مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم ! - نوشته هاي يك ناظم
دانش بيش از آن است كه به شمار در آيد، پس از هر چيز نيكوترينش را برگير . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]

98بازدید‌های دیروز

35362کل بازدید‌ها

مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم ! - نوشته هاي يك ناظم
چهارشنبه 8 اسفند 1386 ساعت 7:47 عصر+ مشهد يا شلمچه؟ يحتمل هيچكدوم

                                               السلام علي الحسين(ع)
خب، انگاري يه چند روزي خلف وعده شد. نه اينكه فكر كنين كه تو اين مدت خبري نبوده ها!! نه بابا ، يه عالمه خبر هم بود اما خب من وقت نداشتم بنويسم. امروز رو كه باز فيتيله بودم. هرچي مينويسم برا غير امروز و مربوط به چند روز قبل هست.
جاتون نخالي. بازم دو ، سه روز پيش، يكي از كلاسهاي سوم يوهويي رفت رو هوا و بچه ها هجوم آوردن پايين و ..... بله. يكي از بچه ها، بدون سابقه قبلي، ( يعني ما هيچ تاريخچه اي از بيماري، از ايشون تو پرونده نداشتيم كه بخواهيم بدونيم اون لحظه چه شده و بايد چه بكنيم) ، شديد دچار تشنج شده بود. خلاصه كنم، اون طفل معصوم شب قبل تو تاكسي بوده و شاهد يه تصادف بد و همونموقع هم حالش بهم ميخوره و ميبرنش بيمارستان و تا نصفه شب، بيمارستان بوده. اما صبح، رو تعهد درسي كه داشته، مياد مدرسه و ... كه تو مدرسه اونطوري ميشه. القصه، ما زنگيديم به اورژانس و تا مثل برق ( ! )  اونا برسن؛ دوست صميمي اون بچه كه دچار مشكل قلبي بود، حالش بهم خورد. القصه دوم اينكه ، نفر دوم رو تازه تو اتاق معاونت طبقه دوم مستقر كرده بوديم كه دوست صميمي اون( نفر سوم) شقيقه هاش رو گرفت و شروع به تهوع كرد. خلاصه: اورژانس جان وقتي اومد، يه كم خودشون خندشون گرفته بود و شروع به مداواي بچه ها كردن و به همكلاسياي اينا كه بيرون در، مثل معاون مرده ها ( آرزو بر جوانان عيب نيست) كز كرده بودن، گفتن : اگه نفر بعديي هم هست، تعارف نكنينا. خلاصه كنم كه فكر كنم اگه يه ربع ديگه ديرتر مي اومدن بايد مارو هم از اون وسط جمع ميكردن.


مشهد يا شلمچه؟؟؟!!!
خب، مثل اينكه نقشه بنده كه چشمم رو بستم و به همكار معاونمم سفارش كردم كه چيزي از بديهاي بچه هاي مسافر نگه تا اونا بتونن برن مشهد و پوست سر مسئولين اردو رو دُرُسِه از جا در بيارن، داره گريبان گير خودم ميشه. مشكلي پيش اومده كه خانم مديرمون شايد نتونن برن اردوي مشهد و گفتن اگه نتونن برن، من بايد برم. درست در همون تاريخ هم اردوي دانش آموزي راهيان نور براي شلمچه برپا ميشه . هر ساله از طرف آموزش و پرورش كاروانهاي دانش آموزي به طرف مناطق جنگي جنوب ميره و از هر مدرسه، دو يا سه نفر سهميه دارن. من تا حالا سعادت نداشتم كه برم و خب، خيلي دلم ميخواد كه با اين بچه ها ايندفعه برم.  وخب.....ممممم... چي بگم؟؟؟ آقا جون ببخشينم، از اول كه قرار نبود من برم برا هيچكدوم، اما اگه قراره برم،  من دوست دارم برم شلمچه. امام رضا، منو ميبخشي؟؟؟ شايدم البته هيچكدوم قسمتم نشه ، چون اگه مديرمون بره مشهد، اونوقت من بايد تو مدرسه باشم و در نبود مدير ، مدرسه رو به آتيش بكشونم و تا دلم ميخواد آتيش بسوزونم.
راستي ،بشري جونم ، دقيقا به همون دليل كه توي كامنتت گفتي، اون بچه اهل تسنن هم راهي مشهد ميشه و تازه چون مادرش كارگره و وضع مناسبي هم ندارن، يه مقدار از پول سفرش رو مدرسه، تقبل كرده.


نارنجك
منطقه سوق الجيشي ( وووي چقدر نوشتنش سخت بود) مدرسه ما يه طوريه كه توي يه ميدون واقع شده( بگذريم كه ما هر چي نگاه ميكنيم از ميدون خبري نيست). حياط مدرسه تو قسمت كوچه هاي پشته و از چهار طرف بازه. يعني حياط عريض و طويل ما به سه كوچه راه داره. خدا ميدونه كه از اول اسفند تا تعطيليهاي شب عيد ، هرروز ما بايد تنمون بلرزه. نارنجك هايي ميندازن كه خدا ميدونه چقدر خطرناكه و ترسناك. به بچه ها سپرديم كه طي اين مدت، تو حياط زنگ هاي تفريح ، كنار ديوارا باشن. البته دست كلانتري منطقه درد نكنه كه هروقت خبر كنيم ميان و اين ايام گشت ميذارن اما خب معمولا يه نموره دير ميان و اينا ديگه....
دقيقا جلوي مدرسه ما، ايستگاه اتوبوسه. ديروز هنگام خروج از مدرسه، يكي زدن تو ايستگاه. طفل معصوم بچه ها خيلي ترسيدن و جيغ زدن.
 من ترسيدم؟ نچ بابا ، اصلا...
جيغ زدم؟ چرا تهمت ميزنين...
كلانتري كجا بود؟؟؟ يحتمل در همون حوالي...


چيچيز نوشت؟؟
معمولا در ايام عزاداري ها براي بچه ها از بلندگو مداحي پخش ميكنيم. ديروز  يه نوار بود كه آقايي خونده برا ايام عزا و به همراش موسيقي پخش ميشه و يه نواره ديگه بود كه مداحي و شور بود. ديروز بحث بود كه نبايد اون نوار رو كه آهنگ داره بذارن. البته من خودم نوار مداحي رو با شور بيشتر دوست دارم ، اما فكر نميكنم كه اون يكي نوار هم مشكلي داشته باشه.


دلنوشت:
آقا جون، تو اربعين حسينتون، دلم هواي كف العباستون رو كرده.
آقا جون عجل وصالك...
امشب التماس دعا.


خبر عاجل:
طي يك فقره اس ام اس ارسالي مشخص گرديد كه اين بنده حقير سراپا تقصير نه لياقت مشهد رو دارم و نه اردوي دانش آموزي رو ،  و مديرمون مشهدي شد و بنده هم بايد چهار ستون مدرسه رو در اون ايام نگاهدارم كه مبادا بلرزد.
گفتم لياقت ميخواد.


                                                                          يا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم ! - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم ! - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر