تقلب توانگر كند!!! - نوشته هاي يك ناظم
[ چون خبر غارت بردن ياران معاويه را بر أنبار شنيد خود پياده به راه افتاد تا به نخيله رسيد . مردم در نخيله بدو پيوستند و گفتند اى امير مؤمنان ما كار آنان را كفايت مى‏كنيم . امام فرمود : ] شما از عهده كار خود بر نمى‏آييد چگونه كار ديگرى را برايم كفايت مى‏نماييد ؟ اگر پيش از من رعيت از ستم فرمانروايان مى‏ناليد ، امروز من از ستم رعيت خود مى‏نالم . گويى من پيروم و آنان پيشوا ، من محكومم و آنها فرمانروا . [ چون امام اين سخن را ضمن گفتارى درازى فرمود كه گزيده آن را در خطبه‏ها آوردم ، دو مرد از ياران وى نزد او آمدند ، يكى از آن دو گفت : من جز خودم و برادرم را در اختيار ندارم ، اى امير مؤمنان فرمان ده تا انجام دهم امام فرمود : ] شما كجا و آنچه من مى‏خواهم كجا ؟ [نهج البلاغه]

98بازدید‌های دیروز

35363کل بازدید‌ها

تقلب توانگر كند!!! - نوشته هاي يك ناظم
جمعه 14 دي 1386 ساعت 4:15 عصر+ تقلب توانگر كند....

                                                  بسم الله الرحمن الرحيم
يك هفته از شروع امتحانات مي گذره و خوب به حمدالله مشكل خاصي نبوده. ما هنوز  زنده ايم و مي دويم. منتهي محض اطلاعتون بايد بگم كه بسكه مي دويم، فعلا اين شكلي هستيم
هفته ي قبل، آيين نامه ي امتحانات رو در باب تقلب ( انضباط و نمره همون درس فرد خاطي صفر، و از سه امتحان بعدي هم محروم) برا كليه ي بچه ها خونديم و گفتيم و گفتيم... انقدر دختراي خوب و حرف گوش كني بودن كه تا دلتون بخواد ما تو اين يه هفته از بچه ها تقلب گرفتيم. اونم چه پايه و چه رشته اي؟؟ اگه گفتين؟؟ نُچ ... عمرا اگه بتونين بگين.
پايه سوم كه امسال نهايي دارن و رشته ي... نععع بابا ، بيچاره انساني ها اسمشون بد در رفته. بعلع اين هنرا از بچه هاي رشته ي رياضي سر زده. بمونه... شاگرده و تقلب ديگه. به قول يكي از هم دانشگاهيا كه مي گفت: .... صبر كنين . ميگم. دو خط پايينتر بخونين.
برف هم كه اومد و يه روز برفندگي سخت هم شد و اما، مارو تعطيل نكردن و خوب اونم بمونه. اون روز رو هم به سلامتي گذرونديم. حالا كه هفته ي كم جنايتي داشتيم، براتون دو تا خاطره مي گم. يكي در باب برف و يكي در باب تقلب.


الاول و اصل الكلام في الباب التقلب
يه هم دانشگاهي داشتيم كه خودش دبير حق التدريس هم بود و بسيار باهوش و زرنگ و تقريبا اكثر نمراتش بيست بود. در ايام امتحانات ترم به دوستانش مي گفت: بيست دقيقه اول به من كاري نداشته باشين تا من بنويسم، بعد من به شماها كمك ميكنم. و خداييش هم بنده خدا تو تموم امتحانات انگاري وظيفه خودش ميدونست كه به دوستانش تقلب برسونه!!!!
يه روز آموزش دانشگاه خواستنش و يه خانم كه مسئول اونجا بود، بهش گفت: دختر خوب، به ما گفتن كه شما تقلب مي كنين؟ درسته؟ و ايشون خيلي با صراحت و صداقت گفت : بله من تقلب مي كنم. اون خانم عصباني شد و گفت: دخترِ من، تو خودت معلمي ، خوبه دانش آموزات اين كارا رو بكنن؟ اونم خيلي جالب گفت: من به دانش آموزانمم گفتم كه شما اگه عرضه دارين تقلب كنين و منم اگه عرضه دارم شما رو مي گيرم و هنوز هيچ شاگردي نتونسته تقلب كنه، چون من عرضه دارم و مي گيرمشون. حالا من تقلب مي كنم، شما هم اگه عرضه دارين، منو بگيرين.
بنده خدا اون خانم هيچي نتونست بگه، اما از اون امتحان به بعد تا سال چهارم دانشگاه، هميشه برا اون دختر يه مراقب خاص مي ذاشتند اما اون هم كار خودش رو مي كرد و تا سال چهارم كسي موفق نشد از اون تقلب بگيره.


الدويم و اما الخاطره البرفي
يكي از اين روزا كه برف زيادي اومده بود و تعطيل هم نبود، صبح كه رفتم مدرسه، ديدم كه مديرمون تو حياط داره با بچه ها برف بازي مي كنه، صحنه بامزه اي بود. برف زيادي هم تو حياط نشسته بود. خواستم برم تو دفتر، يكي از بچه ها كه جوگير شده بود، صِدام زد و تا برگشتم، يه گوله برف زد تو صورتم. يه مقدار از يخي كه همراه برف بود رفت تو چشمم و درد تموم صورتمو گرفت.  بچه هايي كه اون اطراف بودن، يه لحظه همشون ساكت شدن. انقدر عصباني شدم كه مي خواستم يه چيزي بهش بگم كه، يهو ياد صحبت عزيزي افتادم كه هميشه ميگن: سعي كنين كسي رو كه باهاتون شوخي كرده، هرچند بي مزه، در ملاء عام خيطش نكنين. لبم رو گاز گرفتم و صلواتي فرستادم و رفتم تو دفتر.
اون دختر بعدش اومد و از بي جنبه گي خودش عذر خواهي كرد و من هم خوشحال شدم كه تونستم بر خشم آني خودم غلبه كنم. كاش هميشه ميتونستم اينطور باشم، اما حيف كه......


پي نوشت
محرم داره مياد. همين. 
                                                               يا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
تقلب توانگر كند!!! - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
تقلب توانگر كند!!! - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر