميشه و باز بدبختي هاي ما هم شروع ميشه. بخش نامه هاي آموزش و پرورش و از اونطرف ، سخنراني هاي متوليان امر در رسانه ها که نميدونم پول نگيريد و فلان و ارز اين حرفها. نمي دونم چرا همه رو دربايستي ميکنن؟ چرا اصلا منطقه بندي نميکنن؟ تو منطقه اي مثل منطقه ما که دست هر بچه اي يک گوشي اقلا 300 هزار تومني با يه خط همراه اول هست؛ اونوقت خانواده با استناد به اين حرف، خودشون رو صاحب حق ميدونن که يک ريال هم کمک نکنن. کاش اقلا دولت فکري براي مدارس ميکرد و مثلا يک چيز رو عمومي قرار ميداد که مثلا براي ثبت نام هر بچه اي ده هزار تومن بدن. اينطوري به هيچ کجا بر نمي خورد و مدارس هم يک بودجه مختصري براي تعميرات و بقيه خرج ها پيدا مي کردن.
ختم کلام اينکه: ما هنوز امنيت شغلي نداريم و مورد توهين و هجمه بعضي خانواده ها موقع گرفتن کارنامه و ثبت نام و اينا هستيم و اين روحا خيلي ما رو آزار ميده.
همين و يا علي.
نچ، اينم هست، آخه خوبه و حيفه نگم
دو تا از بچه هامون مشکل و بيماري داشتن و مدت ها بود، به مدرسه نمي اومدن و با کمک هاي شبانه روزي دکترا و خصوصا يکي از مشاورامون، انگيزه براي امتحانات پيدا کردند و اومدند امتحان دادن. ميدونين معدلاشون چند شد؟؟ يکي که نهايي بود حدود 17 و اون يکي که داخلي بود، 18 و خرده اي. بگين آفرين ...
يا رب نظر تو بر نگردد.