باسم رب محمد (ص)

اجرك الله بقيه الله
مدينه بود و .....
مدينه بود و بوي دود و درب سوخته و ميخ ديوار و محسن پر كشيده.....
مدينه بود و پهلوي بشكسته و قد خميده زهرا(س) .........
مدينه بود و گنبد سبز پوشيده در غم ......
مدينه بود و غربت كوچه هاي بني هاشم . مدينه بود و ناله هاي خفته در چاه . مدينه بود و بيت الاحزان خاموش.....
مدينه بود و فغان وااماه مولائي كه سر بر تربت مادر گذارده .....
مدينه بود و بين الحرمين خاك گرفته در غربت و مرقد بي نور ،چهار نور......
مدينه بود و مدينه بود و .............مدينه نبود ....هيچ ، جز گنبد خضراء نبود.......
نه كوچه بني هاشمي و، نه درب سوخته اي و، نه بيت الاحزاني و نه ، تربته گمگشته اي............
ميقات بود و شجره...........
شجره بود و بازگشت . شجره بود و توبوا الي الله . شجره بود و اِحرام . شجره بود و آغاز . شجره بود و تولد .
شجره بود و لبيك...........لبيك اللهم لبيك....
مكه بود وحِجر بود و حَجَر.. مكه بود و دل تاريك و حرم .. مكه بود و حطيم و يك نظر .. مكه بود و مُستجار و مُلتزم..
مكه بود و .....مكه بود و ......هيچ نبود...، مكه بود و كعبه بود و .....هيچ .....جز خدا نبود.
* الهي خانه كجا و صاحبخانه كجا؟ طائف آن كجا و عارف اين كجا؟ آن مُحرم ميشود و اين مَحرم...آن لباس احرام ميپوشد و اين از خود عاري ميشود...آن لبيك ميگويد و اين اين لبيك ميشنود.......(علامه حسن زاده آملي)
به طواف كعبه رفتم به حرم رهم ندادن كه برون در چه كردي ، كه درون خانه آيي
به حرم رهم ندادند........حاجي احرام دگر بند.....حاجي احرام دگر بند........حاجي احرام دگر بند
**********************************
1-با سلام و تشكر از كليه دوستان ، اگه قابل باشم اونجا همه رو دعا كردم ، خودمو راه ندادن ولي برا دوستان خيلي دعا كردم ، دوتا از دوستان مخصوص در نظرم بودن ، يكي به خاطر تشابه اسم يكي از هم كاروانيه و يكي هم به خاطره در خواستش كه يه ني ني گولو بود ، همه جا مد نظرم بودن و بقيه دوستان كه دعا برا مريضا خواسته بودن و بقيه حوائجشون. و اگه قابل باشم به نيته همه طواف به جا آورده و نماز خوندم البته به نيته همه.و از خدا حج رو برا همه خواستم.
2- متاسفانه ، با وجودي كه در ايام حزن اونجا بودم اما تنها صداي روضه و مداحي ، همون آهنگ غم بار ه غربته مدينه بود. كه خوب البته و صد البته شايد بيش از هزار روضه اشك انسان رو جاري ميكرد.
3- متاسفانه ، امسال در مدينه ؛ فشارها بيشتر شده و در حرم پيغمبر (ص) ، سمت درب خونه حضرت زهرا ، كه تا پارسال باز بود ، كلا بسته شده البته برا خانوما ، و فقط مقدار محدودي از روضه النبي در كل ، برا خانوما باز بود ، اونم در ساعاتي محدود .( منظورم بابه جبرئيل نيست ، اون رو الان دو ، سه ساله بستن . كلا سمته خونه حضرته زهرا و سكوي صفه ، بسته شده و ورود از هيچ طريقي به اونجا برا خانوما مقدور نيست).و بقيع هم فقط در ساعت 4 تا 5/5 بعد از ظهر بالا پله ها ، خانوما اجازه داشتن برن. البته مجاله بحث نيست ، ولي فكر كنم يه مقدار هم خود زوار ايراني مقصرن.
