يا ارحم الراحمين
حتي دلم نميخواد كه اسمش رو بذارم درد دلانه.
چند سالي هست كه كار ميكنم. تو اين چند سال در واقع كار نكردم ، هميشه ميگم كه عشق كردم. من فكر ميكنم كه اگه اون عشق به كار در وجود يه معلم نباشه، هيچ وقت نميتونه درست كار كنه. تو اين چند سال ، هميشه صبح ها با عشق و با ذوق از خواب بيدار شدم و به سر كار رفتم. گاهي بوده كه شديد مريض بودم. سرما خورده و انفلوانزا داشتم ، تو خونه مشكل و گرفتاري بوده ، اما بازم ميرفتم مدرسه. فكر ميكردم كه نكنه در نبودم مشكلي برا كسي پيش بياد. نه من ، بقيه همكارامم همينطور. گاهي با تعجب ، همكارايي رو ميبينم كه در اوج گرفتاري خانوادگي يا مثلا همين به تازگي يكي از همكارا ، همسر نازنينش رو از دست داد اما باز بعد از مراسم شب هفت ، با اونهمه احساس بي پناهي و خستگي ، به مدرسه اومد. يا همكارايي كه بچه هاي تبدارشون رو به مهد ميسپارند و به مدرسه ميان تا بچه ها از درسشون عقب نمونن. فكر ميكنم كه، اگه اون عشقي كه گفتم نباشه يه همچين چيزي ممكن نميشه. فكر ميكنم كه تو شرايط عادي امكان نداره كه يه مادر، بچه مريضش رو از خودش جدا كنه و بره تا به داد بچه هاي ديگه برسه.
و حالا !!!!!!!!
خستمه...
تو اين يه هفته، بعد از جريان پست قبل كه تعريف كردم، خيلي خستمه. تموم اين هفته رو با روزي يه وعده و گاهي، چند وعده شنيدن فحش و جيغ و داد گذرونديم. تموم اين هفته رو با اعصابي خرد از مدرسه اومديم خونه. تموم اين هفته رو صبحها دوست نداشتم برم مدرسه. تموم اين يه هفته احساس كردم كه اصلا امنيت شغلي نداريم. تموم اين يه هفته، احساس كردم كه چقدر بي پناهيم و هيچ حاميي نداريم. تموم اين يه هفته، خستگي اين چند سال كار رو هم كه اصلا حس نكرده بودم، حس كردم.
نه اينكه قبلا از اين موارد نبوده ، نع.... اما به اين شكل احساس بي پناهي نكرده بودم.
تو اين يه هفته چقدر نقص قوانين انضباطي آموزش و پرورش رو حس كردم. و حس كردم كه چقدر همه فقط دنبال مقصر ميگردند. تو اين يه هفته، لمس كردم كه رده هاي بالاتر ، حتي بعد از انجام كاري كه بهش اعتقاد راسخ دارن ، باز بعد از انجامش به دنبال سنگر ميگردن. اونم سنگري از رده هاي پايين . چرا؟؟؟!!!
نميدونم، زياد نميخوام حرف بزنم ، يعني بي حوصلمه. يعني فقط ميدونم كه خيلي خستمه.
پ.ن
* اون چند دانش آموز، بدون اينكه چيزي در پرونده هاشون ثبت بشه در مدارس منطقه، با عزت زياد ثبت نام شدند. دو نفرشون كه تو دو تا از بهترين مدارس غير انتفاعي منطقه به صورت رايگان ثبت نام شدند.
*ببخشين اگه بي حوصلگيم تو نوشتنم هم تاثير گذاشته. خيلي بي حوصلمه. ببخشينم.
* با تموم خستگيم، پيگير مسئله نيكو هستم، ممنون از بزرگواري كه در اين راه دارن كمكم ميكنن. ممنونم.
* صدام هنوز كاملا از هيسي در نيومده، دعام كنين، ديگه داره اذيتم ميكنه.
* دعام كنين، آخه به يه وضعيت روحي مسخره تو كارم رسيدم.
يا رب، يا رب نظر تو بر نگردد.