یوم الکارنامه، یوم الحسرت - نوشته هاي يك ناظم
ايمان خود را با صدقه نگاه داريد ، و مالهاتان را با زكات دادن ، و موجهاى بلا را با دعا برانيد . و از سخنان آن حضرت است به كميل پسر زياد نخعى [نهج البلاغه]

98بازدید‌های دیروز

35363کل بازدید‌ها

یوم الکارنامه، یوم الحسرت - نوشته هاي يك ناظم
شنبه 16 تير 1386 ساعت 1:9 صبح+ يوم الكارنامه، يوم الحسرت

                                              بسم الله الملك يوم الحساب
                        اِنَ السّاعَه لَاتيه لا رَيبَ فيها وَلكنّ اكثرَالناسِ لا يوُمنُون
اون روز؟؟؟ قرار بود كارنامه بديم. جالب بود، من هم مثل بچه ها كه قرار بود كارنامه بگيرن، صبح با دلشوره از خواب بيدار شدم.و با همون دلشوره هم رفتم مدرسه. چهره ها معمولا نگران بود و مضطرب. حتي بچه زرنگها هم دلشوره داشتن. دلشوره رقابت.
تا اماده شدن كارنامه ها و تحويل به خانواده ها (ما ساعت 9 اعلام كرده بوديم و اونا از قبل از 8 اونجا بودن) با يه نگاه ساده ميشد سريع بچه ها رو دسته بندي كرد:
الف)گروه مضطربيون
ب)گروه خونسرديون
هر دو گروه به دو دسته زرنگ و كم كار تقسيم ميشدن. يعني هم زرنگا مضطرب بودن و هم كم كارا. هم زرنگا توشون خونسرد داشت و هم كم كارا.
تا بالاخره كارنامه رو داديم و دوباره، توجهم به عكس العملاي بچه ها جلب شد.
1-يك عده تجديد آورده بودن، از يك تجديد داشتيم تا تمام مواد.
2-عده بعدي گروهي بودن كه قبول شده بودن، البته با عكس العملاي متفاوت.
*يك گروهشون خوشحال بودن كه قبول شدن، حالا چندان براشون فرق نداشت كه به چه صورت، با نمرات ناپلئوني يا مشابه.
*عده اي ديگر، يا رتبه آورده بودن يا ممتاز و كارنامه رو با خوشحالي به همه نشون ميدادن.
*گروهي ديگه، قبول بودن ولي خودشون از نمرات خودشون چندان راضي نبودن و ناراحت بودن و انتظار بيش از اين از خودشون داشتند .
جمعي كه تجديد داشتن هم، عكس العملاشون متفاوت بود.
*بعضي ساكت گوشه اي گريه ميكردن و تو خودشون بودن.معلوم بود كه حسرت ميخورن. 
*گروهي داد و فرياد ميكردن و تجديد شدنشون رو گردن معلمها مينداختن.
*تعدادي با داد و فرياد بر سر مادر و يا همراهشون اونارو مقصر جلوه ميدادن.
توجه به اين حالات و نگرش نوع برخورد بچه ها با كارنامشون منو ياد قيامت انداخت.
قيامت همان روزي است که  مومنان از خوشحالي در پوست خود نمي گنجند و کفار از ترس در ميان بارش آتش ميخکوب مي شوند.(سوره طور)
آنهايي كه به قيامت يقين داشتند و آنهايي که اين روز بزرگ   را تکذيب مي کردند به نتيجه اعمالشان دست پيدا مي كنند.
احساس كردم كه چقدر اون روز برام ملموسه. روزي كه دنبال يكي ميگرديم تا گناه عمل انجام شده رو بندازيم گردنش.روزي كه باز هم دنبال يكي ميگرديم تا كوتاهي در انجام امور انجام نشده رو به اون نسبت بديم.
روزي كه حسرت ميخوريم چرا يه كم بهتر گوش نكرديم؟ يه كم بيشتر انجام نداديم؟يه كم حواسمون رو بيشتر جمع نكرديم؟يه كم بيشتر سعي نكرديم؟و...... تا ما هم اونروز با خوشحالي، كارنامه مون رو به همه نشون بديم.
البته بچه ها وقتي تيرماه كارنامه رو ميگيرن يه فرصت جبران دارن. دو ماه مهلت دارن تا اشتباهات رو جبران كنن، ولي قيامت از اين خبرا نيست. تجديد و فرصت جبران بعد از رفتن وجود نداره. هر چي هم كه بخواي ، فرصت برگشتي وجود نداره. 
خدا كنه كه فرصتهاي اين دنيايي رو از دست نديم.
البته اين قسمتها رو جهت تذكر به خودم نوشتم كه بيش از همه بهش نياز دارم. 
   همه عيب خلق ديدن نه مروت هست و مردي    نظري به خويشتن كن كه همه گناه داري
اندر احوالات يوم الكارنامه:
*
يكي از شاگرداي بسيار خوب سال سوم كه دو ماه قبل از امتحانات، مادر خوبش رو از دست داده بود، و بسيار نگران روحيش بوديم، الحمدلله با رتبه عالي قبول شدو باعث شادماني دل همه كادر مدرسه شد.
*يه مادري، سر دخترش كه 7 تا تجديد آورده بود داد ميزد كه: همش تقصيره اون كامپيوتر(بيچاره كامپيوتر!!!) و دخترش هم ميگفت كه نخير ، تقصير ظرفايي كه دادي من شستم!!! . پس نتيجه ميگيريم كه هم كامپيوتر خطرناكه . هم ظرف شستن. (( قابل توجه معتادان اينترنتي و اون ترنتي و فروشندگان ماشينهاي ظرفشويي)).
*يه پيشنهاد  قشنگ!!!‏  داشتم ، مادري بعد از كلي گانگستر بازي ، با وقاحت كامل پيشنهاد ميداد كه سه درس تجديد شده دخترش رو براش نمره جور كنم و اون در قبالش......( حالا بمونه) و وقتي عكس العمل منو ديد ، گفت آخه ما تابستون قرار بريم خارج و ايران نيستيم و اگه پدرش بفهمه تجديد آورده اينو نميبره و بدتر از مادر دخترش بود كه با خونسردي ايستاده بود و نگاه ميكرد و فكر ميكرد كه مامان گلش!!! حتما اين كار رو براش انجام ميده و وقتي برخورد منو ديدن ، جاتون خالي (تا دلتون خنك بشه)چند تا ....... نثار كردن و رفتن.(( راستي علم بهتر يا ثروت ؟ البته .... ، ....))!!!   
كاش به بچه هامون القاء نكنيم كه همه چيز خريدنيه!!!
باباها گوشاشون رو بگيرن....امان از مامانا !!
             ****************************************
بزرگواري فرموده بودن كه پست قبلي (به تعبير ايشون) ، خيس نخورده بوده . حسب الامر ايشون پست ايندفعه رو چند روزي تو آب خيسوندم تا خوب مغز پَز بشه. البته آب خالي و از نمك خبري نيست.و اگر هم طولاني شده ، تقصير همون خيس خوردن تو آب ميباشد.(نه كه معمولا پستهاي كوتاه كوتاه مينويسم).

