بسم الله الرحمن الرحيم
بشارت ده به بندگاني كه شنواي سخن هستند و از بهترين آن پيروي ميكنند، اينان كساني هستند كه خداوند هدايتشان فرموده و آنها صاحبان عقل و درايتند. (سوره 39 آيه 18)
انسان موجودي اجتماعيست ، اول چيزي كه در برخورده با ديگران از يك فرد، به نمايش گذاشته ميشه ، نحوه حرف زدن و اداي لغات ، و نوع بيان كلمات ميباشد.آيات و روايات متعددي درباب تربيت اسلامي و نوع نيكو سخن گفتن وارد شده است.نميدونم! در باب تربيت فرزندانمان چه ميزان ، حواسمون به رسانه هاي شنيداري و گفتاري ميباشد؟. وقتي فلان فيلم طنز رو تلويزيون پخش ميكنه (كه خودمم حتما ميبينم) آيا ما حواسمون به فرزندانمون هست كه بولوتوسهاي ذهنشون رو روشن كرده و تموم ظرفيت اونو با گفته هاي اين قبيل برنامه ها ، پر ميكنن؟
البته نا گفته نماند كه ، اصلا اينجا نميخوام بگم : فلان برنامه بد ، يا اون يكي خوبه .يا مثلا ، نذاريد بچه تون اينارو ببينه (چون حتما فردا تو مدرسه همه رو دوباره ميبينه) در ثاني ، رطب خورده كي كند منع رطب؟ فقط ميخوام ، نحوه تاثير اين قبيل برنامه ها بر گفتار و چگونگيه برخورد فرزندانمون رو ، بررسي كرده و ببينم كودكان و جوانان ما تا چه حد تحت تاثير اين قبيل كلمات ، چه در گفتار و چه در رفتار بوده و مسئولين فرهنگي آيا اصلا اين مطلب رو لمس نموده اند يا خير؟ يا چه مقدار متوجه نفوذ اين فرهنگ حتي در صحبت كردن خود ما بزرگترا هستيم؟
علي(ع)فرموده:آدمي به گفتارش سنجيده ميشود و به رفتارش ارزيابي مي گردد. چيزي بگو كه كفه سخنت سنگين شود و كاري كن كه قيمت رفتارت بالا رود.(فهرست غرر،صفحه 331)
چند روزه پيش ، صبح زود كه اومدم مدرسه ، قبل از زنگ صبحگاه ديدم كه ، يكي از بچه ها اومد تو دفترو خيلي سريع گفت : خانوم تحقيقم و يادم رفته بيارم . ميذاريد زنگ بزنم مامانم بياره؟ (معمولا برا اينكه بچه ها حواسشون رو جمع كنن و به مامانا هم زحمت ندن ، اجازه نميديم) گفتم : نع (از نوع شديدش).گفت: خانوم قربونت برم بيا و اول صبحي يه حالي به ما بده و بذار زنگ بزنم!!!!!!!!! با چشاي گرد شده نگاش كردم و ....خلاصه بعد از كمي نصيحت در مقوله خوب حرف زدن گذاشتم زنگ بزنه.از دفتركه ميرفت بيرون گفت: خانوم اگه بدخواه مدخواه داشتي خبرمون كن.
زنگ تفريح اول بود و با همكارم ميچرخيديم بين بچه ها كه ، ديدم دو تا از بچه هاي سال دوم اومدن سراغ همكارم و گفتن : خانوم ما اين زنگ پرورشي داريم بذار بريم اتاق فيلم . خانوم اگه اين هفته هم نذاري بريم خيلي نامردي !!!!!!همكارم موافقت كرد و اونا با خوشحالي گفتن : حلله..خانوم دمت گرم .چاكريم دربست .و رفتن تا به بچه هاي كلاسشون اطلاع بدن. تو سرو صداي بچه ها انواع و اقسامه صحبتا به گوش ميرسيد.اي ووووووووووللللل چه عكس با حالييييييي ، اشتپ فرك فوكولي ، و.......نميدونم لغات چرا اون روز تو ذهنم بازي ميكرد؟؟؟؟؟؟
ساعت كلاس بود.يكي از نماينده ها اومد و گفت: دبيرمون گفته، يك ناظم بياد بالا. رفتم و به محض نزديك شدن به كلاس ، ديدم كه يكي از بچه ها رو ، دبير از كلاس بيرون كرده و ....وارد كلاس شدم و دبير رو صدازدم بيرون ، و جريان رو پرسيدم . دبير توضيح داد و در ادامه رو به دانش آموز گفت : خانوم ناظم اومد بالا !!! ولي بدون من خودم حريفتم و حالتو ميكنم تو قوطي .فكر نكن نميتونم خدمتت برسم و.....جل الخالق ...اين كلمات هر روز هست ؟ يا امروز تو ذهن من بازي ميكنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رژه كلمات قصار !!!!!!!
همينطور كه تو فكر بودم ، و از پله ها ميومدم پايين ديدم يه تعداد شاگرد پشت در يه كلاس ايستادن پرسيدم : چرا بيرونيد؟ گفتن : امتحان شفاهي زبان داريم و يكي يكي امتحان ميديم و مياييم بيرون ...در همين حين يكي از بچه ها از كلاس اومد بيرون و منو نديد و در حالي كه دو دستش را با دوطرف مانتوش پاك ميكرد گفت: (ببخشيد) خوب آقا ما كارمون تموم شد كسي اينجا كار نداره؟ صلاح رو در اين ديدم كه ، از همون كوچه معروف برم پايين......
تو فكر اومدم پايين و رفتم اتاق مدير، جلسه داشتيم ، برخلاف هميشه ساكت نشستم و وقتي بالاخره مديرمون طاقت نياورد و پرسيد كه: تو چته ؟ چرا ساكتي؟ ( جالبه ، نه خانوم بودن و ساكت شدنم رو تحمل ميكنن ، نه شر و شورم رو ) رفتم بالا منبر و هر چي رو كه ديده بودم ، در مورده از دست رفتنه نسل جوون ، و دور شدنه فرهنگ محاوره اي نيكو و ......تا تونستم اظهار فضل نموده و با ارائه راهكاراي مختلف جلسه رو به اغتشاش كشوندم. (دو سه روز بود كه برا انجام يه كار اداري و البته شخصي ، ميخواستم برم اداره و مدير اجازه نميداد ، اون لحظه ، فكر كنم صلاح ديد شرجات منو كم كنه) و گفت تو اصلا مگه نميخواستي بري اداره؟ پاشو برو . من كه خوشحال شده بودم پريدم ماچش كردم و گفتم : ايوووووووول چه مديربا شخصيتي ، خانوم دمت گرم، مرسي كه حال دادي، خيلي مخلصيم.چاكريم خانوم ....كه ناگهان با خنده همكارا و صداي داد مدير كه ميگفت : بيا ببين كي از خراب شدنه فرهنگ گفتاري صحبت ميكنه؟ .....فرار رو بر قرار ترجيح دادم.
(اينم بخونييييييييين):
با عرض معذرت از خواننده هاي محترم به دليل مشغله، امتحانات مدرسه و يك امتحان سرنوشت ساز برا خودم (طي دو ماهه آينده) فكر كنم تا مدتي نتونم زياد سر بزنم .البته مطالبم رو مينويسم و اگه مجالي باشه ، به كامنتا در همينجا پاسخ ميدم ولي در اينجا از همگي بابت سرنزدن به وبلاگا ، يا كم سر زدن عذر خواسته ، برا امتحانم التماس دعا دارم.
يا رب نظر تو برنگردد.