در روضه النبي ، بندي بود كه مامور زن وهابي جهت رفع ازدحام به ستون بسته وبا كمكه اون ، خودش رو. به ستون نگه ميداشت ، در غيابه اون خانوم ، يك روز صبح ديدم كه يه خانومه ايراني به روش مخصوص چند مرتبه اون بند رو تكون داده و ميبوسيد و بلافاصله پشت سرش چند نفر نوبت ايستادن تا همون كار رو انجام بدن...يا نمازهايي كه خانوما در بقيع ، با وجود تذكرات فراووني كه داده ميشه ، بازم ميخونن....بماند كه مجال گفتنش نيست.
4-با يك نگاه به زوار ، و دركه حضوره اقشاره مختلف ، انسان خوشحال ميشه كه از همه قشري تونستن در حج شركت كنن. فقط اي كاش حج و زيارت برنامه توجيهي براي زوار داشت.
نميدونم ، ما مياييم اينجا اعتراضه وسيع به فيلمهايي ميكنيم كه فرهنگمون رو زير سئوال برده و بعد با بعضي رفتارها فرهنگ غنيه ديني و مذهبي و عرفي خودمونو خراب ميكنيم. كاش حج و زيارت برنامه ، هم برا توجيه رفتار عبادتي داشت و هم رفتار اجتماعي.
آقايون گوشاشون و بگيرن ...ميخوام خودمون و دعوا كنم...
نميدونم چند درصد از ما خانوماي محجبه تو مملكته خودمون با چادراي رنگي از همه مدل (نازك و ضخيم) در ملاء عام ظاهر ميشيم؟ چند در صد از خانوماي غير چادري و مانتويي با لباسايي كه در فرهنگ عامه لباس راحتيه تو خونه اسمشه (لباساي بلند آستين دار) ، فقط به همراهه يه مقنعه ، در ملاء عام ظاهر ميشن؟ كه متاسفانه نميدونم كي مجوزش رو داده كه اين مدل گشتن اونجا ، ايراد نداره !!!!! آيا به صرفه گرم بودن هوا ، مجوز داريم همه مدل بگرديم و فرهنگه پوششيه خودمون رو زير سئوال ببريم؟؟؟ صحبتم رو چادري و غير چادري نيست ، بحثم رو فرهنگه پوششيه. و بعضا مشاهده انواع مانتوهاي كوتاه و ....كه امام جمعه مكه در نماز جمعه چند مرتبه گفته كه ( اللهم احفظ شبابنا من نساءالايراني).
صفهاي نماز جماعت رو متاسفانه (بعضي البته ) خانوما اشغال ميكنن و حتي به خود ايرانيا ، جا نميدن و بعضا ، مليتهاي ديگه بعد از اينكه شاهده مشاجره ايرانيا با هم هستن ، به اونا جا ميدن..
واي كاش در مسائل عبادي نيز توجيهاته كافي و وافي انجام ميشد. در نماز جماعته مكه ، بعد از حمد نفر كناري من كه خانومه پيري بود ، خيلي قشنگ ، از عربا قشنگتر ،گفت : آمييييييييييييييييييييين . توجهم بهش جلب شد و ديدم كه نه دست به سينه هم نايستاده....پس از اتمامه نماز گفتم : مادر جون چرا آمين گفتي؟ جواب داد كه : انقدر صواب داره مادر تو هم بگو !!!! بماند كه با چه مكافاتي قانعش كردم و آخر قرار شد از روحانيه كاروانشون سئوال كنه.
يا صفوفه نماز رو ، كه بسيار اهل تسنن مراعات ميكنن در رديف بودن ، و امام جماعت قبل از شروع تذكر ميده ( استواا) ، خانوماي ايراني با وجود تذكراته فراوون كه مراجع گفتن برا حفظ وحدت و تقيه ، ميتوان مهر نگذارد ، به هم زده و برا اينكه بر روي سنگها سجده كنن صفوف را خراب ميكنن و يا در صفها ، بعضيها نماز رو فرادي ميخونن.
بماند ،( اگه آقايون خيلي ذوق كنن يه پست هم در مورده اونا مينويسم).
5-در مورد عبادت جمعي ، خوب بسيار مرتب در صفوفه نماز حاضر ميشن و سر وقت ميخونن ، اما من در عبادات جمعيه اونا روح عبادت رو حس نكردم. از هر نقطه كه هستن قامت بسته و جماعت ميخونن. بعد از اينكه در صفوفه نماز در انتظار اذان ، چرت ميزنن ، بعد از اذان بلند شده و نماز ميخونن.
در مدينه در نماز جمعه ، خيلي شلوغ بود و جا نبود ، بينه دو رديف ، يه تعداد از آسياييهاي ريز نقش ايستادن و به هنگامه شروع نماز ، همونجا قامت بسته و بر پشته نفر جلويي سجده ميرفتن و از همه بدتر اينكه با عرض معذرت ، يكي از آنها صدايي ازش خارج شد در هنگام ركوع ، و باعثه خنديدنه نفراته ايراني و پشته سر شد.
6-در مورده حجابه خانوما ي عرب ، خوب در شهر مكه و مدينه ، بيشتريا ، پوشيه دارن ، حالا يا با چادر يا با مانتوهاي بلند ، ولي يا جوراب ندارن (البته بعضا) يا يه وجب پايشان از بالاي مچ معلوم هست. ولي خوب تعدادي هم واقعا حجابشون كامله .در مورده اونايي كه حجابشون كامله ، خوب بحثي نيست و از اون پوشيه هم به نحو احسن و درست استفاده ميكنن.اما در مورده قِسمه دوم به نظره من ، فقط رو سنت ميزنن و اگر از اون پوشيه استفاده نكنن ، بهتره چون حجاب كلشون ، كامل نيست . البته اينو بگم كه بعد از استفاده در اونجا ، ديدم كه خوب واقعا اگه درست استفاده بشه ، اونم در مكانهايي كه استفاده پوشيه جا افتاده ، و به نوعي عموميت داره ، اصلا جلبه توجه نميكنه و برا انسان به نوعي هم توليده احساسه امنيت ميكنه. يه تعداد عكس در اين رابطه بود كه اگه موفق شم اينجا ميذارم.
7- مطلبي در سالهاي اخير باب شده كه ، كودكانه در سنينه پايين رو مُحرم ميكنن ، بي توجه به اين مطلب كه آيا اون بچه ميتونه در حفظ وضو برا اعمال ، يا مثلا برنگردوندنه شانه از سمته خونه خدا ، به هنگامه طواف ، و بقيه اعمال خوددار باشه يا نه. در شجره ، شاهده احرام بستنه پسر بچه اي پنج ساله بودم . انشاءالله كه قادر به انجامه درست بوده باشد . يا در خانه خدا دختر بچه اي رو ديدم كه مادرش داشت تلقينه نماز طواف رو ميكرد براش و بسيار خوشم اومد .اما بعد ديدم كه متاسفانه برخي از ناخناش لاك داره ، كه بعد از تذكر ، مادرش سرآسيمه اونو برد تا از روحانيه كاروان كسبه تكليف كنه. البته كساني هم بودن كه صوري ، بچه ها رو مُحرم كرده بودن كه خوب اون ، از نظره معنوي برا اون بچه ميتونه مفيد باشه و در عينه حال چون با تذكر مداوم برا اون بچه ، جهته حفظه وضو و بقيه مطالب همراه نيست ، قطعا خسته كننده هم نيست.
8-يه تعداد عكس آماده كرده بودم ، ولي حجمشون بالاست و اگه موفق شدم حتما عكسارو ميذارم.
(چقدر حرف زدم ببخشيد ، خوب تلافيه مدتيه كه نبودم)
يا رب نظر تو بر نگردد.