بسم الله الرحمن الرحيم
السلام علي الائمه الهدي

عِلمي عِلمُهُ، وَ عِلمُهُ عِلمي، لِانّا نَعلَمُ بِالكائِنِ قَبلَ كَينونَتِهِ
جابرابن عبدالله انصاري ميگويد: بعد از ولادت امام حسين(ع) براي عرض تبريك به محضر فاطمه زهرا(س) رفتم.در دست آن حضرت لوحي سبز رنگ ديدم عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت، اين لوح چيست؟ فرمود: اين لوح را خداوند به پدرم هديه داده و پدرم آن را به مناسب اين مولود، مژدگاني به من داده است.
جابر كلمات آن لوح را خواند و از آن رونويسي كرده نزد خود به عنوان امانت نگه داشت، تا در عصر امام باقر(ع) به آن حضرت تحويل داد.
در حديث لوح، وقتي به نام مبارك حسين(ع) ميرسد، خداوند آن حضرت را چنين توصيف ميكند: (( حسين را مخزن علم و وحي خود نمودم و اورا به مقام شهادت گرامي داشتم و سرانجام كارش را قرين سعادت نمودم.او برترين شهيدان من و مقامش از همه شهيدان ارجمندتر است.كلمه تامه و حجت رسايم را در نزد او قرار دادم و با توجه به عترت او پاداش و كيفر ميدهم.....)) احتجاج طبرسي_ج1

فَاَنتَ بابُ الحَوائِج وَاشفَع لِمَن شِئتَ
سلام بر تو اي عبد صالح، اين جمله از زيارت نامه حضرت عباس از زبان امام صادق(ع) گرفته شده است. حضرت عباس هم عبد خدا بود و هم صالح و خالص بود، در عبوديت و بندگي او، هيچگونه شائبه نبود، نه تنها در نماز و امور عبادي بلكه در همه امور بنده مطيع خدا بود.او حتي در دوران خردسالي (يك) گفت و در برابر سخن پدرش كه فرمود: بگو (دو) دو نگفت و علتش را چنين بيان كرد: با زباني كه يك گفته ام، شرم دارم كه دو بگويم.( و از حريم يكتائي خدا خارج شوم).
يا كاشِفَ الكَربِ عَن وَجهِ الحُسَينِ، اِكشف كَربي بِحَق اَخيكَ الحُسَينِ

اَلسََّلامُ عَلَيكَ يا (( سَيِدُ العابِدين وَ زَينُ اوُليائِيَ الماضِينَ))
امام سجاد (ع) راه پر خطر تا كربلا را پيمود و پس از آن در همه جا حضور داشت. و پيام شهيدان كربلا را به گوش جهانيان رسانيد. با اينكه سخت بيمار بود، در عين حال صحنه را ترك ننمود و تسليم دشمن نشد.صبر و استقامت و تحمل او به قدري عجيب بود كه روزي امام حسين(ع) از او پرسيد چه ميل داري؟ امام سجاد(ع) ، عرض كرد: ميل دارم به گونه اي باشم كه در برابر خواسته هاي تدبير شده خدا براي من، خواسته ديگري نداشته باشم.
امام حسين (ع) فرمودند: احسنت، تو به مانند ابراهيم خليل هستي كه در جواب پرسش جبرئيل كه از او پرسيد چه حاجتي داري؟ فرمود: هيچگونه پيشنهادي به خدا ندارم. بلكه او مرا كفايت ميكند.و نگهبان نيكي است.
پ.ن.
* اعياد مبارك شعبانيه رو خدمت تمامي دوستان تبريك عرض ميكنم.
*بنا داشتم در اين پست ، داستان رويا رو بنويسم، اما به دو دليل اين كار رو نكردم. يك آنكه، عظمت و حلاوت اين اعياد رو نميتوان دست كم گرفت و به سادگي از كنارشون گذشت و دو آنكه، خوب اگه مينوشتم باز دوستان ميگفتن كه عيد شد و خانم ناظم بازم عيدي اينجوري داد. حالا بماند، تا انشاءالله در نوشته هاي آتي كه قبلش حسابي گل گاو زبوني چيزي خورده باشين، اون جريان رو تعريف ميكنم_دي
*در اين شبها ، حسابي التماس دعا دارم.
يا رب نظر تو بر نگردد.