98بازدیدهای دیروز
35361کل بازدیدها
اپيزود دوم: (دِ... بابا مگه قرار نشد به اين كلمه گير ندين؟؟). *هفته معلم... و خوب نميشه كه معلم برا خودش تدارك ببينه، اي بابا نشستين ؟ پس كي از معلما پذيرايي كنه؟؟ معاونا بجنبن...*روز تربيتي، خانماي معاون مقدمات برنامه برا اين روز رو بچينن.. *بابا !! فردا روز دانش آموزه، چه برنامه اي دارين؟؟.. برا اينكه كسي ندونه و سورپريز بشه!!! ناظما تدارك پذيرايي از بچه ها و نظم جشن و خريد كادو و ...... *روز كارگرو تجليل از خدمتگزاران.......اعياد......مراسمات مذهبي و نظم.... *معلما ، مدارك بيارن برا انتخاب معلم نمونه، اردوي مديران نمونه، تربيتيهاي برگزيده ميرن مشهد، مشاوران نمونه.......تجليل از دفترداران زحمتكش.....*اعتصاب معلمين زحمتكشه، تو هم ميري اعتصاب و يه فكر پليد ميگه اقلا يك ساعت به اين هوا بشين، كه، يهو...ترق يه چيزي ميخوره تو سرت و بر ميگردي ميبيني مدير (البته به قول خودش با شوخي) با كتاب زده تو سرت كه ...اِ...اِ...تو نشستي؟؟ الان بچه ها همديگه رو ميخورن!!! پاشو زود برو تو راهروها.اپيزود سوم: (آفرين، كه ديگه گير ندادين) *موقع ثبت نام : دلت ميسوزه و پول فوق برنامه رو، از يكي نميگيري و...دوساعت بعد باز خواست ميشي!!! ده روز بعد.... از شكايات بازرس مياد و بعد از بررسي.... كي اين فيش هارو گرفته؟؟؟ چه بازرس.......خوب اين ديگه پرسيدن داره؟؟ *اوليا از مدرسه شاكي هستن و به اداره شكايت كردن و خوب، مدير كه نميتونه مقصر باشه!!! دبيرا هم كه مقصر نيستن!!! بچه ها هم كه عمرا !!! اگه تقصير داشته باشن....خوب معلومه ديگه صبح ساعت 8 ميري ارزشيابي برا جواب. *از حراست زنگ ميزنن: ديشب از بيمارستان .... خبر دادن كه يكي از بچه هاتون خودكشي كرده ( طبق بخشنامه خودكشي محصلين ، بايد مراتب به اطلاع منطقه مربوطه رسونده بشه) برا پاسخ بيايين اداره ببينيم احيانا شما به ايشون گفتين بالاي چشمت ابروست يا نه؟؟ *بچه هاي اقلا 15 سال سن ، تو حياط بازي ميكنن، يكي ميخوره زمين و سرش اوخ ميشه !! كي مقصره؟؟؟ خوب معلومه ، پرسيدن داره؟؟ *...دِ....دِ....دِ...تو !! توي نماز خونه چه ميكني؟؟ مگه ناظما ميان نمازخونه ؟؟ پس كي مواظب بچه ها باشه ، بدو تو طبقات..*مدير عوض ميشه ، خوب مدير جديد حق داره بابا ، ميخواد با خودش ناظم جديد بياره، صبح برو خودت رو اداره معرفي كن...آخ....آخ....آخ....بازم بگم؟؟؟آقا...!!! ما ناظما چي كارَه بيديم؟؟؟ نه معلميم و نه تربيتي و نه مدير و نه دروغگو و نه جاسوس(سعي كنين به اين كلمه، گير ندين) و نه........!!! فقط كتك خورمون ملسِ. بالاخره، خودمونم نفهميديم ما چي كارَه بيديم!!!!اصل القضيه:اصلا هم، درد دل نبود و اصلا هم دلم پر نبود از روزگار و هوس هم نكرده بودم كه براتون از درد دلام بگم....از اين آدمكها خوشم ميومد، گفتم كه يه پست براشون بنويسم...نع ..يعني اين آدمكها رو برا يه پست نوشتم...نع....** با تموم اين احوال............. كارمون رو عشق است.اين بنده سرا پا تقصير، دو روز پيش اين متن رو نوشتم و تاريخ ارسال رو برا صبح جمعه زدم و ديشب آخرين ويرايش رو برا ارسال انجام دادم و شرمنده اگه اين مطلب باعث شده كه اسم وبلاگ در ليستهايتان بالا اومده و خرج راه اضافه بر گردنتان گذارده . (اين رو به حساب بي سواتي اينجانب و عدم آگاهي نسبت به اين مهم بدانيد. عفوا كثيرا).كي ميگه ناظما بي تقصيرن!!! يا رب نظر تو برنگردد.
نام:
ايميل:
جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!