داریم فیتیله میشیم! - نوشته های یک ناظم
جانها، طبیعت های بدی دارند و حکمت است که از آنها باز می دارد . [امام علی علیه السلام]

40بازدید‌های دیروز

39291کل بازدید‌ها

داریم فیتیله میشیم! - نوشته های یک ناظم
سه‏شنبه 28 اسفند 1386 ساعت 12:33 عصر+ داریم فیتیله میشیم

                                                           یا رب التعطیلات
انگاری داریم به یه نفس راحت کشیدن نزدیک میشیم. رو نوبتی که از قبل گذاشته بودیم، دیروز رفتم و امروز فیتیله ام......................
بازم از وسط حرف زدم انگاری!!!
ببخشینم اینروزا انقدر سرمون شلوغ بوده که فرصت هیچ کاری نداشتیم. عملا مدرسه، پنجشنبه( که حالا میگم براتون)  روز آخرش بود برا بچه ها. جمعه هم که انتخابات بود و خب من  ............ چی بهش میگین شما؟؟؟ دو درکردن؟؟؟؟ اوهوم دقیقا همون که شما میگین. بخدا انقده این روزا، نه ینی اون روزا خستم بود که از فکر اینکه اقلا 48 ساعت هم جلوس اجلاس( یا اجلال؟؟) داشته باشم پای صندوق ...نچ... ولا حس...و نرفتم. اما از همون دقایق اولیه شروع رای گیری، سیل اس ام اس های رحمتی!!! دوستان  که پای صندوق ها به امر مقدس رای گیری اشتغال داشتن  به سمتم شروع به باریدن کرد و اونچه دور از جون از سزا و ناسزا بود نثار جاتمون کردن و ما هم همچنان که به امر مقدس کارجات مشغول بودیم، اس ام اس ها را خوانده و پوزخند به ریششان زده کردیم و اونچه از ادبیات حماسی در چنته ( بخوانید این باکس گوشیمان) بود برایشان ارسال داشته نموده کردیم تا یه موقع خدای نکرده حضورشان کمرنگ نگشته گردد. ( ادبیات رو حال کردین!!! اینا چی بود من نوشتم؟؟؟)...بمونه....
شنبه ، هم که مدرسه از حضور بچه ها تعطیل بود و یکشنبه هم که بود و دوشنبه هم که بود و و قس علی هذا تا کنون...... اما خب ما همچنان در سنگر بی دشمن ( دور از جون بچه ها رو نمیگما  ) حضور داشته و چهار ستون رو محکم گرفته بودیم.
بالا غیرتا مسئولین امر این قسمت را خونده ننننننمایند.
اوهوم، داشتم میگفتم که بچه ها تا پنجشنبه اومدن و جمعه هم که انتخابات بود و  تا عصر شنبه هم شمارش بود و دوستان هم تند و تند ما رو مورد تفقد قرار داده و حدود صد اس ام اس، ناناناناسزا  نثارمون نمودند ( با اونهمه کار، من حدس زدم که یکی رو گذاشته بودن مسئول ارسال اس ام اس به من) ...خب موند یکشنبه به بعد. وقتی دیدیم که خب مدرسه از وجود ا....ذ....ا....(نَوَشه،هر کی تونست بترجمه، بگه تا بهش جایزه بدم)  خالیه، ما هم دور از گوش مسئولین یه تدبیر اندیشه کرده و بین خودمون نوبتیش کردیم. اینطوری شد که همچین شد و امروز من فیتیله شدم.


و اما الپنجشنبه
اوهوم، داشتم میگفتم، پنجشنبه و ما ادریک پنجشنبه؟؟؟ که امیدوارم در هر سال تحصیلی ، خدا فقط یه دونه از این روزا نصیبمون کنه کافیه تا حسابی حال هممون بره تو قوطی و تا یه هفته هم جا نیاد. پنجشنبه انگاری یه جورایی همه قاط زده بودن. از صبح انقدر بدو بدو بود که اگه یه کیلومتر شمار به خودمون میبستیم، یحتمل کیلومتر شمار به حالمون به گریه می افتاد. تموم روز یک طرف، موقع تعطیلی هم یک طرف. دقیقا زمانی که بچه ها مشغول خروج از مدرسه بودن، یه نارنجک نمیدونم از کجا، یحتمل  امداد غیبی بود،( واقعا نمیدونم از کجا، چون سه طرف مدرسه نیروی انتظامی ایستاده بود)  نازل شد بر سر بچه ها و خب، متاسفانه یکی دو تا از بچه ها جراحت برداشتند. یکی از بچه که بغل پاش خورده بود، ده سانت پشت پاش پاره شد و یکی دیگه زخمی به طول دو یا سه سانت تو صورتش افتاد و یکی دیگه هم از همه خطری تر دقیقا کنار چشمش زخمی شد، اما بازم خدا به خیر گذروند. خلاصه اینم از اون روزا بود برا خودش.