                                                                                  يا رب نظر تو بر نگردد.


متن فوق توسط: خانم ناظم نوشته شده است| نظرات ديگران ( نظر)

ليست كل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/2/1387- 6:48 ع] همه قاط زدن !!!
[20/2/1387- 11:17 ص] شلوخ و پلوخ !!
[12/2/1387- 3:10 ع] تويي كه ميشناختمت
[11/2/1387- 11:4 ع] شرمندگي
[4/2/1387- 6:38 ع] نگرد نيست !!
[30/1/1387- 10:21 ص] درد طلاق يا مشكل روحي
[24/1/1387- 10:3 ع] خودتون چطورين؟؟
[آرشيو شده ها]
درباره خودم
یوم الکارنامه، یوم الحسرت - نوشته هاي يك ناظم
خانم ناظم[82]
من يه خانوم ناظمم!
آرشيو يادداشت ها
یا رب نظر تو بر نگردد
متهم کیست؟
غدیر
پدر؟ مادر؟ جامعه؟....مقصر کیست؟؟؟
قمر بنی هاشم
معلمی من و معلمی بعضیا..
زیارت
انقلاب اسلامی و بیدااری نسلها
دل شکستن و عذر خواهی
زیر 18 سال نخونه..
مشترک مورد نظر تو مدرسه است
به کجا چنین شتابان؟؟؟؟اخوی
غم یار
آقا رخصت دیدار
یادمون باشه..
نوشته های بی کامنت،کامنتای بی پاسخ
میلاد انوار و سایه منتظر
تجدید فراش و داداش مامان چهارمی
امروز من سیلی خوردم..
دمتون گرم...
شرمنده استاد، این هفته معلم نیستم..
قراری بود با جانانم..
مدینه بودو...
زهرا(س)،علت قابلی خلقت
نمیدونم بخونین دیگه...
عشق کافیه؟؟
یوم الکارنامه، یوم الحسرت
تعطیل لات رو، عشق است..
ما چیکارَ بیدیم؟؟
الهی بمیری !!
شب نور
افوض امری الی الله
شجره طیبه
داغیست بر دلم
رویای گمشده...
گفتن بنویس، ما هم نوشتیم
توهم فانتزی
مزد امیدواری...
خاطره یک شیطنت
یا حی...
یا ستارالعیوب
سلام مولا
من شاکیم!!!
چی میل دارین؟؟؟!!!
دوستتون دارم....
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار....
مدرسه در دست بچه ها...
سنگینی بار یه قسم...
رسما هیس می شویم....
به کجا داریم میریم؟؟!!!
خستمه و دلتنگمه
خيلي مخلصيم
بوي مرگ، عطر خدا
امتحان يا انتقام؟؟؟!!!
مثل هم با دنيايي فاصله
تقلب توانگر كند!!!
شرط اخلاق
اشك نويس
دو پاره
آخيش ، گفتم راحت شدم
گل هاي آراسته به سبزه!
كلاه گشادي كه رفت سرم!!
بگذار تا بگريم...
به روز مي شويم!
افتخار بي شعوري !
جوجه ي مارو نديدين؟؟!!
خانم ناظم واقعي و تبعيدي !
مشهد يا شلمچه ؟ يحتمل هيچكدوم !
پير مي شويم !
هر چي دوست دارين !!
روز عتيقه!
داريم فيتيله ميشيم!
آغاز احسن الحال
هيشكي نبود!
مسيح اي پيامبر رحمت
لوگوي من
یوم الکارنامه، یوم الحسرت - نوشته هاي يك ناظم
لينك دوستان من
شيعه مذهب برتر
يك بجا مانده
طعم شيرين دو دقيقه
خلوت تنهايي
بروبچز دبيرستان روشنگر
شاعرانه ي ياس خاكي
باستارگان روي خاك(غربتي شماره 2)
نگاهم براي تو
رند
دسته كليد
نامه هايي از خليج هميشه فارس
مهاجر(غربتي شماره يك)
با سيد علي تا فتح قدس و مكه
حسين جان (اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست)
نسيمي از بهشت ...
سيمرغ
شفاعت
آغاز راه
سلام شهدا
از يك روحاني
دم مسيحائي
يادداشت‏هاي بدون ‏متن!
حزب اللهي مدرنيته
در هواي دوست
كيمياي سعادت
طلبه اي طالب يار
وبلاگ شخصي محمدعلي مقامي
تك ستاره
پنجره
فلورانس مهربون
ستاره طلائي
عدل الهي Divine Justice
دار مكافات
صميمانه ها
زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست
زير آسمان خدا
گــــل يا پوچ؟!
بانو بلاگ
راز و نياز با خدا
از خرابات...
پله...پله...تا خدا!
سياه پوش حسينيم ( نم نم بارون )
عشق است به آسمان پريدن
بازمانده تنهاي تنها
نافذ
سلام آقا
در فراق وطنم
جـــــــــرس . . .
نقد مَلَس
مائدة من السماء
پاك ديده
لوح دل
..::@@صدای سکوت@@::..
كلبه احزان
قلم رنجه
حسام سرا
عشقي
دربدران
كلرجي من
ايران اسلام
د ينداري
آقا معلم
راهيان عشق (ستايش گلم)
خط سرخ شهادت
پشت خطي
غريب آشنا(موهبت)
مادرم ، آرام جانم
برادر کوچکتر
دلگويه هاي يك غلامعلي مجاهد
راز گشايي
كشكول جواني
فاطمه زهرا كوچولو
الهه عشق (بهار عزيزم)
كجاييد اي شهيدان خدايي
مادرانه
نشريه چهارقد
سرگيجه ها!!!
بشري گلم
لبگزه
خود نوشت
نيايش
ساحل آرامش
مليكا
دختـــــر شـــــب
كوچه هاي قلبم
*.قاصدك.*
مهدي نامه
كريمه اهل بيت
در فراق وطنم(دوست جوناي غربتيم)
آهنگ وبلاگ من
اشتراك در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
جستجو در كل مطالب
:جستجو

جستجو در كل مطالب اين وبلاگ، حتي مطالب بايگاني شده!

تولد حضرت مادر