غم یار - نوشته هاي يك ناظم
جدال تدبير را ويران كند . [نهج البلاغه]

98بازدید‌های دیروز

35361کل بازدید‌ها

غم یار - نوشته هاي يك ناظم
دوشنبه 21 اسفند 1385 ساعت 4:54 عصر+ غم يار

بسم الله الرحمن الرحيم


فاطمه جان......


چه زود وچه دير گذشت......


امروز برادرت اومد مدرسه و اون كارتهاي شوم و آورد ، چقدر تكيده شده بود.....


گفت سعي كنيد حتما بياييد چون فاطمه خوشحال ميشه........


يك سال گذشت. يادم نرفته روز آخر پدرت اومد ، اجازه تو رو برا سه روز گرفت . سه روز زودتر از تعطيليهاي آخر سال.معاون پايه تون اجازه داد و تو از كلاس اومدي. چقدر خوشحال بودي.


راه نمي رفتي ، مي پريدي ، سر به سرت گذاشتم ، گفتم تنبل خانوم سه روز نيومدن انقدر شادي داره؟ خنديدي گفتي : نه آخه يه هفته هست كه مامان و نديدم و ميخوام با بابا برم اصغهان  ، مامان و بياريم .ديدن مامان ، شادي داره.


فاطمه جان .......


يادش به خير ، وقتي حرف احقاق حق بچه ها بود چقدر داغ مي كردي. يادته اون روز كه اردو كنسل شد؟؟؟؟؟؟؟؟


يادته وقتي در جلسات شوراي دانش آموزي شركت ميكردي ، با چه جديتي ، پيگيري مسائل بچه ها رو مي كردي؟ باهات شوخي ميكرديم و ميگفتيم انشاءالله در آينده مدير بشي. كاش............


من معاون پايه شما نبودم ، ولي انقدر خوب بودي كه همه ما ميشناختيمت.


اون صبح شوم آخرين روز مدرسه قبل از عيد ، ساعت يه ربع به هفت كه اومدم مدرسه ....


چه روز شوم و سياهي بود اون روز. عقلم كار نميكرد كه چي شده. يعني نميخواستم باور كنم. تو رفتي  مامان و بياري ، پس چرا خودت رفتي؟ نميدونم تونستي مامان و سير ببيني يا نه؟


فاطمه جان ، گل قشنگم.....


تو رفتي و شدي عروس مدرسه .هيچكس نميخواست باور كنه. آسمون خون ميباريد. چه روزي .بيچاره پدر و مادرت .....


يادته روز آخر از در كه رفتي بيرون ، صدات زدم ، گفتم بي معرفت ، تبريك عيدي ، بوسي ، چيزي ، خنديدي از دور بوس فرستادي و گفتي ، تقسيمش كنيد وقت ندارم. چه شتابي برا رفتن داشتي.


فاطمه ، عروسكم ، دخترم ، گلم ، شايد خيليا ايراد بگيرن و بگن ، شب عيدي چرا اين چيزارو نوشتي؟ ولي مگه ميشد .سالگرد كوچ تو برسه و ...بي انصافي بود اگه يادت نميكردم.


عزيزم فكر كنم مراسم سالت رو هم نرم .مثل سوم و هفتمت كه نتونستم ، يعني دلم نيومد كه برم .آخه اگه ميرفتم ميديدم اون چه رو كه نميخواستم بپذيرم .بايد باور مي كردم كه ديگه نيستي ... و من دوست داشتم كه هميشه همون تصوير آخر رو كه بوس فرستادي تو خاطر داشته باشم و نميخواستم عكست رو كه با روبان سياه تزئين شده ببينم.


گلم ، قشنگم ، نازنينم ، سالگردت و گرامي ميدارم و يادت و هميشه در دل زنده نگه ميدارم.


سه غم آمد به جانم هرسه يك دم


غريبي و اسيري و غم يار


غريبي و اسيري چاره داره


غم يار و غم يار و غم يار


يا رب نظر تو برنگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
غم یار - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
غم یار - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر