باسمه
رسول اكرم (ص) فرموده است: رحمت الهي بر پدر و مادري باد كه فرزند خويش را در انجام نيكي و خير ياري نمايند.
درست نميدونم اين نوشته رو از كجا شروع كنم؟؟؟!!!... از شروع سال تحصيلي جديد تا حالا خيلي گرفتار بوديم و خوب البته در سكوت منتظر شروع مشكلات انضباطي بوديم. نميدونم در مشاهده بعضي مسائل، چي بايد بگم و چطور بگم كه شما به جاي اينكه خندتون بگيره، ميزان تاسف من رو متوجه بشين. همون هفته اول بود كه همكارم، زنگ تفريح يكي از بچه هاي اول رو ميبينه كه داشته يه گوشه، با موبايل صحبت ميكرده. از اونجايي كه امسال اولا و دومها، با من هستن، اونو آورد پيش من و... خوب بردمش دفتر. سئوال كردم با كي صحبت ميكردي؟ خيلي خونسرد گفت: با دوست پسرم!!! بعد راحت اسم و فاميلشم گفت. اگه بگم برق سه فاز از سرم پريد دروغ نگفتم. چند لحظه هر چي دهانم رو باز كردم نتونستم چيزي بگم. آخرش فكري به سرم زد و شماره رو گرفتم تا با اون آقا پسر حرف بزنم. اما اوشون تكذيب كرد و حتي ماهيت خودش رو هم قبول نكرد.
خنديدم و گفتم: دختر صداقتت من رو كشته.....
بالاخره به اين نتيجه رسيدم كه مادرش رو خبر كنم. خلاصه كنم، مادر اومد و ديدم تنها نيست و با پدرش هستند. احساس كردم كه كارم سخت شده و در حضور پدرش خوب به دليل غيرت پدرها مجبورم كه كمتر برخورد داشته باشم. اما واقعيتش از اين كار مادر خوشم اومد. احساس كردم كه با پدرش صادقه.
هيچي، جريان رو گفتم و وقتي به اين قسمت رسيدم كه گفت، با دوست پسرم حرف ميزدم، با احتياط گفتم (از ترس باباش). يهو ديدم كه باباش از جا بلند شد و .....
منم از جام پريدم كه اگه خواست بزندش من جلوش رو بگيرم. كه يهو عجيبترين صحنه طول مدت كارم رو ديدم.......
باباش رفت جلو و بغلش كرد و بوسش كرد و گفت: دخترم من از اين راست گوئي تو خيلي خوشم مياد. الحق كه بچه خودمي!!! بعد هم رو به من كه با چشماي از حدقه در اومده داشتم نگاشون ميكردم ، گفت: خانم شما ايشون رو بايد به خاطر راست گوييش تشويقش كنين......
مگه من منتظر شنيدن اين مطلب بودم كه حالا تشويقشم بكنم؟؟؟!!!....بماند......... انقدر متاثر و متاسفم كه، زياد خوشم نمياد بقيش رو بگم. برخورد ما با اونا و بقيه ماجرا بمونه.......
آقا من شاكيم!!!
از همراه اول شاكيم...... نه از ايرانسل و همراه دوم شاكيم.....
نه اصلا از پدر مادرا شاكيم، (اين رو قبلا هم گفتم). از قوانين مدرسه شاكيم.از صدا و سيما شاكيم. از همه چي شاكيم. از همه چي و از همه كس. از خودمم شاكيم.
انگار همه دست به دست هم دادن كه نسلي رو به فنا بكشن. من با تكنولوژي و علم روز مخالف نيستم. به هيچوجه... نميخوامم اينجا از حسرت تعدادي بچه ديگه صحبت كنم كه اون خودش يه پست كامله. نميخوام از عكسهاي بولوتوس شده تو موبايلا بگم كه خودش.....( يحتمل هك ميشم).
اما چرا مخابرات داره اين كار رو ميكنه. ايرانسل جشنواره ميذاره ، نصف قيمت. همراه اول به نصف ميرسونه قيمت رو. اعتباريا رو برا رو كم كني وارد بازار ميكنن. صداو سيما مياد نمايش ميده موبايل رو تو دست بچه هشت و نه ساله، اما كلمه اي از فرهنگ استفادش حرف نميزنن.
پدر و مادرا، خود شيفته و برا نشون دادن روشنفكر بودنشون ميان قبل از اينكه راه درست استفاده از يه وسيله اي رو به بچه شون ياد بدن، اونو در اختيار بچه 14 سالشون ميذارن. تازه از من انتظار تشويقم دارن( تو رو خدا خندتون نگرفت؟)
از آموزش و پرورش شاكيم كه، دو سال اومد سكوت كرد و فقط گفت تذكر بدين و حالا تازه امسال كه احساس خطر كردن، دو روز پيش يكي از معاونين مدير كل صحبت كرد و تازه اونم شفاهي و يه سري مجازاتهاي سخت گذاشتند. و آخرشم از خودم شاكيم.
از خودم شاكيم كه چرا نميتونم مثل خيليا خونسرد باشم و فقط روزمره گي كار كنم. چرا وقتي يه باباي منورالفكر ميبينم!!!!! شاخ در ميارم. چرا نميتونم روشن باشم؟؟؟ چرا من انقدر املم؟؟؟؟ راستي چرا؟؟؟
ببينم ميتونين با اين لغات، يه جمله روشنفكرانه بسازين؟؟ تو سرم ميچرخن اينا!!
موبايل-منورالفكر-اس ام اس خفن-بولوتوس-هك- فناتيك-آدم امل-خانم ناظم!!
پ.ن
ببخشين به دليل سبك نمودن قالب مجبور به حذف لوگوها شدم. بعضي لوگوهارو اصلا اصلا، دلم نميخواست حذف كنم اما، خوب ديگه .(عفوا).
بعضي لينكها رو با شرمندگي بسيار حذف كردم. وقتي كسي برا وبلاگي درخواست لينك ميده ، حق نداره از اون وبلاگ فقط در حد يه بيلبورد و پانل تبليغاتي استفاده كنه. با شرمندگي بسيار لينكهايي رو كه حس كنم فقط در حد اين استفاده رو از لينك وبشون دارند، از اين به بعد حذف نموده، از لينك اين قبيل وبلاگها معذورم. شرمنده.
بعد التحرير:
بعد از كامنت يكي از اخويان گرام، لازم دونستم كه تذكر بدم كه چنانچه اينجانب اگر به كسي درخواست لينك بدم ، خوب وظيفه ميدونم كه سر بزنم و اما چنانچه لينكهاي حذفي ( كه البته شرمنده ام) دوست دارند لينك اينجانب را حذف نمايند تا به قول فرمايش ايشون، بي انصافي نبوده و لينك من نيز از وبلاگهايشان حذف گردد. يا رب نظر تو بر نگردد.