شنبه 20 مرداد 1386 ساعت 3:3 صبح+ افوض امري الي الله بسم الله المنتقم
قال الصادق (ع) : مَن زَرَعَ العَداوَةَ حَصَدَ ما بَذَرَ
كسيكه بذر دشمني و عداوت در دل مردم بكارد، سرانجام كِشته خود را درو خواهد كرد.
درد دلانه (2)
يادش به خير، از زماني كه بچه بوديم و هنوز از خوب و بد دنيا، از كينه و حسد، از بخل و ........ خيلي چيزهاي بدِ ديگه خبر نداشتيم، يه حرف مادرم تا حالا تو گوشم، البته نه فقط گوشم ، بلكه دل و جانم نقش انداخته. اون هميشه ميگه: هيچوقت به كسي بد نكنين و اگه كسي بهتون بد كرد و دلتون رو شكست اون رو نفرين نكنين . نفرين كردن كينه رو زياد ميكنه و آخرش هم يه جورايي اون نفرين دامن گير خود آدم ميشه. و ميگن كه اگه خيلي از دست كسي دلتون سوخت و كسي در حقتون بدي كرد اون رو به كرام الكاتبين واگذار كنين.
تا بچه تر بودم، هميشه فكر ميكردم كه چرا بايد از حقمون بگذريم و اون طرف رو به خدا واگذار كنيم. هميشه يه جورايي فكر ميكردم كه واگذار كردن به خدا برابر با گذشتن از حق خودمونه. و باور كنين نميدونستم كه به چه وكيل و منتقمي، اون بنده خدا رو واگذار ميكنيم.
شب سيزده رجب پارسال خيلي دلم سوخت. يعني دلمو آتيش زدن، سوزوندن و سوخته اش رو بر باد دادن.انقدري كه از سوزش اون، تا اذان صبح بي تاب، فقط گاهي گريه ميكردم و گاهي ......
نه... باور كنين، خيلي به خودم فشار آوردم و حتي سعي كردم سرم رو هم بالا نگيرم، مبادا كه از سوزش دلم يه وقت رو به عرش خدا چيزي بگم. فقط نزديك اذان صبح اونارو ، اون دو نفر رو ، مخصوصا يكيشون رو كه خوب انتظار نداشتم واگذار به امام بر حق كردم.
دقيقا امسال ، سيزده رجب چنان اون دو نفر .......دقيقا به همون شكل كه برا من برنامه ريخته بودن. بماند.... اين مهمه كه من اصلا خوشحال نشدم. اصلا از زمين خوردنشون خوشحال نشدم.نميدونم چوب چي رو خوردن ؟؟ عمل خودشون يا واگذار شدنشون به امام بر حق!!؟؟
آيا اگه من اونارو به امام علي (ع) واگذارم نميكردم باز هم اين اتفاق مي افتاد يا نه؟؟؟؟ من اصلا خوشجال نشدم..... اصلا.
پا نوشت:
1_ مبعث پيامبر عظيم الشان رو خدمت همگي تبريك ميگم.
2_ شب مبعث برا برگذاري امر خيري به شهر قم رفتيم.توفيقي بود. خوب زمان كوتاه بود ، اما زيارت دلچسبي شد و شهر قم هم بسيار شلوغ بود.
3_ يكي، اين روزا دلم رو مكدر كرده ...(كسي به خودش نگيره. مقوله كاريه) ... من گذشتم. و سعي ميكنم دلم رو هم صاف كنم.
4_بلا تكليفي خيلي بده، ( نه خطرناكه ...) چه تو مقوله كاري ، چه تو زندگي و چه تو هر برنامه ديگه.
5_ اينم يه پست متفاوت و نسبتا كوتاه!! برا اونا كه ميگن خانم ناظم مطالبش طولانيه. حالا ببينم از اين نوشته چقدر خوشتون مياد؟؟ خودم كه ...نُچ ......
6_بابا مگه چند تا خانم ناظم دارين تو پارسي بلاگ !!؟؟ خوب تحملش كنين ديگه .هم خودش رو هم مطالب طولانيش رو.
7_ اگه برم ، همينطور ميايين؟؟ نه ديگه، ادامه نداره!!
حالا با اعتقادي صد برابر ميگم: يارب نظر تو برنگردد.
متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)