فبشر عباداللذين يستمعون القول
بنا بر اونچه اخوي بزرگوارمون وظيفه شرعي وبلاگ نويسا اسم برده اند، بر خود لازم دونستم، اين چهار كلمه را اينجا در جهت حكم و وظيفه شرعي خودم مرقوم نموده تا اقلا در پيشگاه صاحب قرآن شرمنده نباشم. يا علي
چه مي شه کرد ؟
قرائت تازه ي !!! بعضي آدما از دين، بعضي موقع ها اقتضاء مي کنه، البته به روايت غير سنتي ، حتي نزول قرآن از جانب خدا را انکار کنند !
آري ؛ کار اين آقا به جايي رسيد که رسما نزول قرآن از جانب خدا را انکار کرد ..
خدا را چه ديدي؟؟!! شايد ما عوام الناس سر در نمي آريم از اين فهم هاي نوين. در جواب فقط نگاهي به يك آيه قرآن: و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي (سوره نجم) فرستاده ما هرگز بر اساس هواي نفس خود سخن نمي گويد، الا اينكه سخنان او تماما از جانب خداست ، كه بدو مي رسد.
-----------------------------------------
خب، در ادامه ي دوندگي هاي آخر سال، امروز يه روز عتيقه بود برا خودش. امروز آزمون جامع داشتيم و از اونطرف تر هم شوراي دبيران هم داشتيم و از اونطرف تر تر برنامه امتحانات مستمر ترم دوم كه بعد از عيد برگزار ميشه رو هم امروز بايد تو شورا مي داديم و از اونطرفتر تر تر از يكي از كلاسها از صبح بهم خبر داده بودن كه دو تا از بچه ها از صبح تا ظهر با هم شديد درگيرن و البته بمونه كه دعواشون سر چي بود. نميگم، آخه اگه بگم، يك گروه از عناصر خلقتي خدا اينجا خيلي ذوق مي كنن كه مگه تو مدارس از اين خبرا هم هست كه بر سر اونا!!! جنگ و دعوا هم بشه؟؟؟!!! ( اصلا شما هم متوجه نشدين كه جريان سر كي بوده؟؟) و ..... خلاصه بهشون تذكر دادم و باهاشون صحبت كردم و تذكرات لازمه رو دادم و .... تا اتمام وقت و زنگ خونه. وقتي زنگ خورد و همكارا رفتن تو شورا و بچه ها هم رفتن و ما هم تازه آماده رفتن به داخل دفتر و شركت در شورا مي شديم، ديدم كه چند تا از بچه ها از خيابون به مدرسه برگشته و با داد و بيداد وهيجان زده ، خبر از ادامه دعوا تو خيابون دادن. خلاصه كنم كه ياد آوريش فقط با اعصابم بازي ميكنه و فكر كنم ذكر كاملش، شخصيت دختر هاي خوبمون رو ميبره زير سئوال. همين قدر بگم كه اون دعوايي كه به خيابون كشونده شد و به دوتا از بچه هاي مدرسه روبرو كه دوستان يكي از اين دو نفر بود، كشونده شد و كتك كاري اساسي و مامور كلانتري و ممممممم ممممم ( اينا يعني اينكه بسه). هيچي ، نتيجه اي نداشت جز نتيجه ي شيرين عدم شركت ما تو شوراي دبيران و موندن چند ساعت وقت اضافه تو مدرسه و ..............
راستي تي
*انگاري جوجمون يه كار بد كرده، دنبالشم و دارم پيگيري ميكنم!!!!
* اون دو دانش آموز ( موبايلياي پست قبل) فعلا موقت سر كلاس ميان، يعني بخشيده شدن و مشاورين دارن روشون كار مي كنن.
پ.ن
چند نوبته مي نويسم، ميخوام اين رو بگم كه، فقط يك هفته گذاشتن كه تو تبعيد و تو اتاق معاونت طبقه دوم بمونم و بعد از چند روز به لطف دوستان ( بخوانيد، به زور دوستان) به اتاق خودم تو طبقه اول برگشتم.
آخي نوشت فردا قراره كه يه بَبَيي تو مدرسمون سر بِبُرَن. حوصلم نيست كه بگم برا چي. يعني هستا، اما دلم نميخواد بگم، آخه ممممممممممممممممم (يعني نپرسيد).... پس بمونه.....
يا رب نظر تو بر نگردد