و اما الببیی!!
طفلی ببیی...... همین دیگه. معلومه چی شد دیگه. اما خب، خوشحال باشین چون ببیی تو خوب خونه هایی رفت. غیر از ببیی همکارا زحمت کشیدن و یه چیزایی هم توسط مدیرمون و بقیه برا بعضی از بچه ها تهیه شد و توسط دوستان به خونواده هاشون تحویل شد( البته دور از چشم بچه ها). اینا رو هم فقط و فقط محض ریا گفتم. همین.


ختم الکلام
نمیدونم ، میتونم بازم تا سال تحویل بنویسم یا نه. یحتمل بمونه برا سال تحویل. اما....ممممممم... سال خوبی برا همتون آرزومندم. دعام کنین. ( حالا چرا خجالتم اومده، خودمم نمیدونم!!!).


                                                       یا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات دیگران ( نظر)

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[25/4/1387- 12:51 ص] یاد باد...
[13/4/1387- 11:54 ص] ای ول جناب وزیر !!!
[4/4/1387- 1:0 ص] حجاب و مدارس !!
[22/3/1387- 4:24 ع] زنده ایم بابا ...
[13/3/1387- 3:49 ع] امتحان و امتحان و امتحان..
[3/3/1387- 4:25 ع] دیدمت سردار...
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تویی که میشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگی
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نیست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق یا مشکل روحی
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورین؟؟
[آرشیو شده ها]
درباره خودم
داریم فیتیله میشیم! - نوشته های یک ناظم
خانم ناظم[88]
من یه خانوم ناظمم!
آرشیو یادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خیلی مخلصیم
بوی مرگ، عطر خدا
امتحان یا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنیایی فاصله
تقلب توانگر کند!!!
شرط اخلاق
اشک نویس
دو پاره
آخیش ، گفتم راحت شدم
گل های آراسته به سبزه!
کلاه گشادی که رفت سرم!!
بگذار تا بگریم...
به روز می شویم!
افتخار بی شعوری !
جوجه ی مارو ندیدین؟؟!!
خانم ناظم واقعی و تبعیدی !
مشهد یا شلمچه ؟ یحتمل هیچکدوم !
پیر می شویم !
هر چی دوست دارین !!
روز عتیقه!
داریم فیتیله میشیم!
آغاز احسن الحال
هیشکی نبود!
مسیح ای پیامبر رحمت
لوگوی من
داریم فیتیله میشیم! - نوشته های یک ناظم
لینک دوستان من
سیمرغ
شیعه مذهب برتر
کیمیای سعادت
زیبایی سایه خداوند بر کهکشانهاست
در هوای دوست
نسیمی از بهشت ...
عشقی
پشت خطی
حسام سرا
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
مهاجر(غربتی شماره یک)
شفاعت
ستاره طلائی
آغاز راه
رند
باستارگان روی خاک(غربتی شماره 2)
مائدة من السماء
از یک روحانی
زن بودن ممنوع
سلام شهدا
سلام آقا
صمیمانه ها
خط سرخ شهادت
ساحل آرامش
ایران اسلام
شیلو عج الله
شاعرانه ی یاس خاکی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
فلورانس مهربون
شلمچه
گــــل یا پوچ؟!
..::@@صدای سکوت@@::..
حزب اللهی مدرنیته
با سید علی تا فتح قدس و مکه
دم مسیحائی
راز و نیاز با خدا
تک ستاره
پاک دیده
مادرانه
حسین جان (این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست)
طعم شیرین دو دقیقه
فاطمه زهرا کوچولو
بروبچز دبیرستان روشنگر
دار مکافات
زیر آسمان خدا
در فراق وطنم
در فراق وطنم(دوست جونای غربتیم)
دلگویه های یک غلامعلی مجاهد
خلوت تنهایی
قلم رنجه
بازمانده تنهای تنها
سیاه پوش حسینیم ( نم نم بارون )
پنجره
بانو بلاگ
از خرابات...
خود نوشت
نقد مَلَس
دسته کلید
نگاهم برای تو
سرگیجه ها!!!
لبگزه
عدل الهی Divine Justice
راهیان عشق (ستایش گلم)
د ینداری
کجایید ای شهیدان خدایی
طلبه ای طالب یار
برادر کوچکتر
غریب آشنا(موهبت)
کشکول جوانی
بشری گلم
آقا معلم
یادداشت‏های بدون ‏متن!
الهه عشق (بهار عزیزم)
دربدران
پله...پله...تا خدا!
نافذ
عشق است به آسمان پریدن
جـــــــــرس . . .
کلبه احزان
نشریه چهارقد
مادرم ، آرام جانم
راز گشایی
نیایش
کریمه اهل بیت
ملیکا
دختـــــر شـــــب
کوچه های قلبم
کلرجی من
*.قاصدک.*
مهدی نامه
لوح دل
کاکو شیرازی
آهنگ وبلاگ من
اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 
جستجو در کل مطالب
:جستجو

جستجو در کل مطالب این وبلاگ، حتی مطالب بایگانی شده!

تولد حضرت مادر