امروز من سیلی خوردم.. - نوشته هاي يك ناظم
آنكه براي جز نزديكانش گشاده رويي كند، حكيم نيست . [امام علي عليه السلام]

98بازدید‌های دیروز

35362کل بازدید‌ها

امروز من سیلی خوردم.. - نوشته هاي يك ناظم
دوشنبه 27 فروردين 1386 ساعت 12:54 صبح+ امروز من سيلي خوردم.....

بسم الله الرحمن الرحيم


الهي انت كما احب ، فاجعلني كما تحب
خدايا تو آني كه من دوستت دارم ، مرا آن كن كه تو دوست داشته باشي(حضرت علي ع)


امروز من سيلي خوردم!
تا حالا سيلي خورديد؟ وقتي سيلي خورديد بيشترين قسمتي كه درد گرفته كجا بوده؟ گوشتون؟ گونه تون ؟ كنار چشمتتون ؟ تا چند ساعت احساس درد و سوزش داشتيد؟


امروز من سيلي خوردم!
پارسال شاگردي داشتم كه سال اول دبيرستان بود، چند دفعه در جمع بچه ها حرفاي نه چندان جالب ، در مورد فرار از خونه ، و رفتن به خونه هاي دختراي فراري زده بود.خبرش كه به من رسيد، طي چند جلسه خصوصي و محرمانه باهاش حرف زدم.از در نصيحت ، تعريف داستاناي دختر فراريا ، دين و پيغمبر ، آخرت، ازدواج و شيريني زندگي سالم و....خلاصه از همه دري باهاش حرف زدم .خوشحال بودم ،آخه يه مدت تغيير كرد. سعي كردم روابطمو باهاش صميمانه كنم. بعد از يه مدت باز معلوم شد همون كاراش رو از سر گرفته، و ايندفعه ديگه هيچ جوري حرفام رو قبول نميكرد. علي الظاهر گوش ميكرد ولي معلوم بود كه ، فقط گوش ميكنه.


آره امروز من سيلي خوردم!
 خبر از برنامه هاش و صحبتاش بهم ميرسيد ، ديگه پنهان كاري رو بيش از اين صلاح نديدم و يه روز مادرش و خواستم و با كمك مشاور بهش گفتم.خدا شاهده برا اينكه جلوي فاجعه رو بگيرم.ولي اگه مشاور نبود ، باور كنيد مادرش من و زده بود . به هيچ عنوان قبول نكرد و گفت چرا تو فكر كردي كه از من مادر دلسوزتري؟ چرا تو فكر كردي كه  ميتوني به من ، يه مادر پنجاه ساله راه درست تربيت كردنه بچه ها رو ياد بدي؟ خيلي چيزا بهم گفت كه بعد از رفتنش يك ساعت گريه كردم .ولي با وجود اينكه ازش خواهش كرديم به مينا چيزي نگه ، از برخورداي مينا در روز بعد فهميدم كه همه چيز رو گفته.


آره ، آره ، امروز من سيلي خوردم!
تابستون شد و مامان مينا پرونده مينا رو از مدرسه ما گرفت  و اونو برد هنرستان و تقريبا ديگه از مينا بي خبر بودم.... تا امروز....................


آره ، آره ، آره امروز با اومدن مامان مينا ، من سيلي خوردم!
امروز داشتم صورتجلسه شورا رو ، برا ارسال به اداره تايپ ميكردم كه ، ديدم سرو صدا مياد ، و از بين سرو صداها اسم خودمو شنيدم.
در سايت باز شد و من با تعجب مامان مينا رو ديدم !!!!! به پهناي صورت گريه ميكرد و به همكارام كه سعي داشتن ، جلو ورودش رو بگيرن ميگفت : شما رو به خدا بذاريد يه دقيقه من با ايشون كار دارم و همكارا كه در جريان پارسال بودن ، ميترسيدن برخورد فيزيكي پيش بياد.
همكارارو فرستادم بيرون و گوش دادم.يك ساعت گريه كرد و گريه كردم.... گفت و شنيدم..... زار زد و زار زدم.....
گفت كه مينا چند ماهه كه از خونه فرار كرده و ديروز از منكرات خبر دادن كه تو يه منزل....اونو گرفتن و ميگفت كه به مجرد شنيدن اين حرف ياد من و برخورد پارسال افتاده و اومده بود درد و دل و ميگفت تو رو خدا بزن تو صورتم تا بدوني كه چقدر پشيمونم.ولي من فقط گريه ميكردم. آخه .....


من سيلي خوردم!
از صبح تا حالا جاي سيليي كه به دلم خورده خيلي ميسوزه. آروم نميشه.يادم افتاد كه پارسال با فاش شدن موضوع چقدر همه دعوام كردن .مدير ميگفت اگه به من گفته بودي،بيرونش ميكردم تا آدم بشه. و توبيخ شدم كه چرا به مدير نگفتم. همكارام ميگفتن ، سري كه درد نميكنه چرا دستمال ميبندي؟ بابا به تو چه؟ خلاصه هركسي يه جور دعوام كرد و من از اونجايي كه به كارم اعتقاد داشتم ناراحت نشدم ولي امروز....


من سيلي خوردم ، خيلي بد سيلي خوردم. صبح تا حالا خودم و مقصر ميدونم كاش اونروز ميذاشتم مادرش من و بزنه ولي بهش اثبات ميكردم كه داره بيراهه ميره.و گاهي ممكنه كه يه ناظمم دلش برا بچه آدم بسوزه .كاش بعضي پدر ، مادرا باور ميكردن كه ، بچه هاشون واقعا مثل بچه هاي خودمونن .نميدونم خيلي دلم ميسوزه.خيلي...


نميدونم كي مقصره؟......مينا؟......  مدرسه؟...... دوستاي بد؟.....خانواده؟..... جامعه؟....مامانش؟.....مامانش؟.....مامانش؟..... من؟.... من؟.... من؟......


يا رب نظر تو برنگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
امروز من سیلی خوردم.. - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
امروز من سیلی خوردم.. - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر