شرط اخلاق - نوشته هاي يك ناظم
هركه عاشق شود و [عشق خود را] پنهان دارد و پاكدامني ورزد، خداوند، او را بيامرزد و به بهشت درآورد. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

98بازدید‌های دیروز

35362کل بازدید‌ها

شرط اخلاق - نوشته هاي يك ناظم
پنجشنبه 20 دي 1386 ساعت 2:18 عصر+ شرط اخلاق

                                               اَلسَّلامُ عَلَي الباكينَ عَلَي الحُسَين(ع)
خُب، جاتون خالي يه هفته خوب و پر فيتيله رو پشت سر گذاشتيم و اصلا هم قد كارگراي برج ميلاد كار نكرديم تو اين هفته. حالا خدا مي دونه كه بعد از اين تعطيلات، چطور قراره كه امتحانات جامونده انجام بشه، الله اعلم. اين هفته كه ما فقط دو روز رفتيم و مطلب قابل توجهي هم نداشتيم، اما ديروز داشتم تو وبلاگها رو نگاه ميكردم كه رسيدم به اين مطلب ، و خب يه سئوال و مطلبي رو كه حدودا يه ماهي هست كه بحثش تو مدرسه باز شده برام زنده شد.
يك ماه اول سال تحصيلي، برا نماز جماعت ظهرها از يه حاج آقايي دعوت مي كرديم كه برا نماز بيان و مارو به فيض نماز اول وقت برسونن. ايشون فرد بسيار عالمي بودن كه خب سخنراني هاي كوتاه و پر محتواي بين دو نماز ايشون هم ديگه مزيد بر علت شده بود و حسابي همكاراني كه به نماز مي رفتند( ما هم كه معمولا به دليل لياقت بسيار!!! از فيض نماز جماعت تو مدرسه محروميم و بايد مواظب كلاس ها و بچه هايي كه نماز نميرن باشيم) از نماز هاي پربار ايشون و سخنراني هاي كوتاهشون تعريف مي كردند. ما يك ماه در خدمت ايشون بوديم و بعد حاج آقا به مسافرت رفتند. در اون يك ماه نمازهاي خوبي داشتيم، از نظر محتوي و فقط يه مطلب مارو كلافه كرده بود و نمي فهميديم كه چرا اينطوريه!!
اون مطلب اين بود كه بچه ها استقبال نمي كردن و فقط تعداد كمي در نمازها شركت مي كردن ، چيزي شايد حدود هفت يا هشت نفر. و خب ما نميتونستيم بفهميم كه اين عدم استقبال علتش چي ميتونه باشه!!
بود تا حاج آقاي دوم رو دعوت كرديم و خب چند روز اول وضع به همون منوال بود تا يه روز يكي از همكارا گفتن: متوجه شدين كه نماز جماعت چقدر داره دوباره شلوغ مي شه؟؟!! و روزهاي بعد ما متوجه شديم كه بله نماز دوباره به شكل سال قبل داره بر ميگرده. يه كم دقت كرديم و ديديم كه اين حاج آقا هم به همون شكل اداي فريضه مي كنند و پاسخ به سئوالات و غيره. چند روز بعد، از صحبت هايي كه خود بچه ها مي كردن و همكارايي كه تو نماز خونه ميرفتن دليل اين تغيير وضعيت رو متوجه شديم. اين حاج آقا بين دو نماز ، سئوالات رو نه كتبا كه شفاهي از بچه ها مي شنيدن و بسيار هم پدرانه به سئوالات اونا جواب ميدادن و به نوعي ميشه گفت كه تونسته بودن ارتباطي قشنگ در قالب يه ملجا و پناهگاه ديني برا بچه ها بوجود بيارن. البته اون حاج آقاي قبلي هم به سئوالات جواب ميدادن، اما نه به اين شكل و نتونسته بودن با وجود تمام اون علم بالا اين ارتباط رو برقرار كنن....بمونه.
كشف اين مطلب باعث شروع بحث در جلسات و بخصوص ستاد نمازمون بود. نمي خوام بحث ها رو باز كنم. فقط همين اندازه بگم كه عده اي به برخوردهاي پدرانه ايشون ايراد مي گرفتن و روش حاج آقاي قبلي رو مي پسنديدند و عده اي هم اين روش رو قبول داشتن و مي گفتند كه اين نسل رو بايد با محبت به سمت دين سوق داد و .......
با خودم فكر مي كنم كه مگه دين ما دين اخلاق نيست؟ مگر پيامبر ما به همين حسن خلق موفق نشد كه اسلام را به مهماني قلوب ببرد؟ چرا اگر كسي هم داره درست برخورد مي كنه، اون رو و رفتارش رو رد مي كنيم؟! قبول دارم كه خُب مدرسه دخترونه هست و يه كم احتياط در برخوردها شرط عقل مي باشد، اما چرا به همون مقداري هم كه دين جايز دونسته انقلت وارد مي كنيم؟ چرا نماد دين بودن را با بد اخلاقي و عدم ارتباط صحيح و مذهبي با كساني كه محتاج اين محبت از جانب نمادهاي ديني هستن، يكي مي دونيم؟ دين ما دين اخلاق است و ما اجازه مي دهيم كه جووناي ما روز به روز به دليل عدم ارتباط صحيح با مبلغين دينيمون ( كه البته، نه همه) و افكار غلط عده اي، و باورهاي نادرست گروهي ديگر، كه باعث بوجود اومدن اين فاصله مي شه، از دين فاصله بگيرند.يادمون نره، اخلاق و نقش اون رو در جذب جوانان..... اينم بمونه.
اون حاج آقا رو هم گفتن كه ديگه نيان و الان يه حاج آقاي ديگه، تقريبا مشابه حاج آقاي اولي اومدن. البته تو ايام امتحانات كه نماز نيست اما خب، اينم بگم كه باز آمار بچه ها تو صفوف نماز جماعت كم شده.


دل نوشت
محرم داره مياد و نمي دونم چه كرديم؟ نمي دونم امسال چقدر قراره از اين سفره بهره ببريم و بهره برسونيم. نمي دونم، فقط مي دونم كه:
دلم هواي بين الحرمين رو كرده.
دلم هواي كف العباس رو كرده.
دلم هواي تل زينبيه رو كرده.
دلم هواي تو رو كرده آقا جون.
تموم زندگيم فداي يك نگاه عباس.
دلم هواي بوي نم سرداب آقام ابوالفضل رو كرده تا الي الابد، شرمندگي آب رو فراموش نكنم.


                                                         يا حسين مددي.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
شرط اخلاق - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
شرط اخلاق - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر