افوض امری الی الله - نوشته هاي يك ناظم
با خرد است كه آدميان به ستيغ دانش [امام علي عليه السلام]

98بازدید‌های دیروز

35363کل بازدید‌ها

افوض امری الی الله - نوشته هاي يك ناظم
شنبه 20 مرداد 1386 ساعت 3:3 صبح+ افوض امري الي الله
                                              بسم الله المنتقم
                         قال الصادق (ع) : مَن زَرَعَ العَداوَةَ حَصَدَ ما بَذَرَ
كسيكه بذر دشمني و عداوت در دل مردم بكارد، سرانجام كِشته خود را درو خواهد كرد.
درد دلانه (2)
يادش به خير، از زماني كه بچه بوديم و هنوز از خوب و بد دنيا، از كينه و حسد، از بخل و ........ خيلي چيزهاي بدِ ديگه خبر نداشتيم، يه حرف مادرم تا حالا تو گوشم، البته نه فقط گوشم ، بلكه دل و جانم نقش انداخته. اون هميشه ميگه: هيچوقت به كسي بد نكنين و اگه كسي بهتون بد كرد و دلتون رو شكست اون رو نفرين نكنين . نفرين كردن كينه رو زياد ميكنه و آخرش هم يه جورايي اون نفرين دامن گير خود آدم ميشه. و ميگن كه اگه خيلي از دست كسي دلتون سوخت و كسي در حقتون بدي كرد اون رو به كرام الكاتبين واگذار كنين.
تا بچه تر بودم، هميشه فكر ميكردم كه چرا بايد از حقمون بگذريم و اون طرف رو به خدا واگذار كنيم. هميشه يه جورايي فكر ميكردم كه واگذار كردن به خدا برابر با گذشتن از حق خودمونه. و باور كنين نميدونستم كه به چه وكيل و منتقمي، اون بنده خدا رو واگذار ميكنيم.
شب سيزده رجب پارسال خيلي دلم سوخت. يعني دلمو آتيش زدن، سوزوندن و سوخته اش رو بر باد دادن.انقدري كه از سوزش اون، تا اذان صبح بي تاب، فقط گاهي گريه ميكردم و گاهي ......
نه... باور كنين، خيلي به خودم فشار آوردم و حتي سعي كردم سرم رو هم بالا نگيرم، مبادا كه از سوزش دلم يه وقت رو به عرش خدا چيزي بگم. فقط نزديك اذان صبح اونارو ، اون دو نفر رو ، مخصوصا يكيشون رو كه خوب انتظار نداشتم واگذار به امام بر حق كردم.
دقيقا امسال ، سيزده رجب چنان اون دو نفر .......دقيقا به همون شكل كه برا من برنامه ريخته بودن. بماند.... اين مهمه كه من اصلا خوشحال نشدم. اصلا از زمين خوردنشون خوشحال نشدم.نميدونم چوب چي رو خوردن ؟؟ عمل خودشون يا واگذار شدنشون به امام بر حق!!؟؟
آيا اگه من اونارو به امام علي (ع) واگذارم نميكردم باز هم اين اتفاق مي افتاد يا نه؟؟؟؟ من اصلا خوشجال نشدم..... اصلا.
پا نوشت:
 
1_ مبعث پيامبر عظيم الشان رو خدمت همگي تبريك ميگم.
2_ شب مبعث برا برگذاري امر خيري به شهر قم رفتيم.توفيقي بود. خوب زمان كوتاه بود ، اما زيارت دلچسبي شد و شهر قم هم بسيار شلوغ بود. 
3_ يكي، اين روزا دلم رو مكدر كرده ...(كسي به خودش نگيره. مقوله كاريه) ... من گذشتم. و سعي ميكنم دلم رو هم صاف كنم.
4_بلا تكليفي خيلي بده، ( نه خطرناكه ...) چه تو مقوله كاري ، چه تو زندگي و چه تو هر برنامه ديگه. 
5_ اينم يه پست متفاوت و نسبتا كوتاه!! برا اونا كه ميگن خانم ناظم مطالبش طولانيه. حالا ببينم از اين نوشته چقدر خوشتون مياد؟؟ خودم كه ...نُچ ......
6_بابا مگه چند تا خانم ناظم دارين تو پارسي بلاگ !!؟؟ خوب تحملش كنين ديگه .هم خودش رو هم مطالب طولانيش رو.
7_ اگه برم ، همينطور ميايين؟؟ نه ديگه، ادامه نداره!! 
                   حالا با اعتقادي صد برابر ميگم: يارب نظر تو برنگردد.

متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
افوض امری الی الله - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
افوض امری الی الله - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر